• امروز چهارشنبه, 04 مهر 1397 - Wed 09 26 2018
  • پیوند رهایی

    اخبارروز

    ولایت عقیدتی رجوی ، جعل وتحریف نص صریح آیات قران ونهج البلاغه وسنّت پیامبران

    ولایت عقیدتی رجوی ، جعل وتحریف نص صریح آیات قران ونهج البلاغه وسنّت پیامبرانولایت عقیدتی رجوی ، جعل وتحریف نص صریح آیات قران ونهج البلاغه وسنّت پیامبران

     

    نوشتۀ سیامک نادری

    نقل از سایت «حقیقت مانا» - لینگ به منبع

    بنا به توصیه دوستان نظریه ولایت عقیدتی رجوی که شالودهٔ تمام اپورتونیسم، انحراف وجنایت وفساد لانه کرده درجان رهبری است را ذیلا می
    است. درجای جای این کتاب، – » فصل اول:ایدئولوژی مفاهیم ومصادیق رهبری عقیدتی « آورم. توضیح اینکه بخش یکم، یکی ازسیزده بخش از
    نظرات وعملکرد رجوی را، نه با اصول وارزشهای والا انسانی ودمکراتیک، بلکه ازقضا با استناد به آیات قرآن ونهج البلاغه وسنّت پیامبران که
    رجوی مدعی پیروی ازاسلام ناب ... است، واینچنین برخردجال سوارگشته است، جعل وتحریف ودروغ ودغل شالودهٔ رهبری عقیدتی او را ارائه
    میدهم. به طبع یک بخش ازکتاب، گویای برسی همه جانبه رجوی نیست، اما برای فهم آنکه رجوی با چه دستگاه نظری زندان وشکنجه و قتل
    وفساد و کشتن زیر شکنجه و... را توجیه می کرد، گویا است.
    همچنانکه آوای وحش جنایتکارانی چون آوایی در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد بگوش می رسد ومبارزه وتوش وتوان مردم مظلوم
    ما باید صرف مجامع بین المللی شود تا به جنایت کاران)ارتجاع غالب( سلام ندهند؟. همچنانکه درسوی دیگرنیز، ناچارباید به جنایت، فساد
    وخیانت رجوی) ارتجاع مغلوب( پرداخت، چراکه کمربزرگترین وسازمانیافته ترین نیروی متشکل راشکست. درحالیکه خمینی و خامنه ایی
    هرگزنمی توانستند چنین ضربه هولناکی به مقاومت مردم ایران وارد کنند. این همان خیانت بزرگ رجوی است.
    ازکتاب:
    حقیقت مانا
    گزارش به سه نسل
    خطاب به رجوی
    آغازکلام
    نسل آبی سرا و، با لهای همیشه ارغوان.
    درآسمان ما، دو خروس دریک کنام، یکی برماه ودیگری برخورشید چنبره زد. برآیند هردو، سیاهچاله ای، وما زخم هامان را لیسیدیم. بی آنکه
    مان!. » ماه « و » خورشید « رهبران فقاهتی وعقیدتی فرصتی دهند، به
    رجوی و مریم ». شما آلوده به رجوی هستید، باید آنقدرزجربکشید، تا گوشتهای آلودهٔ تن تان بریزد «: خمینی ولاجوردی درزندان به ما می گفتند
    که معجره می کند، درونتان را ، » جمع « شما ازجنس خمینی دردرونتان دارید. وباید با تیغ و تیرو تپانچه وتبر، وقدرت تیغ »: دراشرف می گفتند
    رهبران ولایتی و فقاهتی هردوازیک ابزارو روش ». بالا بیاورید )استفراغ کنید(خود را سیه رو کنید، تا تغییر کنید وسپید سپید ومریمی شوید
    وتذکار استفاده می کردند. ما نسل فدا بودیم، تنها گناهمان عشقمان بود. امّا عشق رابا قلّاده های ایدئولوژیک به بردگی کشاندند. کیست که نداند
    سمفونی قلب هر برده، چیزی نیست جزآزادی، وسمفونی قلب ما نیزچُنین. برخلاف رهبران فقاهتی وعقیدتی، ما می فهمیدیم که جوهرهٔ آزادی، تنها
    چیزی است که برده پروری نمی خواهد!.
    یك انسان زمیني ميتواند خود را دردستان كسي قرار دهد كه عشقش چونان عظیم باشد كه نتیجه آن تسلیم، آزادي « : بقول جبران خلیل جبران
    .» باشد
    ورجوی با سوءاستفاده ازچنین گوهروسرمایه ایی، درجبرشرایط عراق با ایجاد یک توتالیتاریسم ایدئولوژیک همه را به بند کشید. چنین اپورتونیسم
    وعقوبتی تنها به اعضا وتشکیلات خلاصه نگشت وفرای ما، به مردم، گروهها وشخصیت های خارج از سازمان نیز بسط داده شد. سزاوراین نسل،
    این مردم وتاریخ یکصدساله، ازستارخان تا میرزاکوچک خان، مصدق وحنیف و پویان ها ونسل نو با سهراب ها ، ریحانه ها، ستار ها نبود، که
    چنین همه چیزرا به ورطه خودشیفتگی ونقص اصول واپورتونیسم بکشاند. هنوزازچاه عمیق خمینی ورژیم ولایت فقیه بیرون نیامده، سیاهچاله
    رهبری عقیدتی، تمام نفس این نسل ومردم را بگیرد!.
