davood1

هشدار جنبش سکولار دموکراسی ايرانیان نسبت به مجاهدین- بیداری گروههای سیاسی خارج کشور

هشدار جنبش سکولار دموکراسی ايرانیان نسبت به مجاهدین- بیداری گروههای سیاسی خارج کشور

 بقلم داود باقروند ارشد

این قلم بعنوان یکی از دست اندرکاران و اعضای سطوح عالی سابق تشکیلات مجاهدین و شورای ملی مقاومت برای بیش از سه دهه، چند سالی است که با خروج سازمان مجاهدین، دیو قتاله آپوزیسیون، از شیشه لیست تروریستی، خود را بخاطر دینی که به مردم ایران دارم و البته بخاطر انسانیت، موظف دانسته است تا آنها را نسبت به تشکل قتاله و مخوف ترین دشمن آزادی و دمکراسی با هوشیاری دادن آگاه کند تا ایران این میهن له و لورده و خسته از 2500سال دیکتاتوری طبق برنامه های سعودیها و اسرائیلی ها و نئوکانهای آمریکا برای یک قرن دیگر به دام مهیب ترین نیروی فکری قتاله ای بنام جمهوری دمکراتیک اسلامیِ آقا و خانم رجوی نیفتد.

تا کسی از افکار شیطانی مسعود و مریم رجوی برای ایران و منطقه باخبر نباشد نمیتواند درک روشنی از آنچه تشکل قتاله و فکر قتاله گفته میشود را تصورکند، که بسیار نیز طبیعی است چون هیچ انسانی تا قبل از کمپ های آشویتس نازیها نمیتوانست تصور کند که چنین جنایاتی را میتوان مرتکب شد.

مشکلی که جدا شدگان اخیر از این تشکل با علم و تجربه عملی و دردناک از ماهیت مجاهدین نیز با جداشدگان قدیمی از آن که هنوز چهره قتاله این زوج را ندیده و تجربه نکرده بودند و کسانیکه از دور مجاهدین را میشناسند دارند.  که البته یکی از عوامل اصلی این مشکل ترور سیاسی جداشدگان توسط مجاهدین در ادامه تروریسم آنها بوده است. که در مواردی همچون آقای اسماعیل وفا یغمایی خوشبختانه با تجربه کردن شخصی قتالگی این تشکل مافیایی(اینجا) تا حدودی رفع شده و به شناخت نسبی رسیده است و به افشاگریهای جداشدگان باور پیداکرده است. ویا افرادی همچون آقایان دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی (اعضای جدا شده شورای ملی مقاومت) نیز بتدریج با خروج بیشتری از اعضای مجاهدین هرچند تحت الشعاع برق ترور سیاسی جدا شدگان توسط مجاهدین توان بزبان آوردن جنایات آنها را یافته اند(اینجا).

خوشبختانه بنظر میرسد که تشکلی تحت نام حزب سکولار دمکرات ایرانیان نیز بعد از چندین بار (اینجا)که نسبت به این خطر بعنوان مهمترین خطر در کمین نیروهایی که تحت نام آپوزیسیون خارج کشور فعال هستند توسط این قلم هشدار داده شده بود، به این بیداری رسیده است که با انتشار هشدار نامه ای به تمامی فعالین خارج کشور وطبعا داخل کشور نسبت به اقدامات این تشکل مخرب هشدار داده است که باید آنرا به فال نیک گرفت و امیدوار بود که بتدریج با گذشت زمان و پخته تر شدن عناصری که سابقه چندانی در مبارزه عملی سیاسی نداشته اند به یکی از مقدم ترین و حیاتی ترین معضل در خارج کشور یعنی مبارزه تمام عیار با فکر و تشکل قتاله آپوزیسیون سیاسی یعنی سازمان مجاهدین، برسند.

هشدارنامه در لینک زیر:

http://isdmovement.com/2019/0919/092019/092019.ISD-Mehestan-A-reminder.htm

مسعودرجوی همواره تاکید کرده است که تنها هدف بخارج آمدنش جلوگیری از شکل گیری هر گونه آپوزیسیون بوده است. این تازه زمانی بود که دیگرِ نیروهای آپوزیسیون (دهه 60الی70) هیچ نمود خارجی نداشتند و مجاهدین به یمن حمایت عربستان و عراق و آمریکا و البته اسرائیل یکه تاز میدان بودند. طی دو سه دهه گذشته که اتفاقا مجاهدین به یمن خیانتهای زوج رجوی به هیچ رسیده اند و جنبش آپوزیسیون بویژه در داخل کشور و البته در ابعادی نیزدر خارج با قدرت بیشتری سر بر میآورد، زوج رجوی تنها و تنها راه ماندگاری خود بعنوان اهرمهای خطرناک استعماری را با توان بالای مالی و تشکیلاتی در ادامه سیاست اولیه “نه جلو گیری” از شکل گیری بلکه “نابودی آپوزیسیونِ” سر برآورده خارج کشور میداند. که طبعا جنبشهای سکولار دمکرات بنا بر ماهیت مترقی و رو به آیندشان، بعنوان اضداد ماهوی مجاهدین با ایده های (جمهوری دمکراتیک اسلامی) باطل شده توسط مردم ایران در صدر اهداف نابودی آن قرار میگیرد. این مسئله نه یک تحلیل بلکه حقیقتی است که روزانه با صرف هزاران ساعت کار و اختصاص منابع مالی بسیار و …توسط مجاهدین پیش برده میشود.

