• امروز جمعه, 03 آذر 1396 - Fri 11 24 2017
  • پیوند رهایی

    اگر نفوذی در تشکیلات شما نبوده، پس اسناد شما جعلی است!

    اگر نفوذی در تشکیلات شما نبوده، پس اسناد شما جعلی است!


    حمید تبریزی از ایران - 06/06/1396
    درنوشته ای در رسانه های رجوی که امضای یک اسیر جنگی رها نشده بنام "واحد سیف " را دارد ، آمده است :
    " اما اینکه خبرگزاری رژیم در تیتر مقاله خودش نوشته «نفوذ وزارت اطلاعات تا قلب اشرف» حرفی کاملاً مضحک و خنده‌دار است که مرغ پخته را هم به خنده وامی‌دارد. سؤال اینجاست که این چه نفوذی تا قلب اشرف است که قوانین بین‌المللی را زیر پا بگذاری، به یک کشور دیگر تجاوز بکنی و در بلندی‌های مجاور اشرف با بیش از ۱۵۰۰ کشته متوقف بشوی تعدادی از نیروهایت نیز اسیر شوند بعد هم‌اسم آن را نفوذ وزارت اطلاعات تا قلب اشرف بگذاری؟! بالاخره قسم حضرت عباس تو را که میگویی این عملیات تدافعی بوده را باور کنیم یا پوشاندن لباس کردی به پاسدارانت و گسیل آن‌ها به ۷۰ کیلومتری داخل خاک عراق را "؟!
    ادعای وجود نفوذ در ارتش آزادیبخش رجوی ، اولین بار توسط خود رجوی مطرح شده و تاکنون ده ها وصدها سند ومدرک درمورد کسانی که دال بر نفوذی بودن کسانی که سازمان را ترک کرده اند، ازطرف باند رجوی منتشر شده واگر مرغی پخته بخاطر این کار خنده اش گرفته ، این خنده ازمعجزات اسناد شما بوده است! علاوه بر آن پس بفرمایید «پروژۀ رفع ابهام» در سال 73 به دستور رجوی برای چه بود که طی آن بیش از 500 نفر را از افراد تشکیلات حتی افراد قدیمی و معروف سازمان را دستگیر و ماهها به طرز وحشیانه ای شکنجه کردید تا اعتراف کنند که «نفوذی وزارت اطلاعات رژیم»!! هستند یعنی «نفوذی» رژیم پیدا کنید و «ابهام» از روی افراد برداشته شود و ثابت شود که نفوذی نیستند. بسیاری از این زندان و شکنجه شده های سال 73 در قرارگاه اشرف سازمان در عراق به اتهام نفوذی رژیم که بعدها از سازمان جدا شده و خاطرات دردناک زندان و شکنجه در اشرف را به طور مستند و با ذکر اسامی شکنجه گران و اماکن شکنجه و زندان و طرز رفتارهای زندان بانان رجوی با زندانیان زن و مرد و وضعیت وحشتناک سلولها به رشتۀ تحریر در آورده اند شاهد این مدعا است که از جملۀ آنها می توانید به کتاب «سراب آزادی» نوشتۀ خانم مریم سنجابی عضو شورای رهبری سازمان که خودش به همین اتهام در اشرف به دستور مستقیم رجوی زندانی و به طرز وحشیانه ای شکنجه شده است و به خاطرات آقای رضا گوران از اعضای جدا شدۀ سازمان که در اشرف به همین اتهام زندانی و شکنجه شده است در بیش از چهل شماره در سایت «پژواک ایران» مراجعه کنید.
    اساسا مسئله ی نفوذ دراحزاب وجریانات ازقدیم الایام وجود داشته وشما اگر تاریخ را نخوانده اید ، به سراغ متشکل ترین حزبی که جهان بخود دیده ( حزب بلشویک روسیه ) بروید تا ببینید در کمیته ی مرکزی این حزب هم جاسوس تزار حضور داشته است!
    بازهم اگر خواستید قبول نکنید ، باید ازارائه ی این اسناد اظهار شرمندگی کرده و بدانید که شعور مردم ، درسطح بالاتری ازاینها که رجوی ها می پندارند ، قرار دارد و گرفتار سخنانی پر ضد ونقیض وباری به هرجهت نمیشوند!
    همینطور:
    " همان موقع { اسیر شدن } خودمان هم تعجب می‌کردیم که مجاهدین چطور در شرایطی که خودشان در وضعیت ویژه و اضطراری بودند همه‌چیز در اختیار ما می‌گذاشتند، از انواع غذاها و نوشیدنی‌ها گرفته تا انواع امکانات خانگی از قبیل یخچال و فر گاز و سایر امکانات آشپزی. از امکانات رفاهی که شامل انواع وسایل بازی‌ها می‌شد تا زمین فوتبال و بسکت و والیبال و تا کتابخانه و ویدیو تلویزیون و سایر امکاناتی که در یک زندگی مرفه یا نسبتاً مرفه یافت می‌شد ".
