ایجاد احساس گناه دلیل در اسارت ماندن 2000ایرانی در آلبانی

ایجاد احساس گناه دلیل در اسارت ماندن 2000 ایرانی در آلباني

نوشتۀ داود باقروند ارشد - سایت نه به تروریسم و فرقه ها

ﮔﻨﺎﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻗﺪﯾﻤﯽﺗﺮﯾﻦ ﺗﺮﻓﻨﺪﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻠﻄﻪ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺖ. ﺁﻥﻫﺎ ﺩﺭ ﺗﻮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﺁﻥﻫﺎ ﺍﯾﺪﻩﻫﺎﯾﯽ ﻏﯿﺮ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﻪ

مجاهدین گناهکار در صف انتظار پاک شدن از گناهان. شرمندگی و حقارت و گردن شکستگی را در تک تک آنها میتوان دید. محمد حیاتی با سابقه همردیف حنیف نژآد در صدر گناهکاران!!! نفر

مجاهدین گناهکار! در صف انتظار پاک شدن از گناهان! در مقابل رهبر شیطانی فرقه، مسعود رجوی. شرمندگی و حقارت و گردن شکستگی را در تک تک آنها میتوان دید. محمد حیاتی با سابقه مبارزاتی همردیف محمد حنیف نژآد در صدر گناهکاران!!! نفردوم ایستاد از راست، این قلم نفر پنجم. چهار تن از این افراد تا این لحظه جانشان را در راه پاک شدن!!! از دست داده اند.

ﺧﻮﺭﺩﺕ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ، ﮐﻪ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻣﺤﻘﻖ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺁﻥﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ. ﺳﭙﺲ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻪﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩﺍﯼ. وحلقه اسارت و بندگی بر گردنت افتاده است.  ﮔﻨﺎﻩ ﺭﺍﺯ ﮐﺎﺳﺒﯽ ﻫﻤﻪ فرقه هاﺳﺖ.

ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﺎﻥ، ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻗﺮﻭﻥ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺭ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﯾﮏ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻬﺮﻩﮐﺸﯽ ﺍﺯ او. ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺪﻫﯽ، ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺮﺩﻩﯼ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ.

ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﯾﮑﭙﺎﺭﭼﻪ و متحد ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ. ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽﻣﺎﻧﻨﺪ. مسعود رجوی که نمیتوانست به هدف جلو گیری از اتحاد (از نظر خودش محفل زدن) مجاهدین با مکانیزمهای درونی فرد بگیرد، دست به تهاجم از بیرون فرد زد و تیغ را برگلوی مجاهدین گذاشته و هویت انسانی و مبارزانی آنها را به سلاخی کشیدن با اعلام اینکه، اگر هر دو مجاهدی با هم صحبت کنند!!!! به معنی ساختن یک شعبه سپاه پاسداران در درون تشکیلات فرقه ای اوست!!

از همین اقدام میتوان فهمید که جلوگیری از آگاهی مجاهدین از اقدامات استبدادی درونی  و علنی شدن سیاستهای ضد ملی و خودفروشانه مسعودرجوی در رابطه باعراق و … تا چه حد برای ادامه ننگین تشکیلات او حیاتی بوده است که آنرا با ضربه ورود نه یک پاسدار بلکه یک شعبه از سپاه پاسداران بدرون تشکیلات معادل میگرفت.! تا درکی اولیه از عمق سیاستهای اختناق و سرکوب درون تشکیلاتی را پیدا کرد.

از طرفی نیز بدﻟﯿﻞ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ افراد ﻗﺎﺩﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﯾﺮﻧﺪ، همواره ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻗﯽ میماندند.  ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺁﻧﺎﻥ و شرمندگی ناشی از آن، قدرت تفکرو خِرد شخصی آنها کور و آنها را  ﺁﻣﺎﺩﻩ میکند ﮐﻪ ﻫﺮﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﻨﺪ.