جهت آسوده کردن اذهان بعضی مخاطبان مجاهدین باید توضیح داد که، “شورای ملی مقاومت“، و “همبستگی ملی” نیز که براه انداخته اند، دقیقا برای همان مقصد نابودی آپوزیسیون خارج کشور است. و مطلقا هیچ نقشی برای آن قائل نیستند که هیچ بشدت و بطور هیستریک دشمن خونی همه اعضای کنونی شورا نیز میباشند. طوریکه توسط آقای و خانم رجوی خونخواران مجاهدین نامیده میشوند. که در آینده ایران مطلقا سر سوزنی مجال برایشان قائل نخواهند بود. اینها را صدها بار در جلسات درونی سازمان برای اعضای مجاهد شورا که اساسا نیز برای برهم زدن توازن در شورا واردآن کرده بود میگفت.  این مسئله را این قلم اخیرا نیز برای آقای مهدی سامع نماینده سازمان چریکهای فدایی خلق (اقلیت) نیز دوباره یاد آوری کرده ام. همانگونه که طی چهل سال گذشته در هیچ گردهمآیی با حضور سناتورهای کرایه ای هیچ شورایی اجازه حضور ندارد. رفتارهای تحقیر آمیز زوج رجوی با شورایی ها را باید از زبان دکتر قصیم و محمد رضا روحانی، ایرج شکری، و…شنید.

آیا ترورسیاسی مختص اعضای جدا شده است یا…؟

ترور سیاسی بعنوان ادامه تروریسم مجاهدین هیچ مرزی نمیشناسد و شامل اعضای جدا شده و نشده، شورا، خبرنگاران ایرانی و خارجی، سیاستمداران، نویسندگان، شعرا و ….میگردد. هیچ جنبده ای نیست که به آنها انتقاد کند و بجای پاسخ منطقی مورد ترور سیاسی قرار نگیرد.

در ابتدای تاسیس شورای ملی مقاومت با توجه به جنایات تروریستی علیه آمریکایی ها در زمان شاه که برگردن مسعودرجوی بود آمدن به خارج بدون بنی صدر  خطرناک بود و امکان پذیرفته شدن در فضای سیاسی خارج کشور تیره و تار بود. به همین دلیل طی برنامه ریزی از قبل با تغذیه آقای بنی صدر با اطلاعات کاذب در داخل کشور او را بعنوان سپر بلای خود در پرواز به فرانسه عملا ربوده و به خارج آوردند. دیدیم که به محض مخالفت آقای بنی صدر با خیانت همکاری با عراق دشمن ایرانیان با مارک مزدور رژیم ترور سیاسی شده و اخراج گردید. بقیه اعضای شورا نیز تماما به محض انتقاد به سیاستهای زوج رجوی و یا ابراز نظرِ مخالفِ نظرِ دیکتاتورِ بزرگ شورا به مزدوری رژیم متهم و اخراج شدند[i]. شورای ملی مقاومت بطور مطلق پوشالی بیش نیست. یک از هزار نمونه ساده اش درزیر آمده است.

ملاقات رجوی با طارق عزیز و امضاء بیانیه مشترک در 19دیماه 1361 که در آن از مسعودرجوی توسط صدام حسین به بازدید رسمی از عراق دعوت شده بود بدون اطلاع شورا انجام شد. درصورتیکه مجاهدین از طریق این قلم مدتها بود که با دولت عراق در پاکستان ارتباط و همکاری داشتند. که با عصبانیت جمعی شورایی ها مواجهه شد که با دشمن ایران طرح دوستی ریخته بدون اطلاع شورا. رجوی مجبور شد با دروغ بافی آنرا توجیه کند که  “وزارت خارجه فرانسه به من اطلاع داد که طارق عزیز وزیر خارجه عراق در پاریس است میخواهد با شما ملاقات کند و ما را غافلگیر کرد” در صورتیکه سازمان از مدتها با عراق توسط این قلم در پاکستان، توسط محمد حیاتی-احمد افشار(فرزاد) در بغداد رابطه فعال داشتیم که شورایی ها خبر نداشتند. نامه رجوی به خامنه ای و آیت الله های ایران نمونه دیگراست آنهم وقتی بخاطر یک گفته ساده عضو شورایی در مورد رژیم او را متهم به مزدوری به رژیم میکنند.

ملاک اتحاد طلبی زوج رجوی

اما مهمترین ملاک سنجش اتحاد خواهی زوج رجوی این است که وقتی تمامی منتقدین سیاسی خود را بجای پاسخ دادن به محتوای انتقاد مورد ترور سیاسی قرار میدهند و علنا نیز آنرا در کلیپ (مجاهدین و مقوله اتحاد) در دفاع از خودشان منتشر میکنند که “اگر کسی به مجاهدین انتقادی کرد که به نفع رژیم بود!! “مزدور رژیم است” آنهم معلوم نیست که چه کسی تعین میکند که بنفع رژیم بود یاخیر. دیگر چه جای اتحادی باقی میماند. مگر میشود در اتحادی همه متحدین فقط مجیز گوی شما باشند و حق هیچ انتقادی به شما نداشته باشند. آیا این جز دیکتاتوری ولایت فقهی زوج رجوی متناسب با جمهوری دمکراتیک!! اسلامی!!! اش است؟

چرا مجاهدین در هیچ مکالمه دو طرفه ای باهیچ فرد و گروهی شرکت نمیکنند؟ چون نمیشود نماینده خدا در زمین بود و مورد انتقاد عده ای …قرار گرفت. این است منطق مسعودرجوی امام زمان خود خوانده. 

هدف ترور سیاسی اخیر سکولارها توسط خانم مریم رجوی

اخیرا اعضای حزب سکولار دمکرات ایرانیان (مهستان) سوژه ترور سیاسی توسط سازمان مجاهدین قرار گرفته است. ظاهرا این ترور سیاسی زمانی کلید جدی خورده است که در طی جلسات هفتگی مهستان کلیپی از مراسم عزاداری مجاهدین که خودشان در سایت خود و یوتیوب (اینجا) منتشر کرده اند بنمایش درآمده است. ولی واقعیت همان تهدیدی است که خانم رجوی از استقبال ایرانیان داخل و خارج از سکولار دمکراسی حس کرده است.

البته برای یک حزب سکولار دمکرات بسیار طبیعی است که متناسب با ایده ها و عقایدش اینگونه رویکردهای مذهبی را به عنوان نمادی پوسیده و از دور خارج شده، آغشته به انبوه جهل و نادانی و خرافه، عاملی برای فریب و تحمیق توده ها با هدف استثمار آنها و بخدمت گرفتنشان علیه هرگونه آگاهی و آگاهترین اقشار جامعه تا از این طریق قدرت خود را با تکیه بر حاملان جهل(شعبان بی مخ ها) بر ارکان حکومت چنگ اندازد، نفی و یا نقد کنند.

