تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجوی، سازمان مجاهدین یا دار التناقض؟!

نوشتۀ عیسی آزاده از مسئولان و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

Résultat de recherche d'images pour

فرقۀ رجوی در تنگنا و بن بست سیاسی با مغلطه گویی و با وارونه جلوه دادن مسائل و معضلاتش بقول معروف دست پیش می گیرد که پس نیفتد غافل از اینکه علیرغم همۀ خوش رقصی ها و اثبات مزدوری اش به بیگانه و ارباب، بجز دیکتاتور سابق عراق هیچ رهبر سیاسی و یا کشوری این جریان مافیایی را جدی نگرفته است و هر چه بیشتر در انزوای سیاسی قرار گرفته است.

 

.در آخرین نمایش خیایانی این جریان مافیایی در پاریس با آوردن تعدادی از عناصر بازنشسته اش از جاهای مختلف و اجارۀ تعدادی مهاجر برای این نمایش بازهم بی آبرو شد و ایرانیان مستقل و بیزار از این جریان مافیایی اجتماعشان را جدا کرده و اعتراضاتشان را به این فرقه آلوده نکردند. در داخل کشور هم که این فرقه دقیقا از رفتار و خصوصیات کفتار استفاده می کند و هر حرکت اعتراضی از هر قشر جامعه را به کانونهای موهو م شورشی برچسب زده و مصادره می کند. کانون شورشی اصلا وجود خارجی ندارد و فقط یک اسم بی مسما است که همانند صدها اسمهای بی مسمای دیگر که در گذشته توسط این جریان مافیایی اعلام شدند بعد از مدتی از فرط رسوایی و خالی بودن چنته شان آنها را هم از سایتهایشان پاک خواهند کرد چرا که سالهای اذهان اسرایشان را با کلمات پرطمطراقی مانند هسته های مقاومت، تیمهای ارتش ازادیبخش در داخل ایران و ستاد داخل کشور و فرماندهی ارتش ازادیبخش در داخل ایران، انجمن های به اصطلاح هوادار در داخل ایران، پایگاههای مقاومت در داخل ایران، ستاد مالی داخل کشور و دانشجویان و سندیکاهای کارگری هوادار در داخل کشور وووو.... مشغول کرده بودند که اکنون دیگر از این واژه ها در رسانه های فرقه خبری نیست. الان هم شب و روز کانون شورشی می خورند و کانون شورشی می پوشند و اخیرا به  چند شهر هم پسوند شورشی اضافه کرده اند!!! منتظر فیلهای بادی بعدی هستیم!!!

براساسا تجارب چند ده ساله و مشاهدات عینی و دست اندر کار بودن، یک دوره 6 ساله در عراق کار فرقه هزینه کردن سرسام آور برای جذب جوانان عراقی  و عشایر روستایی و تعیین مستمری برای آنها هیچ ثمره ای نداشت و آخرش مشخص شد که باد هوا بوده است و در همان دوران بیش از صد سازمان و حزب و انجمن جعلی توسط فرقه ایجاد شد و یک کار تبلیغاتی بسیار گسترده هم در کنارش انجام میشد از تهیه مهر و کارت و لوگو و سربرگ تا درست کردن کارت شناسایی برای افراد برای عبور از ایستگاههای کنترل امریکایی ها وو.... حتی کار به جایی رسید که چند صد جوان عراقی از روستاها و شهرهای اطراف اشرف مانند نای،  دوجمه،  مرفوع کبیر و صغیر و شهرستان خالص و مقدادیه و منصوریه و بعقوبه و.... را در اشرف پانسیون و شروع به آموزش تشکیلاتی و نظامی و ایدئولوژیک آنها کردند که در همان یک ماه اول آنهمه آموزش تشکیلاتی و نظامی و ایدئولوژیک برای افرادی فاقد سواد و غیر سیاسی با گرایش های شدید قبیله ای شکست خورد و هر جلسه به اصطلاح انتقادی برای افراد مسئول آنها در فرقه با کتکاری و داد و بیداد و فحاشی تمام میشد تا اینکه فرقه تحت فشار دولت وقت عراق و آمریکایی ها مجبور شد که پایگاه این عناصر را ببندد و با وعده و وعید و دادن پول های زیاد آنها را بعنوان نیروی ذخیره به خانه هایشان روانه کرد که متاسفانه بیش از نود درصد این جوانان که دیگر انگیزه ای برای کار و زندگی نداشتند بعدها جذب القاعده و بعد هم داعش شدند خدمتی که رجوی به القاعده و داعش در عراق کرد هیچ کدام از پشتیبانان این جریان های تروریستی نکرده اند.

