• امروز جمعه, 03 آذر 1396 - Fri 11 24 2017
  • پیوند رهایی

    فرمان آتش به اختیار از 30 خرداد 60 تا 30 خرداد96!!

    فرمان آتش به اختیار از 30 خرداد 60 تا 30 خرداد96!!

                                                          

    نوشتۀ رضا صادقی جبلی از اعضا و مسئولین قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

    برای ما مجاهدین فرمان آتش به اختیار خیلی هم جدید نبود و در حقیقت بعد از سی خرداد و ضربه های متعددی که به سازمان خورد و مخصوصا بعد از ضربه های زمستان 60 و بهار و تابستان 61 و لو رفتن بیش از 60 خانه تیمی و کشته شدن تقریبا تمامی فرماندهان بالای سازمان که سهمگین ترین آن ضربه و کشته شدن محمد ضابطی فرمانده عملیاتی سازمان بود رجوی مرحوم شده فهمید که دیگر خبری از پیروزی سریع نخواهد بود چرا که خانه های تیمی یکی پس از دیگری توسط مردم محل لو رفته و تحلیل مرحوم بهیچ وجه با شرایط موجود همخوانی نداشت یعنی تحلیل مشخصش از شرایط مشخص بر فرق رجوی فرود آمد و نتیجۀ آن نه از جیب مرحوم بلکه با خون بهترین جوانان ایران زمین پرداخته شد و فرقۀ رجوی مرحوم و بیت ایشان و به اصطلاح شورایی ها هنوز از خون آنها ارتزلق می کنند.

    آری از بعد از 5 مهر رجوی فرمان آتش به اختیار داد که بایستی روزی 100 عملیات انجام شود و هر کس ریش داشت و طرفدار رژیم بود هدف است و ترور کنید!

    اکنون که به گذشته برمی گردیم بخوبی میتوان اثرات مخرب و خانمانسوز آن فرمان آتش به اختیار را دید که نه تنها برای شخص  رجوی فایده ای نداشت بلکه موجودیت تمامی سازمان را به خطر انداخت و امروز که فرقه تا فرق سر در منجلاب وطن فروشی و خیانت فرو رفته را میتوان نتیجۀ آن تحیل غاط دانست که با وجودی که هنوز در داخل ایران و ملأ خود بود تحلیل واقعی از شرایط نداشت چه رسد به الآن و بعد از خروج کامل از ایران که دیگر لااقل امروز برای هیچکس پوشیده نیست که سخنان و بیانیه های فرقه مملو از حرفهای پوچ و تحلیل های بشدت نادرست است.

    البته این اولین و آخرین فرمان آتش به اختیار مرحوم قبل از مرحوم شدنش نبود. در نشستهای سال 80 در باقرزاده رجوی گفت تمام سازماندهی های عملیاتی را با فرماندهان لشکرها انجام داده و بزودی کل سازمان توجیه خواهند شد.

     بعد از کلی صحبت گفت و عینا از وی نقل قول میکنم: «دستورات عملیاتی و غیره را فرماندهان هر قسمت می دهند ولی این فرمان اف کل است که از همین الآن و همینجا خودم اعلام میکنم و بر شمایان واجب است که مو به مو آنها را اجرا کنید... به شما مجاهدان راه آزادی از فرمانده کل: شما 72 ساعت زمان دارید تا قبل از رسیدن من و مریم به تهران و مصاحبه کردن و رسما قدرت را در دست گرفتن تمامی مخالفان را کشته و هیچ اسیر و زخمی هم برای من و مریم نگذارید... من که اطلاع ندارم شما چه کرده اید ولی ما حال و حوصلۀ مخالف و جنگ سیاسی و حقوق فشلی هم نداریم یعنی کسی نماند که فردا در داخل و مخصوصا خارج همین کارهاییکه الآن ما به سر رژیم می آوریم را بخواهد سر ما بیاورد... پس شمایان ما را یکبار برای همیشه از شر این مخالفان رها کنید و نیازی هم به فرمان و دستور فرمانده مستقیم و در صحنه ندارید... شمایان همگی افسران مجاهد خلق هستید و اتش به اختیار... پس لطفا دردسر برای من و خواهر مریم تان نگذارید... ماشاالله هم که تیر چراغ برق در ایران فراوان و تنها سر کم دارند که آنهم به عهدۀ شمایان است».

     این صحبتهای شخص مرحوم در نشست درونی مجاهدین بود. البته آقایان و خانم شوراییها هم شامل این فرمان می شدند و در یکی از خاطرات عراق نوشتم که در رابطه با شورایی ها می گفت فقط تا سرنگونی با ما هستند و اینها بعدا از بقیه بدتر و دریده تر خواهند شد چرا که فکر می کنند برای مبارزه بها پرداخت کرده اند.

    آتش به اختیار دیگر در آخرین نشست در اشرف قبل از حملۀ امریکا به عراق بود که مسعود رجوی در آخرین نشست حضوری رؤیتی خود که با ما داشت گفت: «اگر رفتیم ایران و پیروز شدیم که خوب فرمان را قبلا داده ام و همگی می دانید ولی اگر نرفتیم و در صورت حمله به ما از اکنون فرمان آتش به اختیار می دهم و هر فرد مجاهد خودش یک تیم عملیاتی است و در هر کجا که توانستید بروید انتقام سازمان را بگیرید هم از آمریکا و اروپا و هم جداشدگان».

    آری این است اندرونی فرقۀ رجوی و صحبتهاییکه در نشست درونی می زد و ورثه اش هم اکنون می زنند و بقیۀ حرفها شعار و فریبی بیش نیست.

    این فقط سرسوزنی از معنی  آزادی و دموکراسی در فرقۀ رجوی است.

    نوشتن دیدگاه


    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    محبوب‌ترین مطالب (رونوشت)