واکنش هراس آلود نه اعضای و هواداران سازمان مجاهدین بلکه به تاکید این قلم  “شخص خانم مریم رجوی” نسبت به باز پخش کلیپ خودشان از نمایش بغایت قرون وسطی مراسم مذهبی که منجر شده به دادن دستور تهاجم حداکثری جهت ترور سیاسی دسته جمعی تقریبا تمامی اعضای حزب سکولار دمکرات ایرانیان با منطق “نابودی هر آپوزیسیون دیگر” کاملا منطبق است.

این قلم در صدها مقاله نسبت وظایف جامعه سیاسی خارج کشور در قبال مبارزه با سرمنشاء سرطان آپوزیسیون خارج کشور یعنی مجاهدین هشدار داده ام، از جمله درموارد زیر نسبت به این فکر قتاله سیاسی-مذهبی زوج رجوی هشدار داده ام که:

بدون مبارزه تمام عیار با مجاهدین، سیاستها وعقاید قرون وسطایی آنها نه تنها پرورش “مار” که “هیولا” در آستین مردم ایران است، بلکه از شکل گیری آپوزیسیون موثر و متحد در خارج کشور جلوگیری کرده و خواهد کرد.

این قلم خواندن مقاله “دلیل عدم شکل گیری آپوزیسیون موثر و راه برون رفت” و دیگر مطالب مرتبط را که لینک آن در زیر آمده است را به عموم هموطنان توصیه مینمایم.

 دلیل عدم شکل گیری آپوزیسیون موثر و راه برون رفت

مقدم ترین اولویت خارج کشور چیست؟

درسهای مشروطه جهت ممانعت از باز تولید دیکتاتوری

سیاست زدگی اندیشه آفت تحول خواهی

نیروی خارج کشور چه میخواهد و بیانیه 14 تن

پاسخگوی 51400کشته در مرز ایران وعراق کیست؟

حاکمیت و جامعه استبدادی و رضا پهلوی که مرتک استبداد نشده است!

سال 1396 سال پیروزی بزرگ بر تروریسم وفرقه ها

چه کسانی مبارزه مردم ایران را فراموش کرده اند؟

این قلم در سخنرانی در کنگره پنجم سکولار دمکراتها[ii] در اکتبر2017 یاد آور شدم:

««در سال 88 با دستگاه فکری گذشته بشکل سازمان یافته در بطن جامعه و تظاهرات تمامی تلاشها شد تا بخواست ‏آمران، آب رفته سالهای 60 به جوی بازگردد و در ادامه شعارهای “مرگ بر” داده شده توده ها، بعضی شعارهای زنده باد راه اندازی شود و مسیر مسالمت تظاهرات تغییر داده شود. ولی همانگونه که قطعا همه شما نیز شاهد بودید جامعه ایران ‏را بطور مطلق بیگانه و با فاصله نوری از این مسیر یافتیم و بطور شگفت انگیزی پس زده شدیم. که البته اثبات کننده تمامی تجارب سالهای منتهی به 88 بود. ‏

چنین مردم و حرکت پرخروشی که “شعار مرگ بر” دارد ولی شعار “زنده باد” ندارد، چند پیام آشکار و واضح دارد،

  1. اینکه جامعه ای است ‏که به قدرت و توان خود و آنچه از درون خودش میجوشد مشرف شده و متکی است و قهرمانان ‏پوشالی و یا گروههای خود محور توتالیتری چون مجاهدین برایش سوخته اند.
  2. وقتی حتی با اعمال خشونت در مقابل خشونت علیه خودش مخالفت میکند جامعه ای است که واکنشی و عصبی عمل نمیکند بلکه کاملا پخته و آگاهان به ابزار مدنی و مسالمت آمیز برای تغییراتش تکیه دارد. و بدنبال متحول کردن تدریجی شرایط خود بدست خود است.
  3. از طرفی نیز جامعه ای است که هنوز ‏حزب و تشکل رهبری کننده متناسب با شعور سیاسی اجتماعی فرهنگی خود را دردسترس ندارد و در بطن خود در سرآغاز ساختن عناصر آن رهبری متناسب با خواستهایش است. 

آرمانخواهی مذهبی و یا مارکسیستی به یکی از ضد ارزشترین پدیده ها در جامعه امروز ایران تبدیل شده. جنبش سال 88 آخرین میخ برتابوت باور به هر ایدئولوژی بعنوان یک متحول کننده ‏سیاسی- اجتماعی برای حتی مذهبی ترین افراد بود.

یکی از بزرگترین چالشها در مقابل بسیاری از ما سیاسیون و همان نسل گذشته، گرفتار ماندن در شعارهای ارزشی گذشته است. مسعود رجوی خود بعد ‏از شکست در مقابل واقعیت های عینی جامعه مورد جراحیش بمنظور لاپوشانی و فرار از پذیرش مسئولیت مرگ بیمار و تصحیح ‏اشتباهات در یک چرخش بغایت فرصت طلبانه  “بمنظور حفظِ خود در قدرت” به موضعگیریهای ارزشی که هر کس و ناکسی در هر شرایطی میتواند ‏اتخاذ کند رو آورد. و سر از عاشورا و شهید پروری و خون امام حسین، تعضیه و سینه زنی و امام زمان بازی و نامه نگاری با او جهت لاپوشانی حذف و تصویه همقطاران در ‏آورد. ‏…. مشکل جامعه ایران با صدها سال تجربه دیکتاتوری فقدان فرهنگ دمکراتیک و اعتقاد عمیق به حقوق همدیگر، جامعه پلورالیستی،  بویژه در میان ما سیاسیون آن است.