این تناقض را فرقه به حساب خودش قورت داده اما بارها گلویش را گرفته است.

یک تناقض عجیب دیگر در دستگاه تئوریک فرقه تغییر آموزش های تشکیلاتی بود. بعد از سقوط دیکتاتور عراق و مسلط شدن آمریکایی ها در عراق رجوی قافیه را باخت و از ترس قالب تهی کرد که تاثیر متقابل آن روی روحیه تک تک ما هم بود و از بالا تا پایینمان انگار گرد مرگ به رویمان پاشیدند. به هر حال رجوی با ترفند اینکه ما خلع سلاح نشدیم بلکه داوطلبانه سلاحهایمان را تحویل دادیم سرهمه مارا شیره مالید و در آخر هم گفت من بین سلاح و شما  صاحب سلاح یعنی شما را انتخاب کردم.

با اعلام خبر عملیات تروریست ها و زدن برج های دوقلو در آمریکا فرقۀ رجوی جشن وشادی در قرارگاه باقر زاده (گوشه ای از پادگان طارق گارد جمهوری عراق) برگزار کرد و از همۀ بلندگوها سرود نبرد با آمریکا و نابود باد آمریکا پخش می شد و رجوی هم باد به غبغب می انداخت که «بنازم به اسلام که حتی در خوانش ارتجاعی اش ببین چه می کند وای به روزی که اسلام انقلابی خواهر مریم وارد شود».

یادم هست وقتی بعد از یک کش و قوس طولانی با سازمانهای اطلاعاتی آمریکایی در عراق و ارتش آمریکا که باید برای مصاحبه نزد آمریکایی ها می رفتیم و تک به تک اسکرین می شدیم همه افراد توجیه می شدند که یادتان نرود در رابطه با برادر مسعود بگویید او از دوران زندان در زمان شاه هیچ خصومتی با آمریکا نداشته و ما دشمن را ارتجاع و آخوند ها می دانستیم واقعا جالبه حتی در دوران شاه هم بگویید رجوی گفته دشمن ما همان زمان هم ارتجاع بوده است!!!

در تدوین آموزش های جدید تشکیلاتی و تاریخچۀ سازمان بخش مربوط به کشتن و ترور مستشاران آمریکایی و ضد امپریالیست بودن سازمان مجاهدین بطور کامل حذف شد اما در تمام کلاس ها هر روز خبر از تنش و بهم ریختگی گزارش می شد که سرود نبرد با امریکا چه شد؟ سرود سرکوچه کمینه مجاهد پر کینه آمریکایی بیرون شو خونت روی زمینه چه شد؟ سرود میلیشیا که «بریز بر جهانخواره آتش میلیشیا» چه شد؟ امپریالیسم جهانخوارچه شد؟  اصلی ترین دشمن خلق ها چه شد؟ وو... اینها متداول ترین سئوالانی بودند که افراد از مربیان می پرسیدند. مربیان بیچاره پاسخ جدی نداشتتند و آخر هم کلاس با انبوهی تناقض تمام میشد و این سیکل مرتب ادامه داشت.

در جریان دادگاه پوئک در انگلیس وکیل ها و نمایندگان فرقه رجوی به وضوح اعلام کردند که سازمان مجاهدین دیگر جنگ مسلحانه و خشونت را کنار گذاشته و خط مشی آن مبارزه سیاسی و متمدنانه است.

