باز هم خبر مرگی مشکوک از درون فرقۀ رجوی در آلبانی

 

مرگ مشکوک یک مخالف دیگر درون تشکیلاتی رجوی در آلبانی

 

نوشتۀ عیسی آزاده از مسئولان و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

Résultat de recherche d'images pour

 

سایت رسمی فرقه رجوی نوشت:

«بامداد سه‌شنبه ۱۸دیماه ۱۳۹۷، قهرمان مجاهد خلق بهزاد مسعودی، پس از ۴۴سال مجاهدت بی‌وقفه در دیکتاتوریهای شاه و شیخ، به عهد خود با خدا و خلق وفا کرد و به جاودانه فروغها پیوست. او به‌دنبال بیماری طولانی در بیمارستان در آلبانی درگذشت».

بهزاد مسعودی هیچ بیماری طولانی نداشت و اساسا این اطلاعیه فرقه دروغ است. همه افرادی که او را می شناسند خوب واقفند که او شب و روز در بخش اطلاعات کار می کرد و هیچ مشکل و بیماری خاصی هم نداشت. او تنها یک «بیماری» از نظر فرقه داشت که از 25 سال قبل هم خودش آنرا علنی کرده بود و آن هم نارضایتی و مخالفت شد او نسبت به تمام خط و خطوط سیاسی و ایدئولوژیک و تشکیلاتی این فرقه بود. به همین دلیل هم او را به حاشیه رانده بودند وبقول خودشان در پستوخانه نگهداری میشد. بهزاد به عناوین مختلف نارضایتی و مخالتهایش با حرفها و عملکردها و خطوط رجوی را در تشکیلات از خود بروز می داد و مستمرا توی خودش بود وکاری به کسی نداشت یعنی در نشستها نه تملق می گفت و نه علیه کسی حرف می زد و نه به کسی فحش و ناسزا می داد. افرادیکه او را نمی شناختند نمی فهمیدند که بهزاد مبارزی بوده که چهار سال را در زندانهای شاه هم سپری کرده است. واقعا فشار های تشکیلاتی باعث شده بود که افراد قدیمی با تغیر کاراکتور خود به رجوی بفهمانند که از این فرقه بیزارند. نمونه بارزتر همه این ناراضی ها فرمانده فتح الله بود که کاراکترش را شبیه یک گدای کنار خیابان کرده بوده.

من بهزاد را بخوبی می شناختم و مدتها در جلسات معزشویی ستادی با هم بودیم. وی همیشه بشدت زیر تیغ بود. به او می گفتند مردۀ متحرک!! و کانون محفل!؛ و افراد حاضر در نشست را بر علیه او می شوراندند. او هم مظلونه در گوشه سالن کز می کرد و سرش را پایین می انداخت لام تا کام حرفی نمی زد.

من بیاد ندارم که او حتی در یکی از این جلسات مغزشویی علیه کسی حرفی بزند یا پای میکروفون بیاید و مثل سایرین طوطی وار چیزی را بیان کند تا سر از سر تقصیراتش بگذرند.. جلسه و نشستی نبود که مسئول نشست اورا زیر بدترین و رکیک ترین فحاشی ها قرار ندهد.

مسئول مستقیم وی در ستاد اطلاعات زنی بنام مهری حاجی نژاد بود که همه افراد تشکیلات و جدا شدگان او را می شناسند و می دانند او ذره ذره اخبار شنود و استراق سمع و دیدبانی در مرز و غیره را با کمک حسن نظام تنظیم و به بخش روابط می داد که به ادارۀ اطلاعات و امنیت عراق بدهند. از سال 2003 به بعد کار بهزاد در بخش شنود بود و از صبح تا شب پای دستگاهها بود و ضبط می کرد. علیرغم همه کار طاقت فرسای او به طرز هیستریکی زیر ضرب بود و بدترین ناسزاها را نثارش می کردند.  همیشه به او می گفتند تو خطرناکی و از اضداد شده ای! باید خودت را تعیین تکلیف کنی!. یک بار که با هم برای یک نشست می رفتیم گفتم بهزاد چیزی آماده کردی که بخوانی و دوباره زیر تیغ نروی. گفت من اعتقادی به این نشستها ندارم و چه بخوانم یا نخوانم من سهمیه دارم و زیر تبغ می روم. ته سالن با هم نشستیم به من چیزی نگفتند ولی اورا صدا کردند که مگر میهمانی بیا جلو! او هم از جایش تکان نخورد و جلاد نشست، سنگ روی یخ شد.

این را که بهزاد چرا در آلبانی از فرقه جدا نشد دقیق نمی دانم اما در اینکه او کاملا ضد تمام عملکردهای فرقه بود شکی ندارم چون همیشه با هم صحبت می کردیم و سایر  جدا شده ها می توانند به این امر گواهی بدهند.

بهرحال بهزاد هم خودش را راحت کرد و یک روسیاهی دیگر برای این فرقۀ جنایتکار باقی ماند .

من که رابطۀ خیلی نزدیکی با بهزاد داشتم هیچ بیماری در وی ندیدم چون غیر ممکن بود افراد کنار دستمان که شبانه روز با هم بودیم بیماری داشته باشند و ما مطلع نشویم. اینکه یک دفعه اعلام میشود وی به دلیل یک بیماری طولانی در بیمارستانی در آلبانی فوت کرده است کاملا ساختگی و دروغ است. در سال 1374 به او مارک بریده می زدند و مشخصا زنی بنام آذر (محبوبه جمشیدی) به وی می گفت این آرزو را باید به گور ببری که بروی بیرون بر علیه سازمان و رهبری مقاله بنویسی. بهزاد مشخصا از بیست و پنج سال قبل از افراد ناراضی بود و همه ما انتظار داشتیم که او زودتر از ما فرقه را ترک کند اما به دلیل حضورش در بخش حساس روابط و اطلاعات همواره برای او "بپا" گذاشته بودند و مرتب تحت نظر بود که یک موقع فرار نکند.

یکی از دوستان که به تازگی از فرقه رجوی جدا شده است تعریف می کرد که بهزاد بشدت تحت فشار است و به مرحله روانی رسیده و در هیچ جلسه و نشستی شرکت نمی کند.

با توجه به دست بازی که فرقه در آلبانی اخیرا به مدد سازمان سیا پیدا کرده است او و سایر ناراضیان قدیمی را تحت شدیدترین فشار های روحی و جسمی قرار داده اند تا اینکه به احتمال زیاد وی دست به خودکشی زده است.

کسانیکه عمرشان را در فرقه سپری کرده و با ترفند های این فرقه آشنا هستند بخوبی واقفند که اینگونه اطلاعیه های کوتاه و بی سر و ته برای کسانی تنظیم می شود که یا خودکشی کرده اند و یا توسط سران فرقه سر به نیست شده اند.

بهزاد با سابقه 44 سال در ردیف مسئولین بالای فرقه بود. صدور شتابان چنین اطلاعیه ای بی محتوا برای ما روشن می کند که بهزاد نه بیماری طولانی داشته و نه بخاطر بیماری فوت کرده است بلکه زیر فشار وحشتناک تشکیلات فرقه دق مرگ شده و یا خودش را خلاص کرده  و یا به طریقی سر به نیست شده است.

عیسی آزاده - فرانسه

8 ژانویه 2019