• امروز چهارشنبه, 04 مهر 1397 - Wed 09 26 2018
  • پیوند رهایی

    اخبارروز

    جنبش جدید مردمی آخرین میخ بر تابوت فرقۀ رجوی

    جنبش جدید مردمی آخرین میخ بر تابوت فرقۀ رجوی

    رجوی و حکایت حسنی و خانۀ کدخدا و «رئیس جمهور» و «رهبر مقاومت» کاتانگا و جنگلهای آمازون!!

    نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق رهبری مجاهدین در عراق

     

    مثل قدیمی و شیرین فارسی می گوید: «حسنی را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت»!!. این مثل امروزه کاملا بر ادا و اطوارهای فرقۀ رجوی و جست و خیزهای میمون وارش در قبال تظاهراتهای اعتراضی مردم ایران صدق می کند.

    فرقۀ صاحب مردۀ رجوی که تمام شعر و شعارهای سالیانش مبنی بر تنها آلترناتیو و بزرگترین و سازمانیافته ترین گروه اپوزیسیون ایران بودن و اینکه رهبری مقاومت ایران!! را در دست دارد و دارای «یکانهای ارتش آزادی»!! و «لشکرهای فدایی»!! منتظر فرمان رهبر و فرمانده کل!! می باشد در تمام این سالیان نقش بر آب بوده و شده است؛ اینک باز هم با اوجگیری اعتراضات مردمی به فکر میوه چینی و ماهی گیری البته موهوم برای خود از آب گل آلود اوضاع آشفته افتاده و از آنجا که اعضای ناامید و سرخورده و مسأله دار اسیر تشکیلات فرقه با اوجگیری اعتراضات و تظاهرات مردمی در ایران خواه ناخواه می پرسند پس چرا رهبری مثل همیشه پیام نمی دهد تنها و تنها برای جوابگویی به این سؤال عمومی تشکیلات است که اخیرا سران فرقۀ رجوی که به خوبی به ادبیات و طرز صحبت رجوی آشنا هستند پیامی مکتوب را به نام و امضای رهبر مرده شان با استفاده از همان کلمات و تعابیر و حتی برخی جملات پیامهای سالهای گذشته اش منتشر کردند تا برای نیروهای وامانده و نا امیدشان در داخل تشکیلات امید واهی بدهند که رهبرشان زنده است و قیام مردم را به اصطلاح «رهبری» می کند!! ولی یقینا همین پیام موجب بروز سؤالات و مسأله داری بیشتر در میان اعضای تشکیلات می شود چرا که می پرسند اولا چرا رهبر یعنی رجوی که خودش را رهبر مقاومت می داند در این اوج قیام و مقاومت مردمی از صحنه غایب است و با صدای خودش پیام نمی دهد در حالیکه چند سال پیش برای فوت فلان خواننده یا مسئول سازمان پیام شفاهی با صدای خودش می داد؟!.

    ثانیا چرا در عراق که رژیم در حاکمیت آن حضور داشت با صدای خودش برای ما سخنرانی می کرد ولی اکنون که در عراق نیست و ما هم در اروپا هستیم چرا با صدای خودش پیام ضبط نمی کند؟ از چه می ترسد؟!

    یادآوری می شود که جعل پیام و بیانیه و حتی مصاحبه و نامه به اسم افراد و اعضا و مسئولان خود فرقه یکی از تخصصها و روشهای جاری فرقۀ رجوی بوده و می باشد. اینجانب که علاوه بر بخشهای متعدد ستاد سیاسی تشکیلات این فرقه به مدت بیش از دو دهه در بخش روابط خارجی آن بودم بارها شاهد جعل بیانیه و نامه و حتی مصاحبه به نام و امضای افراد و شخصیتها و نمایندگان پارلمان عراق و کشورهای عربی دیگر که خودم آنها را به عربی ترجمه می کردم بودم و نیز در سال 78 چنانکه بسیاری از جداشدگان نیز شاهد بودند خود اینجانب شاهد جعل هزاران نامه از قول خانواده های موهوم در ایران مبنی بر دریافت پولهای هنگفت برای نگهداری فرزندان موهوم زندانیان و اعدام شدگان بودم که هدف از آن جعل مدرک برای نشان دادن به دادگاهی در انگلستان برای اثبات مورد مصرف پولهای هنگفت اخاذی شده از مردم آن کشور با عنوان دروغین کمک به خانواده های ایرانی برای نگهداری کودکان زندانیان و اعدام شدگان بود.

    و اخیرا نیز به دنبال جداشدن دخترم از این فرقه مطلع شدم که نامه ها و مقالات به اسم و امضای او بدون هر گونه اطلاع به وی علیه من و خواهرش نوشته و منتشر می کردند.

