سیدی کاشانی (بابا) درگذشت و از جور ولایت رجوی رها شد

بابا درصحبتهایش  با ما علنا مخالفتش با سیاستهای رجوی را بیان می داشت

 

Résultat de recherche d'images pour

 نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مسئول قدیمی و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

 

 

 سازمان مجاهدین در سایت رسمی خودش اعلام کرد که محمد سیدی کاشانی (بابا) مجاهد پیر و قدیمی ترین عضو تشکیلات این سازمان در بیمارستانی در آلبانی درگذشت. او با سابقه ترین عضو سازمان مجاهدین و از اعضای اصلی و اولیۀ آن در همان زمان پایه گذاری سازمان در سال 44 و زندانی سیاسی زمان شاه و سالها قدیمی تر از مسعود رجوی ولی نه در ظاهر بلکه عملا مغضوب او بود چرا که رجوی هیچ مسئولیت بالایی و سمت و رده ای به او نداد بلکه همیشه او را تحت مسئولیت زنانی که بسیار از او کم سابقه تر و در قسمت مربوطه در بخش تبلیغات بی تجربه بودند قرار داده بود و من که یک مدتی در بخش تبلیغات کار می کردم شاهد برخوردهای تحقیر آمیز توسط یک زن مسئول او با بابا بودم که بسیار برایم ناراحت کننده بود و من با دیدن آن صحنه دلم به درد می آمد. گناه بابا جه بود؟ برای اینکه در تمام طول سه دهه که ما در تشکیلات سازمان بودیم یک نمونه هم در نشستهای عمومی و علنی از او تقدیس و مجیزگویی و مبالغه گویی برای رجوی ندیدیم. ناسزا و دشنام و حتی عصبانیت هم از او علیه هیچ فردی در نشستها و بیرون ندیدیم بلکه این رباتهای مجیزگوی فرقه بودند که در نشستهای بخش تبلیغات گاهی او را مورد طعن و نیش و کنایه قرار می دادند و با جاسوسی و انتقال حرفهای خصوصی او به فهیمه اروانی مسئول تبلیغات و یا در نشستهای داخلی این بخش موجب می شدند که فهیمه اروانی او را با همۀ سوابق و تجارب و سنی که داشت مورد تحقیر و بی حرمتی قرار بدهد. اسد الله مثنی شکنجه گر معروف فرقه و فالانژ بخش تبلیغات دستگاه رجوی روزی در نشست فهیمه اروانی با ما گفت که بابا فلان جا محفل گذاشته بود و وضعیت تشکیلات و خطوط و کارهای تبلیغات سازمان را زیر سؤال می برده مثلا به یکی گفته است که نود درصد بچه های تبلیغات اصلا نماز نمی خوانند.

بابا واقعا مردی مهربان و همیشه خنده رو و به تمام معنی «انسان» بود. من شخصا با او در قرارگاه اشرف بعد از سقوط صدام صحبت کرده بودم و مخالفتش با خط و خطوط و عملکردهای رجوی در دخالت در امور عراق و همکاری با آمریکایی ها و طرز تبلیغات و برخورد با عراقیان که با آمریکا به عنوان اشغالگر کشورشان برخورد می کردند ابراز می کرد و می گفت: نمی دانم چگونه این مسئولان ما خطاب به عراقیان حمایتهای آمریکایی ها از ما را تبلیغ می کنند؟ این کارها که بیشتر موجب دشمنی عراقیان با ما می شود و آنها بدشان می آید.

نوشتۀ زیر را آقای اسماعیل یغمایی یار و دوست و همکار سالیان بابا امروز به دنبال اعلام درگذشت او نوشته است تحت عنوان: 

«محمد سیدی کاشانی تن وانهاد و از جور ولایت فقیه رست و به جان جهان پیوست»

که حتما بخوانید ولی آقای یغمایی ننوشته که منظورش از جور ولایت فقیه چیست؟ منطقا باید ولایت فقیه یا همان رهبری عقیدتی رجوی باشد زیرا کسی را که نزدیک چهل سال است در خارج ایران به سر برده و در تشکیلات سازمان مجاهدین بوده است نمی توان گفت در تمام این مدت تا لحظۀ مرگش زیر جور ولایت فقیه آخوندی حاکم بر ایران بوده است. اگر او از زیر حاکمیت ولایت فقیه آخوندی بیرون رفته و در تشکیلاتی که می گوید من ارتش آزادیبخش و مقاومت هستم و مبارزه می کنم کار و مبارزه می کرده دیگر نمی توان شخص او را زیر ستم و جور مثل خلق قهرمان دانست. اگر جوری بر او بوده آن هم در کشوری آزاد اروپایی از جانب رهبری تشکیلات سازمان مجاهدین بوده که شخصیتی چنان را در حصار خود زندانی و بدون تأثیر عملی در مبارزه قرار داده بود. بفرمایید آیا اگر بابا این مدت در زندان رژیم بود و یا فردی آزاد و مستقل در خارج بود حتی نفس وجودش تا چه رسد به مصاحبه ها و نوشتارها و گفتارهایش بیشتر توجه رسانه های ایرانی و خارجی را دقیقا به زیان رژیم جلب می کرد یا وجودش به قول آقای یغمایی در  «هفت حصار» تشکیلات سازمان در عراق و آلبانی و حرفها و خاطرات و نوشته هایش فقط در رسانه های مجاهدین؟؟!!