فاجعه وقتی عمق بازگشت ناپذیری به خود میگیرد که فرد ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ! حاضر به انجام ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ بود.  ﻫﺮ ﺁﯾﯿﻦ ﻭ ﺭﺳﻢ ﺑﯽ ﻣﻌﻨﯽ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺁﻭﺭﺩ؛ از پذیرفتن یک روشکسته سیاسی بعنوان امام زمان و رهبری عقیدتی گرفته تا او را  ناجی عالم کون و مکان و…پنداشتن.  از همین رو بود که مسعود رجوی با طرحی شیطانی ایجاد گناه در افراد تشکیلات را تبدیل به زنجیرهای خارداری تحت عنوان های عملیات جاری و غسل هفتگی و روزانه نموده و بر گردن مجاهدین انداخت تا مبادا لحظه ای بفکر سیاستهای ضد ملی، میهن فروشی به صدام، خودفروشی به جهانخواران، مرتجعین منطقه از یکطرف و ظلم و ستم های داخلی از سوی دیگر بیفتند. وی جهت رسیدن به این هدف هیچ حد و مرزی نمی شناخت.

از نابودی انسانیت در درون مجاهدین تا قتلعام شدن آنها. همانگونه که در جلسه عمومی میگفت که “اگر هزار مجاهد در دفاع از اشرف کشته شوند مانند این است که رهبری عقیدتیشان (مسعود رجوی) یکبار تهران را فتح کرده است!!! و اگر هر سه هزار نفر در دفاع از اشرف کشته شوند انگار که او سه بار تهران را فتح کرده است!!!!! دیدیم که چگونه مجاهدین مملو از احساس گناه بدست سربازان عراقی و یا با رفتن زیر خودروهای آنها در دفاع!! از اشرفی که مسعودرجوی وقتی فیلش یاد کار سیاسی در اروپا افتاد رهایش کرد خود را به کشتن دادند. و یا هنگام دستگیری مریم رجوی خود را به آتش کشیدند تا از گناهان پاک شوند!!!

فرقه ها ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻗﺮﻭﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪ. ﻭﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ فرقه های ﻣﺬﻫبی ﺑﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﺎ ﺑﻮﺟﻮﺩﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺗﻮ ﻣﯽﺗﺮﺳﯽ، ﻣﯽﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻄﺎﮐﺎﺭﯼ،  ﭘﺲ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﻤﮏ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺧﻄﺎﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ. وقتی خود را غرق گناه میدانی و میبینی به ﺗﻮ احساس  ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ و حقیر بودن میدهد. آنوقت است که براحتی در مقابل کسی که این احساس را در تو بوجود میآورد، ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﮐﻨﯽ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ مانند مسعود رجوی که خود را نماینده خدا بر روی زمین، عاری از استثمار و امام زمان میخواند و بنابراین اوست که ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ است ﺧﺪﻣﺖ ﮐﻨﯽ! ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ تسلیم ﻧﺸﺪﻩ و خود را واگذار نکرده است که ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ، ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﻬﺎﯾﺶ ﻭ به ﺷﻬﻮﺩﺵ باورداشته باشد.

ﺗﻮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﻟﺮﺯﺍﻥ ﻭ ﻣﺘﺰﻟﺰﻝ ﻫﺴﺘﯽ؛ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﻨﯽ. ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﻨﯽ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺷﻮﯼ، ﺑﭽﻪﮔﺎﻧﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﺎﻧﺪ، ﻫﺮﮔﺰ ﺭﺷﺪ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ. ﺳﻦِ ﺫﻫﻨﯽ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺭﺳﯿﺪ، ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺷﺪ. رجویها ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴتند  ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎﺷﯽ. ﺍﮔﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﻪ آنها ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺍﺷﺖ؛ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ، ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻭ ﮐﺴﺐ ﻭ ﮐﺎﺭ آنها ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻮﺩ!