ما بشدت نیاز داریم که مورد مخالف قرار بگیریم بشدت نیاز داریم که در صحنه شکست بخوریم و بتوانیم با هضم آن کنار برویم به همین دلیل نیاز حیاتی به کار مشترک و تمرین دمکراسی داریم. اگر امروز که دستی در قدرت نداریم و کسی در پست سرمان سینه نمیزند نتوانیم همدیگر را تحمل کنیم حرفی نوتر از آنچه مردم در حال تجربه کردنش هستند نداریم. »»

نکته اساسی و نهایی

طبق تجربه این قلم در کارلحظه به لحظه  با مجاهدین و مسعودرجوی از بدو شروع انقلاب، کل جنبش آپوزیسیون ایران کماکان از عملکردهای مسعودرجوی بشدت رنج میبرد (چگونه؟)و تحت تاثیر آن جوسازیهای پوشالی مبارزه مسلحانه و ارتش آزادیبخش و…چنان فضایی ایجاد نمود که دیگر آپوزیسیون را برای سالها مقهور و مبهوت پوشالبافی ها و عملیاتهای دورغین و جعلی ضد ملی داخل کشور و در مرزها نموده به پاسیویزیم کشاند واجازه نداد که آپوزیسیون واقعی رشد و نمو نموده و به مردم ایران ودر جهان شناسانده شود. امروزه نیز تنها دلیل عدم رشد و شکل گیری آپوزیسیون وجود و حضور مجاهدین است. بدون مبارزه تمام عیار با مجاهدین غیر ممکن است بتوان آپوزیسیونی واقعی را شکل داد و متحد کرد.

به بیان بسیار مختصر اینکه: تشکیلات رجوی از سویی همه منابع رشد آپوزیسیون را طی سالهای پاسیویته دیگر آپوریسیون بلعید و نابود کرده و از طرفی نیز با عملکرد خود نفرتی در میان مردم ایران نسبت به آپوزیسیون ایجاد کرده که مردم ایران با شاخص تشکیلات رجوی نسبت به هرچه آپوریسیون با بی اعتمادی و معادل دشمن خود مینگرند.

مشکل آپوزیسیون ایران این نیست که نمیدانند چه شعاری بدهند. مشکل اینجاست که خود میگویند و خود میشنوند. به همین اعتبار است که حتی راه خروج از اعوجاجات آپوزیسیون، راه وصل شدن آن به مردم ایران، کسب اعتماد آنها، هموار شدن مسیر اتحاد آپوزیسیون، مورد شناسایی قرار گرفتن در سطح بین المللی و… تنها و تنها با مبارزه تمام عیار با نیرویی است که در غیبت ناشی ازپاسیویسته آپوزیسون ِسالم، طی چهل سال گذشته با کمک عراق و عربستان و اسرائیل توانسته جایگاه آپوزیسیون سالم را هرچند بطور پوشالی (عطف به پیگیری و نمایندگی منافع دولتهای عراق، عربستان، اسرائیل و آمریکا علیه مردم ایران، یعلاوه  رابطه بسیار منفی اش با مردم ایران و ضعف ناشی از فروپاشی درونی امروزش) غصب کند.

تمامی تلاشهای دیگر آپوزیسیون در آینه مجاهدین در نظر مردم ایران نیست و نابود میشود. و تا زمانیکه چنین عنصر سرطانی در میان آپوزیسیون عمل میکند آپوزیسیون قادر به رشد (حمایت مردم داخل کشور) نیست. چرا که مردم ایران بوضوح میبینند که آپوزیسیون سالم همان ادعاهایی را دارند که سالهاست مجاهدین بعنوان منفور ترین نیرویی که فرزندانشان را چه در کوچه و بازار چه در مرزها هنگام دفاع از میهن میکشته اند، با دشمنانشان همدست بوده اند، …. میدهند. ضمن اینکه توسط دشمنان خارجی مردم ایران نیز سالهاست حلوا حلوا میشوند. افتضاحات شخصی مسعود رجوی بجای خود!!!

نه به تروریسم و فرقه ها

داود باقروند ارشد

از اعضای سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

دوم مهرماه 1398

24 سپتامبر 2019

پانوشتها:

[i] مانند، جبهه دمکراتیک میلی ایران(هدایت الله متین دفتری”نوه مصدق”، مریم متین دفتری)، حزب دمکرات کردستان، ، ابولحسن بنی صدر، مسعود بنی صدر، داود باقروند ارشد، بهمن نیرومند، شورای متحد چپ (مهدی خانبابا تهرانی)، مهدی ممکن، پرفسور هادی مهابادی، فریبا هشترودی، محسن یلفانی، جنبش دمکراتیک انقلابی زحمتکشان(حسن ماسالی)، حزب کار ایران(حمید رضا چیتگر)، سازمان اتحاد برای آزادی کار(مرتضی محیط)، ناصر پاکدامن، ایرج شکری، محمد علی اصفهانی، اسماعیل وفا یغمائی، دکتر کریم قصیم، محمدرضا روحانی، شاپور باستان سیر، ، دکتر بهمن اعتمادی، دکتر ساسان اردلان، جلال گنجه ای. و البته مرضیه خواننده ایرانی. ترور سیاسی به جامعه سیاسی بیرون تشکیلات محدود نبوده تمامی اعضای سازمان در داخل تشکیلات در صورت طرح هر ایرادی با مارک طعمه وزارت اطلاعات، شعبه سپاه پاسداران، نفوذی سرکوب و محاکمه و حتی به اعدام محکوم میشوند. از جمله آقای حسین نژاد، این قلم و صدها نمونه دیگر. پوشالی بودن شورا را اگر نه از این قلم بلکه از دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی که مجاهد نیز نبودند میتوان سراغ گرفت.

[ii] این نوشتار بمعنی این نیست که همه مواضع حزب سکولار دمکرات های ایرانیان مورد تائید است. بلکه به بعضی دست اندرکاران آن انتقادات جدی نیز وارد میدانیم

هشدارنامه

هموطنان پشتيبان جنبش سکولار دموکراسی ايران!