بعد از خروج از لیست دوباره رجوی شعار جنگ مسلحانه و ارتش موهوم ازادیبخش را علم کرد.

با روی کار آمدن ترامپ هم فرقه از حول حلیم در دیگ افتاده و هنوز هم در حال دست و پا زدن است و در سال 2018 هم اعلام کرد که رژیم تا تا پایان سال سرنگون خواهد شد.

الآن هم که با یک موز گرم و با یک غوره سرد می شود یک روز حرف های ترامپ و وزیرش را غیر مسئولانه می خواند یک روزهم به بولتون دل خوش می کند.

جالب تر اینکه امروز تیتر زده از قول ترامپ و وزیر خارجه اش که امریکا خواهان تغییر مسیر حکومت ایران است در حالیکه همین چند روز پیش ترامپ در نشست جی 7 در پاریس گفت که هدف آمریکا تغییر رژیم ایران نیست بلکه آمریکا یک ایران قوی می خواهد.

فکر کنم سران فرقۀ رجوی در اثر این تناقضات و پرت و پلا گویی ها دچار جنون گاوی شده اند.

اولا همه ایرانیان و مشخصا چهره های مطرح سیاسی در داخل ایران و جریان های ایرانی خارج کشور به اتفاق خواهان تغییر مسیر از جمله نگرش در قانون اساسی و پایان دهی به فرد محوری و ولایت فقیه و انتخابات شفاف و لغو ممیزی های شورای نگهبان و غیره هستند.

فرقۀ رجوی استاد جعل خبر و فتوشاپ و سند سازی قلابی و کشکی است اما دیگه جرات نمی کند که حرفهای ترامپ و وزیر خارجه اش را دستکاری کند  و وارونه نماید.

بهر روی هر قسمت و هرجا ی این فرقه تبهکار که متمرکز بشوید مملو از تناقض و فریبکاری است.

از عکس رهبر مرده اش که عکس 25 سال قبل اورا نشان می دهد و گاهی هم که مریم قجر یاد دوران چریکی اش می افتد عکس دوران جوانی همسر مرحوش را بنمایش می گذارد.

اما مهمترین و اصلی ترین تناقض در دستگاه این فرقه تناقض ایدئولوژیک است. اقای علامه حسینی در یکی از سخنرانی هایش مطرح کرد که مریم رجوی گفت من اعتقادی به حجاب و روسری ندارم ولی مجبورم این فرم را رعایت کنم چون ما اعلام کرده ایم یک سازمان مسلمان و شیعه هستیم.

درامور و مسائل شرعی و به غایت ارتجاعی مربوط به فقه شیعه رجوی هزار بار از مرتجع ترین آخوندهای شیعه هم مرتجع تر است.  از جزیی ترین مسائل شرعی تا کلی ترین آنها دست آخوند ها را از پشت بسته است. در داخل تشکیلات فرقه ای که اینهمه به دامان آمریکا چسبیده و خودش را در محافل اروپایی و آمریکایی به صورت مدرن و امروزی و ضد ارتجاع و سکولار لانسه می کند ما حق نداشتیم پیراهن آستین کوتاه بپوشیم یا جوراب نپوشیم و حتی موکتها را در محوطۀ اشرف جوراب به پایمان می شستیم!! و کسی حق نداشت جلوی مسجد و یا در بیرون در دید خواهران وضو بگیرد!! یا جلوی خواهری حتی در اتوبوس بخوابد!! هیچ خواهری حق نداشت از برادری در بیمارستان حتی اگر نسبت خانوادگی داشته باشد مثلا دختری از پدر مریضش عیادت کند چون باید وارد اتاقهای بستری بشود که برادران در آنجا دراز کشیده اند!! و وقتی خواهران که با لباس و حجاب کامل اسلامی در خیابان می دویدند خیابان را می بستند و هیچ برادری نباید خواهری را در حال دویدن ببیند!! و خواهران نباید به تماشای مسابقات فوتبال برداران بروند!! وآن شدت جداسازی زن و مرد که در تشکیلات سراسری فرقه در خارج و عراق و آلبانی برقرار بوده و می باشد در هیچ رژیم ارتجاعی مذهبی وجود نداشته و ندارد. مثلا در کدام کشور اسلامی متعصب مرتجع پمپ بنزینها را زنانه و مردانه می کنند؟ که رجوی در اشرف برقرار کرده بود. اگر عکسهای زنان در قرارگاههای فرقۀ رجوی با آن حجاب محکم که یک تار مو هم نباید بیرون باشد و با آن لباسها در گرمای عراق را با عکسهای زنان در خیابانهای تهران زیر حاکمیت آخوندها مقایسه کنید به تناقضات دستگاه رجوی از مادون ارتجاعی  تا شعارهای مافوق مدرن مریم قجر در محافل اروپایی به خوبی پی می برید.

