• امروز پنج شنبه, 02 آذر 1396 - Thu 11 23 2017
  • پیوند رهایی

    همه ی اینها تقصیر خانواده هاست!

    Résultats de recherche d'images pour « ‫خانواده های مجاهدین‬‎ »همه ی اینها تقصیر خانواده هاست!

    نوشتۀ حمید تبریزی - ایران

    27/04/1396

    درآستانه ی خوابیدن گرد و خاک خیمه شب بازی " ویلپنت "  که نتیجه ای بیمقدار شبیه خود مراسم داشت و کمکی به حل مشکلات باند رجوی نکرد، فرقه ی رجوی به میدان آمده تا با محکوم کردن حکومت ، درد اصلی خود را که با خانواده هاست ، پنهان نگه دارد ودرضمن این پنهان کاری ؟! اگردست داد ، زهر خود را بر روی این خانواده های متعلق به اسرای خود ، بریزد!

    این بار ماموریت به آقای محمد تقی ریاحی نامی – اصالتا یا وکالتا- محول شده تا برعلیه خانواده ها سمپاشی کند!

    در نوشته ی " دلسوزی یا شیادی " منسب به او چنین میخوانیم :

    " من محمدتقی ریاحی افتخار این را دارم که از سوم فروردین سال۱۳۶۸ زندگی و سرنوشتم را در این راه پرافتخار انتخاب کرده تا در رکاب رهبری پاک‌بازم مسعود و مریم باشم...آرمان مسعود رجوی آرمان من است و من هویتم را از او می‌گیرم و از او سپاسگزارم که راه جهاد را به من نشان داد ...به شرف پوشیدن جامه رزم علیه سفاک‌ترین دیکتاتوری تاریخ ایران مفتخر کرد ".

    مشکل ما این است که هیچکدام ازاین افراد حقیقی یا مجازی که از پاکبازی های مسعود ومریم دم میزنند، هیچ نمونه ای ازاین پاکبازی ارائه نمیدهند که ما هم متنبه شده وبجای برخورد باین اراجیف ، به تفکر واداشته شویم!!

     گذاشتن خیل هواداران  دردم تیغ دستگیری ونابودی وفرار تاریخی ؟! ، زندگی در قصر های مجلل با بهره بردن ازانواع نعمات زندگی  وآنهم در سطح شاهانه ، نقض ابتدائی ترین حقوق اعضاء درداخل تشکیلات ، زدوبند با دشمن درحال محاربه وتبدیل کردن زیردستان او به پیچ ومهره های ارتش بیگانه وخیانت به وطن ، دوستی بامرتجع ترین نظامات قرون وسطایی وامپریالیستی و ... ، آیا کوچکترین  نشانه هایی از پاکبازی بدست می دهد؟!

    درهر صورت ، من نمیتوانم کمال تاسف خود را نسبت به حال این فرزند ایران زمین که آنچنان دچار درهم ریختگی ذهنی شده که به وصف  قاتلین وزندانبانان همزنجیر و شخص خودش پرداخته ابراز ندارم!

    افسوس وصد افسوس!!

    در ادامه :

    " چرا بعد از ۲۹ سال رژیم ... به یاد من افتاده است؟ آیا این رژیم در درون خودش کم مشکل دارد که وظیفه‌ای بالاتر از نجات من برای خودش ندیده است؟ ... پس چرا این‌همه از مجاهدین وحشت دارد؟ مگر صدها بار اعلان نکرده است که آن‌ها را از بین برده است و گروهکی بیش نیستند؟ پس چرا به اسم خودش برای مقابله با آن‌ها جلو نمی‌آید؟ و از اسم اسیرانش سوءاستفاده می‌کند "؟

     این قربانی تمام عیار، ننوشته که رژیم چه کار کرده که معنی دلسوزی نسبت باو را داشته باشد!!

    دلیل وحشت رژیم از باند رجوی را مطرح نکرده وشواهدمتقنی ارائه نداده است که بتوان دراین موردقضاوت کرد!

    وبازهم توضیح نداده که خانواده های گرفتار – که او نام آنها را بدلیلی ناموجود اسیر دانسته - چه کاری کرده اند !

    دراین مورد حق با اوست که سازمانی بنام مجاهدین خلق ازبین رفته ودیگرانی هم اگر چنین ادعایی دارند ، حق با آنها هم هست !

    آنچه ازسازمان فوق اذکر باقی مانده مترسکی بیش نیست و توجه خانواده ها بدان، نه ازبابت این مترسک ، که بخاطر عزیزان دربند خودش است!!

    همچنین :

    " ... زمانی که در اشرف و لیبرتی بودیم همین رژیم کثیف از طریق دولت دست‌نشانده‌اش مالکی، مزدورانی را تحت عنوان خانواده به اطراف مقرات ما می‌آورد تا بیست‌وچهارساعته به ما فحاشی کنند".

    وشما چرا به دم در نیآمده تا بادیدن آنها واحراز هویت شان دریابید که این بست نشین های بی پناه،  اعضای خانواده های شما زنجیریان میباشند؟!

     این کار ،برای کسی که فکر میکند جهاد کرده ودرعین حال نمیتواند به دم در آمده و صحت وسقم قضیه را بسنجد ، افت شدیدی دارد وروشن می سازد که یااختیار این کار را نداشته - ویا بدتر- جهادگر ومبارز نبوده است!!!

    وهمینطور:

    " ... من اعلان می‌کنم که آرمانم چیزی جز آزادی میهنم نیست من تلاش برای تحقق جامعه بی طبقه توحیدی و یک‌لحظه حیات در سازمان پرافتخارم را با تمامی زیبایی‌های جهان عوض نخواهم کرد اگر صدبار کشته شوم و باز زنده شوم باز نام مقدس مسعود رجوی را فریاد خواهم‌کرد. در برابر ارتجاع خون‌آشام آخوندها هم به تبعیت از سرور آزادگان امام حسین یک‌بار دیگر هیهات می‌گویم ".

    اگر این حرف ها راخودت نوشته ای وواقعا هم آرمانی جز آزادی میهن درسر نداری ، راه اشتباهی رفته ای که بابندی کردن خود درآلبانی برگی ازبرگ را در درون میهن ات نمیتوانی تکان دهی!

    آیا جان بولتن ها ، جان مکین ها ،  دولت صهیونیستی ، ترکی الفیصل ها و ... ذره گرایشی به جامعه ی بی طبقه دارند ویا موضوع عبارت ازاین است که تمام تلاش وکوشش آنها برای هرچه طبقاتی تر کردن جوامع بشری وسپردن کامل تر همه ی دنیا به دست یک درصدی های مرفه ومدام آروغ زن است؟!

    یا میشود هم جان مک کین ها را درآغوش فشرد وهم جامعه ی بی طبقه رادرکشوری که کوچکترین دسترسی بدان نداری ، برقرار نمود؟!

    کدام عقل سلیم این نمونه ی بارز " اجتماع نقیضین " را که درعملکرد رجوی ها وگفته های تو چهره مینماید ، میتواند بپذیرد؟!

    اگر رمقی ازتو مانده ، سعی کن آزادی خودت را بدست آوری وبقیه ی کارها را بما ساکنین داخل کشور واگذار کن !

    در زمانی که ما هنوز یک سرمایه دار صنعتی درست وحسابی نداریم ، ابدا به جامعه ی بی طبقه ی توحیدی فکر نمیکنیم!

    مشکل جامعه ی ما ورای این مسائل است پسر!!

    حمید تبریزی

    نوشتن دیدگاه


    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    محبوب‌ترین مطالب (رونوشت)