Reza Sadeghi Jabali logo

نامه سرگشادۀ رضا جبلی به آقای کن خینس وزیر کشور بلژیک


اینجانب رضا جبلی از اعضای سابق سازمان مجاهدین و فعال حقوق بشر در بروکسل هستم.

همانطوریکه اطلاع دارید هر سال فرقه مجاهدین خلق بسیاری از افراد فاقد مدارک قانونی را از سراسر اروپا برای شوی سالیانۀ خود به پاریس می آورد، اما امسال مقامات فرانسوی اجازۀ برگزاری این مراسم را به این فرقه ندادند.

امسال اما این فرقه بجای پاریس تصمیم دارد سالگرد شروع عملیات مسلحانه علیه ایران در سال ۱۳۶۰ را در روز پانزدهم ژوئن از ساعت 3 الی 6 بعدازظهر در میدان شومن بروکسل برگزار کند.

همانطوریکه در نامۀ قبلی به اطلاع جنابعالی رساندم، پلیس ضد تروریسم فرانسه در سال ۲۰۰۳ به پایگاه و مقر فرماندهی این فرقه در اور سورواز  که از سال ۱۹۹۷ تا سال ۲۰۱۲ توسط دولت های امریکا، اروپا و ایران در لیست تروریستی قرار داشتند حمله و رهبر آن و  حدود ۱۶۵ تن از اعضا و فرماندهانش را دستگیر کرد.

نوشته شده توسط Super User
بازدید: 721

تظاهرات فرقۀ رجوی در بروکسل به دنبال ممنوعیت شوی سالانه اش در فرانسه

 

نوشتۀ رضا صادقی جبلی عضو قدیمی سابق سازمان مجاهدین

چند روز پیش با یکی از همرزمان سابق که کماکان درتشکیلات سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) و در اورسوراواز فرانسه مستقر است برای مدتی صحبت کردم. او چنان ناراحت و آشفته بود که فکر کردم سرانجام تصمیم گرفته فرار کند. بعد از چند دقیقه و خوردن قهوه اش شروع به افشای برنامه های فرقه برای تظاهرات امسال کرد که قرار است روز پانزدهم ژوئن در بروکسل برگزار شود و جزئیات بسیاری در آن مورد را برایم توضیح داد.

او نشستهای مریم و مهدی ابریشمجی که به قول وی « قرقره کردن دروغ و فریب های چهل سال گذشته رجوی » بود  را برایم بازگو کرد.

نوشته شده توسط Super User
بازدید: 2513
Résultat de recherche d'images pour "‫رضا صادقی جبلی‬‎"

جان بولتن و سرنگونی رژیم

نوشتۀ رضا صادقی جبلی عضو قدیمی سابق سازمان مجاهدین

 قول فرقه رجوی برای سرنگونی رژیم در سال ۲۰۱۸ که البته قول جان بولتن به مریم قجر بود نه تنها به واقعیت  نرسید بلکه به نوشتۀ روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص آقای بولتن اعلام کرد واشنگتن در پی تغییر رژیم در ایران نیست.

.این آقای بولتن در بیست و پنج ساله گذشته خیلی سعی کرد که آمریکا ایران را بمباران کند ولی بیچاره مانند رجوی مرحوم آرزویش را به گور خواهد برد

نوشته شده توسط Super User
بازدید: 614
Résultat de recherche d'images pour "‫4 خرداد اعدام بنیانگذاران‬‎"

در 4 خرداد سالگرد شهادت بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ‏نگاهی به خیانت رجوی

 

سالگرد شهادت بنیانگذاران سازمان مجاهدین و نگاهی به خیانت غاصبان رهبری به سردمداری رجوی

 

کودتاگران اپورتونیست چپ نمای دیروز و راست گرای امروز چگونه رهبری سازمان مجاهدین را غصب کردند

 

ننگ بر کودتاگران و خائنان و غاصبان نا حق و فریبکار رهبری سازمان در چهل سال گذشته و در رأس آنها مسعود رجوی و درباریانش باد که به خون این شهدای والا مقام بویژه بنیانگذاران شهید سازمان خیانت کردند.