       شورای مديريت مهستان جنبش سکولار دموکراسی ايران ضروری می داند که در اين برهه از تاريخ معاصر کشورمان نکاتی چند را با شما در ميان بگذارد:

  1. تجربهء شکست های مکرر انقلاب مشروطه ايران در استقرار حکومتی سکولار و دموکرات در ايران از يکسو، و تجربهء چهل سال حکومت اسلاميست ها بر ايران، از سوی ديگر، اين واقعيت را بصورتی روزافزون تثبيت کرده است که اگر، در پی فروپاشی حکومت اسلامی فعلی، ملت ايران نتواند بصورتی قاطع و ترديد ناپذير صاحب حکومتی سکولار دموکرات و مبتنی بر مفاد اعلاميهء جهانگستر حقوق بشر و ملحقات آن شود، حکم گريزناپذير تحولات اجتماعی آن خواهد بود که کشور ما ديگرباره به چرخهء شوم حکومت های ايدئولوژيک (که نوع مذهبی هم يکی از آنها است) و استبدادی و سرکوبگر  دچار شده و ماشین کهن بازتوليد استبدادهای ايدئولوژيک، و حتی ضد دين، راهبند پيدايش ايرانی آزاد خواهد شد و پيوستن آن به قافلهء ملل پيشرفتهء جهان را به تأخير خواهد افکند.
  2. جنبش سکولار دموکراسی ايران، که ريشه های نظری خود را از دو دهه پيش قوام بخشيده و سهم اجرائی خود را، پس از شکست «جنبش سبز»، در يک دههء اخير ادا کرده است، با «هدفِ» روشن کوشش برای استقرار حکومتی سکولار دموکرات در ايران و «استراتژیِ» کمک به برآيش آلترناتيوی سکولار دموکرات بمنظور براندازی حکومت اسلامی فعلی دست بکار شده است، همواره متوجه آن بوده که در سپهر اپوزیسيون حکومت اسلامی «آلترناتيوهای ديگری» نيز وجود دارند که هر يک به نوعی در پی باز توليد حکومت هائی ايدئولوژیک، مذهبی، و استبدادی اند و مبارزه برای براندازی حکومت اسلامی مستقر بر کشور نمی تواند شامل ايجاد موانع برای به ثمر رسیدن خواست های اينگونه آلترناتيوهای خطرناک نباشد.
  3. توجه کنيم که اگر قرار باشد جانشين حکومت اسلامی فعلی يک حکومت اسلامی ديگر، يا يک حکومت ايدئولوژیک جديد و يا حکومتی سکولار اما دموکراسی گريز و استبدادگر باشد، نمی توان برای مبارزه کنونی اپوزيسيون حاصلی دلخواه و مطلوب را متصور بود. براستی آيا می توان تصور کرد که ملت ايران، در پی چهل سال تجربهء خونبار حکومتی مذهبی – استبدادی، دست به شورش و انقلاب زده و خواستار آن شود که بر کشورمان يک حکومت اسلامی ديگر (که می تواند حتی پسوند مصنوعی دموکراتيک را هم داشته باشد) حکفرما شود؟ يا بخواهد که طرفداران ديکتاتوری پرولتاريا – که در سراسر قرن بيستم بقدرت رسیدند و در پی خود سرزمين هائی ويران و مردمی سياه بخت را بجای نهادند – در ايران بقدرت برسند و به نام پرولتاريا (که می کوشند آن را به معنای «کارگر» بکار برند) دمار از روزگار پير و جوان آن مملکت در آورند؟ و يا بکوشد ديکتاتوری نظامی و چکمه پوشی را بر خود حاکم کند که اگرچه با تجاوزات قشر اسلاميست در می افتد و در امحاء آن می کوشد اما حاکميت ملت را نقض کرده و کشور را بصورتی خودکامه و سرکوبگر اداره می کند؟
  4. کسانی که می کوشند تا مقاومت در برابر آلترناتيوهای غير سکولار دموکرات را به نفع استمرار حکومت اسلامی فعلی قلمداد کرده و ما را از دست زدن به چنين مقاومتی پرهيز دهند قطعاً ماجراجويانی هستند که صرفاً به براندازی حکومت اسلامی فعلی می انديشند و پروای بقدرت رسیدن آلترناتيوهای غير سکولار دموکرات را پس از اين براندازی ندارند. آنان که معتقدند اکنون وقت آن نيست که به فردای بعد از سقوط حکومت اسلامی بیاندیشیم و لازم است تمام همت و انرژی خود را بر يافتن راه های براندازی متمرکز کنيم به اين نکته حياتی عنايت ندارند که هم اکنون «آلترناتيوهای غير سکولار دموکرات حکومت فعلی» خود بيش از همه متوجه آن شده اند که سد راه آنان برای رسیدن به مقصودشان وجود گفتمان سکولار دموکراسی است که اکنون اکثريت ملت ايران را در دامن خود جای داده و تبديل به خواستی همگانی شده است. آنها، با اشراف بر اين واقعيت آشکار، مجدانه در راه پيروزی گفتمان سکولار دموکراسی سنگ می اندازند.
  5. در اين ميان، لطمه ای که هر روز آشکارتر می شود از جانب عقبه های سازمان هائی وارد می شود که همهء مشخصات لازم برای ايجاد حکومتی ايدئولوژیک و استبدادی را دارند اما فريبکارانه خود را «سکولار دموکرات» می خوانند و اعوان و انصارشان نيز در اين بوق می دمند که وقتی سازمانی مدعی شد که سکولار دموکرات است نبايد به رفتارهايش توجه کرد و لازم است همين ادعا را پذيرفته و ملاک کار قرار داد.