    لذا جعل نامه یا بیانیه و پیام به نام و امضای رهبر مرده شان برای سران فرقه بسیار مشروع تر و راحت تر است و چنانکه گفتم هدف اول و آخر آن دلداری و امید و روحیه دادن به اعضای تشکیلات خودشان به دنبال موج ریزش و جدایی حتی برخی مسئولان و فرماندهان فرقه و جلوگیری از این موج و گسترش آن می باشد و بس.

    سران فرقه در این پیام جعلی رجوی به صورت مضحکی ادعا کرده اند که یکانهای «ارتش آزادی»! (با خوردن پسوند «بخش» آن که دیگر خودشان هم رویشان نمی شود بگویند اینها برای مردم آزادی می بخشند!!) تظاهرات اعتراضی مردم را فرماندهی می کنند!! و با وقاحت وعوامفریبی تمام و توهین به شعور مردم و حتی به شعور اعضا و نیروهای اندک خودشان به این یکانهای موهوم دستور حمله به مراکز رژیم و خلع سلاح نیروهای رژیم را می دهند با این قید واقعا مضحک که کودک هم از آن خنده اش می گیرد که مبادا خونریزی بشود!!! که دقیقا یادآور فرمانهای مسعود رجوی در اشرف مبنی بر خلع سلاح سربازان عراقی با تیر و کمان و سنگ می باشد که موجب کشته شدن بسیاری از افراد از جمله دخترکان نوجوان در اشرف گردید.

    سران فرقه می گویند ما خواستار پیشرفت قیام بدون خونریزی هستیم!!! یعنی حمله کنید و خلع سلاح کنید ولی نباید خون از دماغ کسی بیاید!!! این پیامهای موسوم به پیام رجوی را سعید حسینی  گویندۀ تلویزیون فرقه می خواند!! و تماما با اقتباس از پیام های او در سالهای 78 و 88 نوشته شده با همان عبارتها با نوشتن خبرهای جدید.

    تازه جالبتر و مضحک تر اینکه «رهبر مقاومت»!! که استراتژیش «سرنگونی نظام» با مبارزۀ مسلحانه یعنی قتل دشمن است به مسئولین و فرماندهان رژیم و پاسدارانش توصیه می کند که مبادا کشته بشوند بلکه فورا کشور را ترک کنند تا جانشان در امان بماند!!! از نوع همان توصیه های رجوی به مجلس خبرگان رژیم و نامه هایش به خامنه ای و رفسنجانی در رابطه با انتخابات و تغییر رهبری رژیم آن هم با «حقیر» نامیدن خودش!!!

    باید به این حضرات نویسندۀ این پیامها به اسم و امضای رجوی گفت حضرات فریبکار آخر مگر شما بهتر از همه نمی دانید که معنی «ارتش» در فرهنگ لغت فارسی و معادل آن در همۀ فرهنگهای زبانهای دنیا چیست؟ مگر شرط اول وجود خارجی پیدا کردن این مفهوم سلاح و نیروی مسلح نیست؟ شما که اکنون دیگر در آلبانی برخلاف لیبرتی حتی یک بیل و کلنگ هم ندارید و افرادتان متوسط سنی شان به شصت رسیده است منهای شمار بسیاری بیمار و معلول و فراموش کردن همۀ آموزشهای مربوط به بیست سال پیش، از کدام «ارتش» سخن می گویید؟ از این گذشته چرا مردم در شعارهای تظاهرات و اعتراضاتشان نام هر کس و ناکسی را می برند ولی به شدت از بردن نام شما و یا اشاره به شما پرهیز دارند؟ همۀ نیروهای اپوزیسیون ایران در خارجه می نویسند و می گویند که اگر شما رئیس جمهور و رهبر مقاومت هستید و شما دارید تظاهراتها را سازمان می دهید پس چرا یک نفر اسم شما را نمی برد و اسم کسان دیگر را می برند؟!!!

    احتمالا حضرات، «رئیس جمهور برگزیده» و «آلترناتیو» و «رهبر مقاومت» کاتانگا یا جنگلهای آمازون تشریف دارند و نه ایران!! و الا اگر ادعاهای سران این فرقه صحت داشت اقلا یک مورد شعار به سود آنان در این جنبش مردمی سراسری دیده می شد. پس باید گفت که این جنبش جدید در حقیقت آخرین میخ را بر تابوت فرقۀ رجوی کوبید و سقوط نهایی سیاسی و استراتژیک این فرقه را مهر کرد.

    نوشتن دیدگاه


    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    محبوب‌ترین مطالب (رونوشت)