    بلی آنها ازهمین راه ها موفق به جذب کردن ساده لوحانی مثل " واحد سیف " کردند اما بعد چی؟
    کلاس های شستشوی مغزی برای آنها دایر کردند، وادارشان کردند که جزئی ترین اسرار زندگی شان را درملا عام مطرح کرده و تف برویشان انداخته شود!
    قبول کنند که تمام وجود مادی ومعنوی شان ملک طلق رجوی بوده وخود چیزی جز یک نام را صاحب نیستند!
    این قبیل افراد را واداشتند که مانند برده ی بی جیره مواجبی ، برای رجوی کاخ ها بسازند و بدتر درعملیات خائنانه ی فروغ جاویدان شرکت کرده ، هموطنان خود را بکشند وخود نیز کشته شوند!
    این تلویزیون ها وویدئو های دراختیار گذاشته شده ، مداربسته ودقیقا درخدمت تبلیغ کیش شخصیت رجوی بوده وشما هرگز اجازه نیافتید که اخبار واقعی راازآنها شنیده ویا موفق شوید بدانید که خانواده ی بلا دیده ی تان درچه وضعی است و ...
    درحالی که اسرای دست ارتش عراق ، اجازه ی مکاتبه با خانواده های خود داشتند ، شما ازاین حق بسیار ابتدائی هم محروم بودید تا درباتلاق خانواده ها که رجوی آنرا " نجس " اعلام کرده بود ، نیافتید!
    بشما اجازه ی خروج از صفوف بردگان رجوی داده نشد ودرایام تبادل اسرا یا ازراه فریبکاری ویا از طریق شستشوی مغزی ، امکان استفاده از قدرت صلیب سرخ جهانی را ازدست تان گرفتند!
    دروغ بزرگ دیگر:
    " این برخوردها آن‌قدر ما را متعجب کرده بود که یک روز حین صحبت با یکی از مسئولین مجاهدین از وی پرسیدم که آیا واقعاً شما هم خودتان هر هفته این‌چنین غذاهایی می‌خورید که جواب داد واقعیت این است که نه. ..ولی رهبری به ما توصیه کرده که این‌ها میهمانان ما هستند و باید به آن‌ها رسیدگی ویژه داشته باشید ".
    شما که اسیر بودید ونه مهمان ، درطول اقامت خود فهمیدید که مهمانان واقعی – مثلا دعوت شده برای دیدار پدر و ...- چه بلایی برسرشان آمد وراه برگشتی پیدا نکردند و دست به خودکشی زده ویا سربه نیست شدند ویا حالا هم بعنوان مهمانانی که 20 سال است اجازه ی مرخص شدن نیافته و به مرز میانسالی رسیده و اکنون هم هم زنجیر شما در آلبانی شرف؟! حضور دارند !
    آنها بشما دروغ گفتند وشما بزودی متوجه این دروغگویی بی شرمانه ی آنها شدید اما دیر شده بود ودیگر قدرت واراده ی لازم را برای رهائی ازاین جهنم بدست نیآوردید!!
    دیگر اینکه :
    "همگی ما علیرغم اینکه هنوز تصمیم به پیوستن به سازمان نگرفته بودیم بشدت از شنیدن چنین نکته‌ای غرق شگفتی و تعجب شدیم و همین مجموعه تنظیمات به‌خصوص مناسبات غیرقابل‌توصیف انسانی همراه باصفا و صمیمت مجاهدین باعث شد که به این فکر کنیم که در رابطه با دیدگاهمان در مورد مجاهدین می‌بایست تجدیدنظر کنیم...".
    آیا کسی را دیدید که تصمیم به نپیوستن به سازمان کرد وموفق شد براین تصمیم خودبماند؟
    اگر آری ، ممکن است که اجازه یابید درمورد سرنوشت غمبار وفاجعه انگیز اینگونه انسان ها چند کلمه ای حرف بزنید ؟
    ازحرف های این اسیر جنگی چنین برمیآید که درزمان سال های اول حضور او ، خانواده ها به دستور رجوی متلاشی شدند واو بخوبی این جنایت بزرگ اتفاق افتاده را مشاهده کرده وبنابراین بطور طبیعی میداند که صفا وصمیمیتی درکار نبود وسازمان این حرف ها را با وقاحت تمام بنام او نوشته است!
    حمید تبریزی

    نوشتن دیدگاه


    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    محبوب‌ترین مطالب (رونوشت)