هموطنان پشتيبان جنبش سکولار دموکراسی ايران

       شورای مديريت مهستان جنبش سکولار دموکراسی ايران لازم می دادند اين هشدار ضروری را با شما در ميان بگذارد که دشمنان و مأموران مختلفی اکنون دست اندر کار آن هستند که سکولار دموکراسی را از درون بپوکانند، جنبش سکولار دموکراسی ايران را حيله گرانه تصرف کنند و ملت ما را رهسپار یک شکست تاريخی ديگر کنند. ما معتقديم که بايد تضمينی وجود داشته باشد که در آيندهء پس از حکومت اسلامی يک حکومت سکولار دموکرات مبتنی بر مفاد اعلاميه جهانگستر حقوق بشر بر ايران حاکم خواهد شد؛ چرا که تنها چنين حکومتی است که می تواند آزادی عقايد مختلف و امکان تبليغ آنها را در ايران فراهم ساخته و همهء نحله های فکری را بسوی تحزب و ارائهء برنامه های اجرائی و عملی، در راستای ايجاد ايرانی آزاد و آباد، سوق دهد و ميدانی را فراهم آورد که در آن خواستاران دستيابی به دولت و مجلس بتوانند برنامه های خود را (از سوسياليسم گرفته تا لیبراليسم) به ساحت ملت ايران ارائه داده و به اين ملت ستمديده امکان دهند که آنچه بهتر می پسندد را از طريق صندوق آزاد رأی برگزيند و هر چهار سال يکبار هم به قضاوت و تصميم گيری در مورد گزينش قبلی خود بنشيند و دولت ها و مجالس را ابقا کرده و يا در ترکيب آنها تجديد نظر کند.

       باور کنيم که هرچه به رور فروپاشی حکومت فعلی نزديک می شويم دشمنان سکولار دموکراسی، گاه بی شرمانه و با نقاب سکولار دموکراسی، برای تصرف قدرت و تحميل ايدئولوژی های سرکوبگر خود، دورخيز بيشتری می کنند و تنها راه جلوگيری از پيروزی شان هوشياری، اتحاد و اقدام کارآمد همهء کسانی است که سکولار دموکراسی را عملا تنها گفتمان نجات بخش کشور و ملت مان می دانند.

       پاينده باد ايران

       پيروز باد ملت دموکراسی خواه ايران

       و برقرار باد حکومتی قوام يافته از يک قانون اساsی سکولار دموکرات

نوشته شده توسط Super User
بازدید: 77
Afficher l’image source

هشدار جنبش سکولار دموکراسی ایران نسبت به ماهیت و تفرقه افکنی های فرقۀ رجوی

نقل از سایت رسمی جنبش سکولار دموکراسی ایران 20 سپتامبر 2019 - لینگ به منبع

هشدارنامه

هموطنان پشتيبان جنبش سکولار دموکراسی ايران!

       شورای مديريت مهستان جنبش سکولار دموکراسی ايران ضروری می داند که در اين برهه از تاريخ معاصر کشورمان نکاتی چند را با شما در ميان بگذارد:

  1. تجربهء شکست های مکرر انقلاب مشروطه ايران در استقرار حکومتی سکولار و دموکرات در ايران از يکسو، و تجربهء چهل سال حکومت اسلاميست ها بر ايران، از سوی ديگر، اين واقعيت را بصورتی روزافزون تثبيت کرده است که اگر، در پی فروپاشی حکومت اسلامی فعلی، ملت ايران نتواند بصورتی قاطع و ترديد ناپذير صاحب حکومتی سکولار دموکرات و مبتنی بر مفاد اعلاميهء جهانگستر حقوق بشر و ملحقات آن شود، حکم گريزناپذير تحولات اجتماعی آن خواهد بود که کشور ما ديگرباره به چرخهء شوم حکومت های ايدئولوژيک (که نوع مذهبی هم يکی از آنها است) و استبدادی و سرکوبگر  دچار شده و ماشین کهن بازتوليد استبدادهای ايدئولوژيک، و حتی ضد دين، راهبند پيدايش ايرانی آزاد خواهد شد و پيوستن آن به قافلهء ملل پيشرفتهء جهان را به تأخير خواهد افکند.
  2. جنبش سکولار دموکراسی ايران، که ريشه های نظری خود را از دو دهه پيش قوام بخشيده و سهم اجرائی خود را، پس از شکست «جنبش سبز»، در يک دههء اخير ادا کرده است، با «هدفِ» روشن کوشش برای استقرار حکومتی سکولار دموکرات در ايران و «استراتژیِ» کمک به برآيش آلترناتيوی سکولار دموکرات بمنظور براندازی حکومت اسلامی فعلی دست بکار شده است، همواره متوجه آن بوده که در سپهر اپوزیسيون حکومت اسلامی «آلترناتيوهای ديگری» نيز وجود دارند که هر يک به نوعی در پی باز توليد حکومت هائی ايدئولوژیک، مذهبی، و استبدادی اند و مبارزه برای براندازی حکومت اسلامی مستقر بر کشور نمی تواند شامل ايجاد موانع برای به ثمر رسیدن خواست های اينگونه آلترناتيوهای خطرناک نباشد.
  3. توجه کنيم که اگر قرار باشد جانشين حکومت اسلامی فعلی يک حکومت اسلامی ديگر، يا يک حکومت ايدئولوژیک جديد و يا حکومتی سکولار اما دموکراسی گريز و استبدادگر باشد، نمی توان برای مبارزه کنونی اپوزيسيون حاصلی دلخواه و مطلوب را متصور بود. براستی آيا می توان تصور کرد که ملت ايران، در پی چهل سال تجربهء خونبار حکومتی مذهبی - استبدادی، دست به شورش و انقلاب زده و خواستار آن شود که بر کشورمان يک حکومت اسلامی ديگر (که می تواند حتی پسوند مصنوعی دموکراتيک را هم داشته باشد) حکفرما شود؟ يا بخواهد که طرفداران ديکتاتوری پرولتاريا - که در سراسر قرن بيستم بقدرت رسیدند و در پی خود سرزمين هائی ويران و مردمی سياه بخت را بجای نهادند - در ايران بقدرت برسند و به نام پرولتاريا (که می کوشند آن را به معنای «کارگر» بکار برند) دمار از روزگار پير و جوان آن مملکت در آورند؟ و يا بکوشد ديکتاتوری نظامی و چکمه پوشی را بر خود حاکم کند که اگرچه با تجاوزات قشر اسلاميست در می افتد و در امحاء آن می کوشد اما حاکميت ملت را نقض کرده و کشور را بصورتی خودکامه و سرکوبگر اداره می کند؟
  4. کسانی که می کوشند تا مقاومت در برابر آلترناتيوهای غير سکولار دموکرات را به نفع استمرار حکومت اسلامی فعلی قلمداد کرده و ما را از دست زدن به چنين مقاومتی پرهيز دهند قطعاً ماجراجويانی هستند که صرفاً به براندازی حکومت اسلامی فعلی می انديشند و پروای بقدرت رسیدن آلترناتيوهای غير سکولار دموکرات را پس از اين براندازی ندارند. آنان که معتقدند اکنون وقت آن نيست که به فردای بعد از سقوط حکومت اسلامی بیاندیشیم و لازم است تمام همت و انرژی خود را بر يافتن راه های براندازی متمرکز کنيم به اين نکته حياتی عنايت ندارند که هم اکنون «آلترناتيوهای غير سکولار دموکرات حکومت فعلی» خود بيش از همه متوجه آن شده اند که سد راه آنان برای رسیدن به مقصودشان وجود گفتمان سکولار دموکراسی است که اکنون اکثريت ملت ايران را در دامن خود جای داده و تبديل به خواستی همگانی شده است. آنها، با اشراف بر اين واقعيت آشکار، مجدانه در راه پيروزی گفتمان سکولار دموکراسی سنگ می اندازند.
  5. در اين ميان، لطمه ای که هر روز آشکارتر می شود از جانب عقبه های سازمان هائی وارد می شود که همهء مشخصات لازم برای ايجاد حکومتی ايدئولوژیک و استبدادی را دارند اما فريبکارانه خود را «سکولار دموکرات» می خوانند و اعوان و انصارشان نيز در اين بوق می دمند که وقتی سازمانی مدعی شد که سکولار دموکرات است نبايد به رفتارهايش توجه کرد و لازم است همين ادعا را پذيرفته و ملاک کار قرار داد.