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین خلق

در سالگرد 4 خرداد سال 51 درود می فرستیم به روانهای پاک محمد حنیف نژاد راهگشا و بنیانگذار شهید سازمان مجاهدین خلق ایران و یاران وفادارش؛ شهیدان بنیانگذار سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان و دو عضو مرکزیت سازمان، مجاهدان شهید محمود عسکری زاده و رسول مشکین فام؛ الگوهای نخستین فدا و صداقت و پایداری و صلابت ؛ پیشتازانی که به قول پدرطالقانی ” راه جهاد را گشودند”، پیشگامانی که در شام تیره آن روزگار «مشعل»ها را برافروختند و «امید تاریخ فردا» شدند، مجاهدانی که «غبار از رخ دین زدودند» و از «توحید و از نوک پیکان رزم»، «ره انقلابی نوین را گشودند» و رودرروی جباران حاکم و مرتجعان دین فروش، این پیام را به ارمغان آوردند که مرزبندی حقیقی نه بین «بی خدا» و«باخدا» به گونه یی صوری، بلکه بین استثمارشونده و استتثمارکننده در صحنه عمل اجتماعی و سیاسی ترسیم می شود و عاقبت نیز در سحرگاهان 4خرداد51، با خون سرخشان که توسط دژخیمان دیکتاتوری شاه بر زمین ریخته شد، حقانیت عقیده و آرمان خود را مهر کردند.
واقعیت این است که اهمیت فدای بزرگ آنان را وقتی می توان خوب فهمید، که تا اندازه یی به فضای سیاسی آن موقع ایران اشراف داشته باشیم. دورانی که بعد از خیانتهای حزب توده به مصدق در سال1332، فضا آکنده از یأس و ناامیدی و بی عملی بود. روزهای سختی که مردم و به ویژه روشنفکران علاوه بر معضل مشخص نبودن راه، با مشکل مهمتری رو به رو بودند و از فقدان نور امید، گرمای فدا و مایه گذاشتن و شکافتن راه با پرداخت بهای آن رنج می بردند.
ولی افسوس که رهبران کودتاگر سالهای بعد که به ناحق رهبری سازمان مجاهدین را غصب کردند از شهرام و بهرام و دیگر اپورتونیستهای خائن و جنایتکار سال 54 گرفته تا بزرگ اپورتونیست چپ نمای استالینیست فرورفته در لجن راست ترین راستهای جهانخوار و خائن و دزد بزرگ امیدها و اعتمادهای دهها هزار جوان ایرانی و یک نسل میهنمان یعنی مسعود رجوی فراری سوراخ موشی کاری کردند که حاصل تمام آن رنج و تلاش و خون و فدای بیکران بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق و دهها هزار جوان عضو و کادر و هوادار سازمان در این سی و اندی سال به جیب دشمن ترین دشمنان آنها یعنی ارتجاع هار آخوندی ریخت و آنها را به حاکمیت رساند و بعد هم در این سی سال هر چه بیشتر در حاکمیتشان برقرار تر ساخت. ای ننگ بر کودتاگران و خائنان و غاصبان نا حق و فریبکار رهبری سازمان در چهل سال گذشته و در رأس آنها مسعود رجوی و درباریانش باد که به خون این شهدای والا مقام بویژه بنیانگذاران شهید سازمان خیانت کردند و خودشان آشکارا در سال 64 بعد از شعبدۀ موسوم به انقلاب ایدئولوژیک که دقیقا کودتای ایدئولوژیک بود اعلام کردند که ما دیگر آن سازمان مجاهدین بنیانگذاری شده توسط حنیف و سعید و اصغر نیستیم و سازمان جدیدی را که در حقیقت سازمان رجوی بایدش نامید بنیانگذاری کرده ایم. عین جملۀ مهدی ابریشمچی از سردمداران خائن اپورتونیستهای راست در سخنرانیش در شرح سناریوی تئائر «انقلاب ایدئولوژیک» که در صفحۀ 22 نشریۀ «مجاهد» شمارۀ 241 مورخۀ 15 فروردین سال 1364 منتشر شده است: «ما اونی که بودیم نیستیم، افتخار می کنیم، نسبت به اونهاییکه این راه رو نرفتند سر هستیم»!! و از آن زمان رهروان و وفاداران صدیق بنیانگذاران به پیشگامی مجاهد نستوه پرویز یعقوبی و یارانش که بسیاری در نبرد با ارتجاع حاکم به شهادت رسیدند در حفظ میراث جاودان بنیانگذاران از غارت کودتاگران اپورتونیست راست به سرمداری مسعود رجوی این خائنان را اخراج شدگان از سازمان توصیف و اعلام کردند.
در زیر خاطره ام را از روز پنجشنبه چهار خرداد سال 51 که سحرگاه آن روز بنیانگذاران سازمان مجاهدین و دو عضو مرکزیت آن توسط رژیم شاه به جوخۀ تیرباران سپرده شدند و فضای آن روز دانشجویی و روشنفکری مذهبی بازگو می کنم:
عصر روز پنجشنبه 4 خرداد 51 که دانشجوی سال سوم دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران بودم وقتی روزنامۀ کیهان را خریدم تیتر یک بالای صفحۀ اولش را که در عکس فوق می بینید خواندم که زیرش اسامی تیرباران شدگان را نوشته بود یادم می آید که دهها بار این اسمها را با خودم زمزمه کردم تا خوب به خاطر سپردم . آن موقع تنها محل گردهمایی و دیدار و ارتباط هواداران سازمان مجاهدین با یکدیگر حسینیۀ ارشاد و کلاسهای دکتر شریعتی بود و افراد تشکیلاتی سازمان هم بسیاری از قرارهایشان را آنجا می گذاشتند و دکتر شریعتی هم در سخنرانیها و فعالیتهایش همواره ارزش والا و احترام مجاهدین را پاس داشته و پاکترین و زلالترین احساسات و عواطف خود را نثار آنان می کرد. خوب یادم هست که جمعه 5 خرداد سال 51 یعنی فردای روز پنجشنبه 4 خرداد که سحرگاه آنروز سه بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران محمد حنیف نژاد و سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان و دو تن از اعضای کمیتۀ مرکزی سازمان یعنی رسول مشکین فام و محمود عسکری زاده به دست دژخیمان رژیم شاه تیرباران شده و به شهادت رسیدند، طبق برنامۀ هفتگی از قبل ریخته شدۀ درسهای شادروان دکتر شریعتی قرار بود ادامۀ کلاس درس اسلام شناسی باشد که جمعه ها در حسینیۀ ارشاد برگزار می شد، تمام سالن اصلی و بالکن پر از جمعیت دانشجویان این کلاس بود، دکتر دو ساعت تأخیر کرد ولی همه مان این همه مدت را با توجه به شرایط آن روز و حدس اینکه برنامۀ دیگری باشد و یا تظاهرات و درگیری روی دهد نشستیم که ناگهان دکتر شریعتی را دیدیم بعد از آنهمه تأخیر نه از در اصلی بلکه از در پشتی حسینیه کنار سن خود را به تریبون رساند و بی مقدمه در حالیکه بغض گلویش را گرفته بود شروع کرد به شرح مبارزات خونین و شهادتهای شیعیان در تاریخ و قتل عامها و اعدامهای آنها به دست خلفای اموی و عباسی از جمله قتل فجیع ابن سکیت. در این میان وسط صحبتهای دکتر یک دفعه یکی از خانمها از بالکن که محل خاص زنان بود فریاد کرد: استاد اجازه می فرمایید؟ تا کی باید حرف بزنیم باید عمل کنیم دیروز 5 تن از... صحبتهای آن خواهر با کف زدنهای جمعیت قطع شد.. بعدها گفته شد که آن خواهر یکی از افراد خانوادۀ رضایی های شهید بوده است... انبوهی تراکت از بالای سر ما از بالکن زنان بر سالن اصلی ریخته شد که اسامی شهدای دیروز سازمان مجاهدین خلق یعنی بنیانگذاران و اعضای مرکزیت را نوشته بودند.. دکتر در این مدت صحبتش را قطع کرد و مشغول روشن کردن و کشیدن سیگار شد. دکتر شریعتی در مدتی که با هم در زندان کمیتۀ مشترک ساواک و شهربانی هم سلول بودیم به من می گفت شماها چون رویتان به طرف تریبون بود بالکن را نمی دیدید ولی من از پشت تریبون دیدم که بلافاصله پاسبانها ریختند بالکن که آن خواهر را بگیرند ولی همۀ زنها بلند شدند و قاطی هم شدند تا اینکه نتوانستند او را شناسایی کنند و رفتند.
علت تأخیر دو ساعتۀ آنروز دکتر را بعدها در خاطرات یکی از اعضای نهضت آزادی که نامش اکنون یادم نیست خواندم که نوشته بود: صبح زود آنروز جمعه (فردای 4 خرداد 51 شهادت رهبران سازمان مجاهدین خلق) دیدم در می زنند رفتم در را باز کردم دیدم دکتر شریعتی با چشمی اشکبار و خشمگین وارد شد و گفت نمی دانم چرا نهضت سکوت کرده؟ از دیروز باید در اعتراض به این اعدامها اطلاعیه داده می شد و به هر قیمتی نهضت هودارانش را به یک گردهمایی فرامی خواند... آنروز دکتر از صبح زود به خانه های تک تک اعضای نهضت آزادی از جمله شادروانان مهندس بازرگان و دکتر سحابی رفته و گریه کنان و خشمگین اعتراض خود را به سکوت نهضت آزادی در قبال این اعدامها و شهادتها ابراز کرده بود.

نوشته شده توسط Super User
بازدید: 307