بنابراین به همین جهت است که مسعود و مریم رجوی به هر قیمت اجازه نمیدهند مجاهدین اسیر در آلبانی به آگاهی مستقلی برسند. اجازه نمیدهند که ارتباطی با بیرون داشته باشند. دنیای بیرونی که خود تا فرق سر در لجنزارتین نهاد های آن فرو رفته اند و از کثیفترین و خشن ترین و جنایتکارترین آنها با پرداخت صدها هزار دلار برای بزک و سرخ نگهداشتن چهره کالبد مرده خود استفاده میکند را دنیای فاسد بورژوازی خوانده و مجاهدین را از تماس با آن منع میکنند و هر سه ماه یکبار رسما تعهد میگیرند که مبادا به دنیای بورژوازی قدم بگذارند و…

تیتر بعضی از زنجیر های گناهی که برگردن مجاهدین آویخته شده است عبارتند از:

  • دلیل پیوستن همه شما به سازمان مجاهدین خودنمایی با ریشه جنسیت بوده. مردها برای جلب زن و زنهایتان برای جلب مرد.  همه باید اینرا در مقابل رهبری به اثبات برسانید.
  • چرا بعد از دستگیری در ایران از اوین زنده بیرون آمدی؟ شما خائن هستید. باید آنرا در مقابل رهبری به اثبات برسانید.
  • اینکه چه کسانی را لو دادی که اعدام نشدی؟ بایت خود اثبات کنید
  • چرا بعد از آزادی به سازمان آمدی؟باید اعتراف کنی که نفوذی هستی؟
  • حتما در زندان همکاری کردی و رژیم تو را برای جاسوسی به ارتش فرستاده است؟
  • چرا از عملیات قربانی بزرگ مسعود رجوی “فروغ جاویدان” زنده برگشتید؟
  • شما که در فروغ کشته نشدید و نتوانستید با کلاش بر نیروی زبده با هشت سال جنگ یک کشور 80 میلیونی پیروز شوید دلیلش نه تصمیم مسعودرجوی که در گیر بودن فکر شما در صحنه جنگ و بمباران!!! به زن و شوهرانتان بوده است.
  • شما روز و شب به فکر زن و یا شوهر هستید تا مبارزه به همین دلیل نمیتوانید رژیم را از عراق سرنگون کنید.
  • شما که به سازمان انتقاد میکنید، نماینده بورژوازی ضد انقلابی هستید. باید اینرا اثبات کنید.
  • اگر مجاهد هستید باید اثبات کنید که بریده مزدور هستید. و هر روز خود را بی آبرو کنید تا مسعود و مریم آبرو پیدا کنند.
  • اگر مجاهد هستید باید اثبات کنید که چرا مسعود و مریم را به تهران نمیبرید؟
  • باید برای بی آبرویی خود هر آنچه از ذهن شما میگذرد از خطا های جنسی و اعمال جنسی را در جمع بیان کنید.
  • باید اعتراف کنید که مبارز نیستید چون هنوز به پدر و مادر و برادر و خواهر و زن و فرزندان خود فکر میکنید.
  • باید اعتراف کنید که مبارز نیستید چون با مجاهدین دیگر کنار دستتان دوستی میکنید.
  • چرا خانواده خود را دوست دارید؟
  • شما حاضر نیستید که برای رهبری عمل انتحاری کنید.
  • با وجود زن و شوهرهایتان و فرزندان تا را از شما گرفته ایم و بزرگترین خدمت و فداکاری را به قیمت حیثیت مسعودرجوی به شما گرده ایم!!!  باز به زن و شوهر و فرزندانتان فکر میکنید.
  • شما رهبری (مسعود و مریم رجوی) را استثمار میکنید.

برای هرکدام از این اتهامات و گناهان مجاهدین ماهها زیر فشار مغزشویی های طولانی تحت عنوان نشست های انقلاب ایدوئولژیک رفته اند. و فقط یک بیان ساده نیست. آنها هزاران ساعت وقت صرف نوشتن و اثبات دروغهای شیطانی جلسات انقلاب ایدئولژیک این زوج شیطانی کرده اند. تا خود را از هستی انداخته مسعود و مریم بی آبرو در نزد مردم ایران و جهان  را با آبرو کنند!!!! (اینها عین گفته های مسعودرجوی است) میتوان این حقایق را از کسانیکه خود را زعمای قوم جدا شده از مجاهدین میدانند استنتاق نمود.

و هزاران اتهام گناهکاری و تحقیرهای هویتی دیگر که در خاطر این قلم نمانده و دیگر مجاهدین جدا شده باید آنرا تکمیل کنند.

داود باقروند ارشد

عضو سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

ششم شهریور 1398

23 اوت 2019