هموطنان پشتيبان جنبش سکولار دموکراسی ايران

       شورای مديريت مهستان جنبش سکولار دموکراسی ايران لازم می دادند اين هشدار ضروری را با شما در ميان بگذارد که دشمنان و مأموران مختلفی اکنون دست اندر کار آن هستند که سکولار دموکراسی را از درون بپوکانند، جنبش سکولار دموکراسی ايران را حيله گرانه تصرف کنند و ملت ما را رهسپار یک شکست تاريخی ديگر کنند. ما معتقديم که بايد تضمينی وجود داشته باشد که در آيندهء پس از حکومت اسلامی يک حکومت سکولار دموکرات مبتنی بر مفاد اعلاميه جهانگستر حقوق بشر بر ايران حاکم خواهد شد؛ چرا که تنها چنين حکومتی است که می تواند آزادی عقايد مختلف و امکان تبليغ آنها را در ايران فراهم ساخته و همهء نحله های فکری را بسوی تحزب و ارائهء برنامه های اجرائی و عملی، در راستای ايجاد ايرانی آزاد و آباد، سوق دهد و ميدانی را فراهم آورد که در آن خواستاران دستيابی به دولت و مجلس بتوانند برنامه های خود را (از سوسياليسم گرفته تا لیبراليسم) به ساحت ملت ايران ارائه داده و به اين ملت ستمديده امکان دهند که آنچه بهتر می پسندد را از طريق صندوق آزاد رأی برگزيند و هر چهار سال يکبار هم به قضاوت و تصميم گيری در مورد گزينش قبلی خود بنشيند و دولت ها و مجالس را ابقا کرده و يا در ترکيب آنها تجديد نظر کند.

       باور کنيم که هرچه به رور فروپاشی حکومت فعلی نزديک می شويم دشمنان سکولار دموکراسی، گاه بی شرمانه و با نقاب سکولار دموکراسی، برای تصرف قدرت و تحميل ايدئولوژی های سرکوبگر خود، دورخيز بيشتری می کنند و تنها راه جلوگيری از پيروزی شان هوشياری، اتحاد و اقدام کارآمد همهء کسانی است که سکولار دموکراسی را عملا تنها گفتمان نجات بخش کشور و ملت مان می دانند.

       پاينده باد ايران

       پيروز باد ملت دموکراسی خواه ايران

       و برقرار باد حکومتی قوام يافته از يک قانون اساsی سکولار دموکرات

باز

نوشته شده توسط Super User
بازدید: 78

نشست عمومی مهستان : رویارویی فرشید نصراللهی با اتهامات وارده از جانب سازمان مجاهدین خلق

پخش مستقیم نشست عمومی مهستان سکولار دموکرات ها : از تلویزیون میهن روزهای یکشنبه از ساعت 9 صبح بوقت کالیفرنیا و ساعت 18 به وقت اروپای مرکزی. عنوان این جلسه: رویارویی فرشید نصراللهی با اتهامات وارده از جانب سازمان مجاهدین خلق و مدیریت دکتر اسماعیل نوری‌علا همراه با طرح نظرات رسیده از داخل و خارج مهستان - برای دیدن و شنیدن ویدئو کلیپ این جلسۀ مهستان اینجا را کلیک کنید
 
 
دوستان و یاران قدیم جدا شده از فرقۀ رجوی حتما این کلیپ جلسۀ مهستان سکولار دموکراتها را گوش کنید و نظراتتان را در یوتیوب در محل کامنتها بنویسید و کامنتهای ایرانیان را در آنجا حتما بخوانید تا از میزان بی پایگاهی و منفوریت این فرقه بیشتر آگاه گردید. آقایان قربانعلی حسین نژاد، محمد کرمی و عیسی آزاده از اعضای قدیمی و مسئولان و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) در این نشست در دفاع از دوست و یار قدیمی شان آقای فرشید نصر اللهی صحبت کردند و به افشای دروغها و تهمتها و شیوه های ضد اخلاقی و ضد انسانی این فرقه و تلاشهایش برای ایجاد تفرقه و بدبینی و بی اعتمادی در میان اپوزیسیون ایرانی خارج کشور پرداختند.
 