در همین حال و در اوج تناقض، خنده دار تر از همه این است که مریم قجر با روسری قرمز اسلامی استالینی اش! شعار لائیسیته و سکولاریسم می دهد. یادمان نرفته است وقتی دونفره به هم نان قرض می دادید رجوی می گفت انتخابات یعنی چه؟ مریم مهر تابان رئیس جمهور مادام العمر ایران  و مریم هم می گفت مسعود رهبری است که زمینه ساز ظهور حضرتش خواهد شد!!. حالا خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل فرقۀ سر تا پا دروغ ودغل و تناقض.

اما طنز داستان اینجاست که نفرات تشکیلات فرقۀ رجوی از بالا تا پایین نماز را برای رفع تکلیف  می خوانند و آنهم نه کامل بلکه برای دیده شدن و ترس از انتقاد نشدن و روزه راهم برای رژیم غذایی و یا جلب توجه می گیرند.

سخت گیری مربوط به پوشاک زنان و مردان و تفکیک شدید جنسیتی هم در تشکیلات بخاطر ترس از رابطه برقرار کردن زنان و مردان است زیرا زنان و مردانی که قریب سی سال با اجبار در تجرد قرار گرفته اند به شدت تحت فشار مسائل جنسی شان هستند وبه هر در و دیواری می زنند که رابطه برقرار کنند چرا که این خصوصیت هرانسان و حق طبیعی اش هست. در اینجا رجوی برای حفظ نیروها و استثمار فکر شان مسلمانی را کنار می گذارد چون به ضررش است زیرا رجوی و همسرش در اذهان تک تک افراد فرو کرده بودند که بین بین المرء شما و در قلب و ضمیر تان فقط باید دونفر باشد مریم و مسعود!! اگر شما زن بگیرید یا شوهر کنید دیگر عشقتان به رهبری کم می شود البته اینهم دروغ بزرگی است. آنها در تشکیلات انسانها را به ربات مبدل کرده اند و در قرن 21 بدترین نوع استثمار یعنی استقمار فکری را اعمال می کنند انهم با کنترل ذهن تک تک افراد در 24 ساعت روز و هفت روز هفته . این کار  به غایت ضد انسانی و خلاف قانون رجوی با سخت گیری های شدید تشکیلاتی و کنترل ذهن به اجرا در می آید.

از دیدگاه ایدئولوژیک مراسم های مذهبی از جمله سوگواری های مربوط به ماههای محرم و شب های قدر و نمازهای عید فطر و قربان هیچکدام جنبه اعتقادی ندارند اما برای قیاس کردن خودشان با مسلمانان شیعه و منزوی نشدن مجبور به نمایشهایی در این زمینه ها هستند.

سرتا پای سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) که در حال حاضر بعنوان یک سازمان مافیایی ابزار دست قدرت ها و سازمانهای اطلاعاتی  است مملو از تناقض و تلاش بیهوده برای رفع ورجوع آنها است.

تلاش می کنیم که در فرصتی دیگر به جزییات این تناقضات بپردازیم.

عیسی آزاده

29 اوت 2019