• امروز پنج شنبه, 02 آذر 1396 - Thu 11 23 2017
  • پیوند رهایی

    عباس رحیمی قطب آزادیخواهی و مقاومت در برابر دیکتاتوری رجوی در اشرف بود

    Résultats de recherche d'images pour « ‫عباس محمد رحیمی‬‎ »

    عباس رحیمی قطب آزادیخواهی و مقاومت در برابر دیکتاتوری رجوی در اشرف بود

    نوشتۀ فرید از ایران

    28 مرداد 1396

    عباس محمد رحیمی با نام مستعار "  سپهر " ،اهل شهرستان " سراب "  آذربایجان  وساکن تهران ، زندانی سیاسی آزاد شده ای بود که از سال 1375 به بعد،  در پذیرش  ارتش اسارت بخش رجوی و بعدها در قرارگاه العماره و اشرف سالها با هم بودیم.

    عباس در سال 1375 به همراه همسرش خانم پروین فیروزان به هوای مبارزه و آزادیخواهی به رجوی و ارتش کذائی اش در عراق پیوسته بود.

    سپهر در تشکیلات فقط شنونده نبود و براحتی سر به تائید رجوی تکان نمی داد و سمبل مقاومت در برابر دیکتاتوری رجوی در اشرف بود.

    او برای مسعود رجوی تقدس ومعصومیت قائل نبود. سپهر اهل ترس، ملاحظه کاری، سکوت و تائید ضمنی نبود، حرفش را متین ، روشن و بی لکنت می زد! او شیرمردی بود که تشکیلات رجوی را واقعا به زانو درآورد.

    هر روز که خانم فیروزان همراه مربی و عده ای دیگر از زنان فریب خورده تازه پیوسته از سر کلاس های مختلف شستشوی مغزی که در ساختمانهای اسکان بر قرار بود به سمت سالن غذا خوری می آمدند، عباس که از قبل با همسرش برنامه ریزی کرده بودند در گوشه خلوت سالن زیر سایه درختها به کمین می نشست همسرش با اشارۀ عباس با ترفند های مختلف با کمی فاصله از گروه عقب می افتاد و بعد به طرف عباس می پیچید و در میعادگاه ، دیدار و گفتگوی کوتاهی با هم می کردند!!! بله در مناسبات رجوی زن و شوهرها با این شیوه ها دیدار می کردند اما خود رجوی با نوامیس ایدئولوژیک به رقص رهائی می پرداخت !.

    داستان زندگی تلخ و بسیارآزاردهنده عباس محمد رحیمی معروف به «سپهر» همراه خانواده اش یک تراژدی واقعی است. این خانواده در دهه 60، به عشق آزادی ولی با مصادرۀ نامشان توسط رجوی 5 اعدامی داد، که شامل  دو برادر و دو خواهر و یک خواهر زاده می باشد. او زمانی که به سراب مجاهدین و رجوی پیوست، سراسر شوق و اشتیاق بود، اما خیلی زود متوجه شد که رجوی سالهاست که دیکتاتوری ننگینش  را زیر سایه صدام حسین در عراق براه انداخته است و سرهای زیادی را زیرآب کرده و به هر قیمت فقط دنبال زن بارگی خودش است!

    روزی در نشستهای تفتیش عقاید موسوم به «عملیات جاری» با تشویق و تحریک مسئولین و فرماندهان فرقه، یک زندانی سیاسی به نام مستعار« اسدالله» را که 10 سال هم بند و یار و غم خوار عباس بوده و از تهران با هم به عراق آمده  و پیوسته بودند رو در روی هم بند دیرینه اش قرار دادند و درگیری بوجود آمد که عباس با یک سیلی آبداراسدلله «انقلاب کرده مریمی»! را سر جایش نشاند و به او گفت: برو بگو بزرگ ترهات بیایند، بگو آنها که پشت پرده هستند بیایند!.

    البته سرابی که عباس و سایر عباس ها، بخاطر آن به عراق و اشرف می آمدند خیلی زود رنگ می باخت و کسانی که از رجوی فقط اسمی از فاز سیاسی شنیده بودند، در زندانها  به عشق او مقاومت کرده و چه بسا از مواضع خود هم علنی دفاع کرده بودند ، غافل بودند که رجوی با تغییر ماهیت به یک دیکتاتور تمام عیار تبدیل شده است!.

    تقریبا تمام زندانیان که بعد از آزادی از زندان به اشرف می آمدند ، خیلی زود پی به ماهیت پلید رجوی و فرقه اش می بردند و خواهان جدایی و برگشت به ایران می شدند، اما از زندان و شکنجه گاههای رجوی سر در می آوردند و ....

    در کمپ «تیف» آمریکائی ها ، بارها از نزدیک شاهد بودم که عباس شفاهی و کتبا از مسئولین آمریکایی درخواست ملاقات و دیدار با همسرش را می کرد و مستمر به صورت جدی پیگیری می کرد که به هر طریقی شده با همسرش دیداری داشته باشد. عباس احساس گناه می کرد و می گفت: من باعث شدم که پروین بیاد عراق و به مجاهدین بپیودد او دوست داشت سپهر را بزرگ کند و...

    عباس در اشرف قطب مقاومت و آزادی و قطب " نه " به رجویها بود و هیچ گاه رجوی نتوانست او را به تسلیم وا دارد!

    باری، عباس محمد رحیمی مظلوم که درروی تخت بیمارستانی در لندن با مرگ دست به گریبان بود همراه فرزندش سپهر، نامه ای بسیار متین و عادی آن هم در چند خط کوتاه به رئیس جمهورمادام العمر"مهرهمیشه تابان" نوشتند و با تاکید بر بیماری اش خواهان انتقال همسر و مادر به محلی امن ودیدار با او می شوند، درواکنش به این درخواست معمولی به ناگاه رجوی به کشف جدیدی همانند انقلاب مریم دست یافت. از نهانگاه با انتشار یک نامه از طرف پروین فیروزان همسر و فرزند را «مزدوارن اطلاعات» نامید..... رهبر عقده ای که در غیبت کبرا و صغرا به سر می برد تا آنجا پیش رفت که در نامه کذائی متذکر شده عباس محمد رحیمی به علت«عدم صلاحیت های اخلاقی و مبارزاتی» ازمجاهدین اخراج شده است.!!! 

    ایدئولوژی مخرب رجوی چنان غیر انسانی و ضد بشری بود که همسران را در مقابل همسران و یاران و هم بندان سابق را در مقابل هم قرار داده وکانون گرم خانوادها را از هم متلاشی و دریده بود.

    عباس شیر مرد آزاده ای بود که دنیای خنده و نشاط و شادابی بود ، با افتخار و سربلندی زندگی کرد. در مقابل واپسگرائی وخیانت و پلیدی و نامردی و ناروزدن رجوی ، مردانه و شرافتمندانه ایستادگی و مقاومت بی نظیری به خرج داد و یادش همیشه در میان یارانش گرامیست!

    باشد روزی فرا برسد که " رجویها " به سزای اعمال ننگینشان  به خاطر جنایتهایی که سالیان انجام دادند، برسند.

    فرید

    نوشتن دیدگاه


    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    محبوب‌ترین مطالب (رونوشت)