 
 
نوشته شده توسط Super User
بازدید: 192
Résultat de recherche d'images pour "‫رضا صادقی جبلی‬‎"

سال «سین» سال سرنگونی دلار گیران مریم قجر شد!!

 

نوشتۀ رضا صادقی جبلی عضو قدیمی سابق سازمان مجاهدین

 

با یک نگاه به تاریخ چهل سال گذشته می‌توان دید که هیچ کس به اندازه رجوی به ماندگاری این حکومت کمک نکرده است.

حضور رجوی در کنار صدام حسین در جنگ ایران و عراق و کشتن سربازان ایرانی و جاسوسی برای مخابرات عراق مبنی بر شناسایی مراکز مهم ارتش ایران و مخصوصا پیشنهاد موشک باران شهرهای ایران توسط شخص رجوی به صدام از جنایت‌های فراموش نشدنی رجوی است.

همچنین حضور رجوی در کنار دست راستی ترین و ضد ایرانی ترین سیاستمداران مخصوصا امریکا هم یکی دیگر از خیانت ها و جنایات رجوی در حق مردم ایران و بلکه درست در جهت منافع رژیم بوده است.

هر سیاستمداری به فرقه رجوی نزدیک شد نحسی رجوی وی را گرفتار کرد. به صدام حسین نگاه کنید که سرانجام توسط همان کسانیکه هر گز خوابش را هم نمی دید اعدام شد.

سیاستمداران بعد از صدام هم مانند ایاد علاوی و صالح مطلق هم یکی فراری و دیگری منزوی شده است.

بن سلاخ جانی بچه کش وهابی را بنگر که به چه وضعیتی دچار شد؟. البته من معتقد هستم بن سلاخ تحت تاثیر تحلیل های رجوی مبنی بر اینکه اگر میخواهی با رژیم ایران مقابله کنی بایستی با زبان زور صحبت کنی و رژیم فقط زبان زور و گلوله و تفنگ را میشناسد و بهمین خاطر بود که وهابی ها فکر کردند که با این شیوه جلوی رژیم را می گیرند ولی نه تنها در تمامی میادین رویارویی با ایران در منطقه شکست خوردند بلکه فعلا موجودیت خاندان وهابی در خطر است آن هم نه از طرف ایران که عربستان بهیچ وجه و هر گز جلو ملت ایران حرفی برای گفتن ندارد و نخواهد داشت بلکه از طرف فقیرترین کشور مسلمان دنیا یعنی یمن و رزمندگان حوثی.

جان بولتن هم که از روزی که به مشاور امنیت ملی آقای ترامپ برگزیده شده مریم رجوی را چنان خوشحال کرده بود که مرتب برای اعضای اسیر خود در آلبانی نشست می گذاشت که کار رژیم تمام است و همین امسال جان قول داده است که مریم را به تهران ببرد!! 

ولی باز هم تحلیل های غیر واقعی رجوی بر سرش فرود آمد و جان بولتن از کاخ سفید اخراج شد و مریم را عزادار کرد.

بیچاره مریم قجر همین چند هفته پیش بود که  سراسیمه به پابوسی نتانیاهو رفته بود و همینطوریکه در نوشته قبلی گفتم از وی خواسته بود به ایران حمله کند و اکنون نحسی این شیاد حقه باز گلوی نتانیاهو را هم گرفت و به احتمال زیاد ایشان هم نه تنها نخست وزیر نخواهد شد بلکه به احتمال فراوان راهی زندان هم خواهد شد.

 رودی جولیانی هم بعنوان یک وکیل ورشکسته، یک شهردار شکست خورده و یک سیاست مدار بازنده هر کس آشنایی با مسائل امریکا داشته باشد می داند که چه فرد منفوری در بین افکار عمومی امریکا می باشد. می ماند مایک پامپئو که ایشان هم همین روزها رفتنی است.

طبق اطلاعات موثقی که دارم مریم قجر از حدود دو سال پیش تا الان لااقل شش بار سعی کرد به امریکا برود که سازمان های امنیتی امریکا شدیدا با آن مخالفت کردند و حتی وکیل شخصی  رئیس جمهور امریکا رودی جولیانی و مشاور سابق امنیت ملی آقای ترامپ که تا پارسال از این فرقه مرتب پول دریافت می‌کرد و قول داده بود که رژیم چهل سالگی اش را نخواهد دید هم نه تنها هیچ کاری نکرد و یا نتوانست بکند بلکه اکنون در لیست سخنرانان سال آینده فرقه در مراسم سالانه فرقه در آلبانی ثبت نام کرده است.

چهل سال توهم و تحلیل های یکی بدتر از دیگری رجوی حتی باعث یک انتقاد از خود این کوتولۀ سیاسی نشد که هیچ بلکه او تمام شکستهای ذلت بار فرقه یکی پس از دیگری در این سالیان را پیروزی نامید و تازگی دوباره قول داده است که رژیم بزودی سرنگون می‌شود.

رجوی زمانیکه در سال شصت قول داد رژیم شش ماهه سقوط خواهد کرد حدود سی ساله بود اکنون ایشان اگر در قید حیات خفت بار خود باشد حدود هفتاد ساله است و نه تنها رژیم سرنگون نشد بلکه خود ایشان حدود شانزده سال است که حتی یک عکس هم از خودش بیرون نداده است.

این ذلت و خواری رجوی انتقام تاریخ از این فرد جانی ست که به هیچ کس رحم نکرد و سازمان حنیف را به این وضعیت انداخت که تا الان لااقل حدود دو هزار مزدور از این سازمان جداشده اند و هر روز هم به این لیست اضافه می‌شود. در تاریخ مبارزات دنیا وجود نداشته است که یک سازمان به اصطلاح انقلابی این تعداد مزدور تربیت کرده باشد و حتی یک نیروی جوان و تازه نفس به آن اضافه نشده باشد.

خیانت به مردم و وطن فروشی جزایی جز این ندارد.

زنده و پاینده باد ایران عزیز

نوشته شده توسط Super User
بازدید: 1032