    حقیقت تاریخی آنکه، ما ظرفیّت آمدن به عراق را نداشتیم. جوارخاک میهن )عراق(؟، زمین حاصلخیزی برای خاکریزها وسیاج ها وچهاردیواری
    اختیاری و توتالیتاریسم رجوی بود، تا حصار رهبری عقیدتی اش را درذهن وروح وروان اعضا وتشکیلات بُتونیزه کند. دراشرف، زمان متوقف
    شده بود وما بی هیچ تفاوتی ما بین امروز وفردامان، برای نابودی تمامی ارزش هامان به پیش می رفتیم. همه ما، هم زندانی بودیم وهم زندانبان،
    هم برده هم برده دار. ضربه ای که تقی شهرام درسال ۵۴ به سازمان زد، درقبال ضربه ای که رجوی به تمامیّت اعتماد واصول وارزشهای
    سیاسی تشکیلاتی ایدئولوژیکمان زد هیچ است. وفراتر ازآن، ضربه ایی که درآینده به باور واعتماد مردم نسبت به ضرورت وجود هرگونه تشکل،
    حزب وسازمان و...درامرمبارزه سازمانیافته است، بسیارسهمگین خواهد بود.
    ما زیر شکنجه های خمینی ولاجوردی، قصاب روح و جسم رشد کردیم، امّا رجوی، بکارت اعتماد وایمانمان رادرید. ما زیرشکنجه های وضربات
    هولناک روحی وروانی او، هنوز که هنوز است، باور نمی کنیم که به این نقطه رسیده ایم، وفرجام ما به صفت سیاسی اجتماعی ومبارزاتی چنین
    محصول وگندآبی ازفساد وجنایت است، ما هنوزدرشوک بسرمیبریم!. خمینی درسال ۶۷ درزندانها، جسم مان را قتل عا م کرد، ورجوی پس از
    سال ۶۷ ، روح مان را.
    درماندن درارتش باشد!. نباید با غل وزنجیر نگه داشت، وبا ارعاب وتهدید به » اجبار « نباید مابه ازایش !» داوطلب « ارتش آزادیبخش!، ارتش
    زندان اشرف و ابوغریب وتهدید به تجاوز و اقدام به تجاوز... درسازمان مجاهدین خلق مواجه گشت.
    ...
    مقدمه
    فصل اوّل: ایدئولوژی
    مفاهیم ومصادیق رهبری عقیدتی
    مقدمه : بدون مطالعه این فصل برغم سنگینی آغازین درابتدای مطلب، که اهمیّت اساسی درشناخت رجوی وسازمان مجاهدین دارد. وبدون شناخت
    وفهم عمیق سخنان وعملکرد اودرصحنه وپشت پرده، وبویژه هرسالی که می گذشت وتحولات شتاب می گرفت. به هیچوجه نمی توان شناخت
    درستی ازمواضع سازمان ورجوی درتمام زمینه های سیاسی وخطی وتشکیلاتی ایدئولوژیک بدست آورد. –
    همچنانکه رجوی منشاء همه مسائل است، وهمه چیزازرجوی چیده وبنا می شود، حتّی استراتژی سازمان!، وبه تبعه آن خطوط سیاسی و...حتّی
    بحث های ایدئولوژیک یا نقطه بلوغ وسرفصلِ سرفصل های مجاهدین که هستی تشکیلاتی به آن گره خورده، تابعی ازهمین مقوله است. یعنی همه
    چیز فرد و تشکیلات و مردم، باید ذوب شود برای رهبری عقیدتی، وبه حاکمیّت رسیدن اودرایران. تنها چیزی که درتشکیلات رنگ و بویی ندارد،
    خدا ومردم است. رجوی هیچوقت ازخدا حرف نمی زند، اما آنگونه ازرهبری عقیدتی حرف میزند، که انگار، خدایی نیست، جزهمین رهبری
    عقیدتی. به عبارتی اگرخدایی هم وجود داشته و دارد؛ به رجوی وصل است وبا اوارتباط دارد، ولاغیر!.
    سازمان رهبری عقیدتی است!. یک خدایی) » سازمان « مجاهدینی، به صفت یک ارگان وجود ندارد. این » سازمان « ، دردرون سازمان وتشکیلات
    خداچه( ای هست، ومابقی اجرایی)بنده(، وبنده گان، مطیع وسرسپار. دراین مدارهرفرد به هرعلت وعللی، وبه هرمیزان بارو وزنی که برای
    منافع، مطامع ومنویّات رهبری دارد، به کیفروپاداش می رسد. همه چیزالنهایه ازخود رجوی چیده می شود.
    اوبصورت غریزی، منافع اش را حس می کند، وچند لایه طراحی وعمل می کند. هنوز هیچ کس به چنین عملکردهای رجوی، آشنا نشده، باید
    می کند!. دقیقا همین مسائل است که باعث » چند کارته بازی « دردرون مناسبات بود، تا رجوی را خوب دید و شناخت ، که چگونه دربزنگاه ها
    نام می برد. رجوی بالاترین » مدارجاذبه « می شد رجوی را بشناسیم وازاو فاصله بگیریم. همان چیزی که آقای اسماعیل وفا یغمایی ازآن بعنوان
    درسازمان وتشکیلات را، با بکارگیری ازشیوه های میکانیکالیستی برای ایجاد یک » مدارجاذبه « بهره را درپیشبرد وجا انداختن ومونیزم این
    توتالیتاریم ایدئولوژیک بکارگرفت. چنین فسادی تنها به سازمان وتشکیلات محدود نگشته وتمام مناسبات سازمان با احزاب وگروهها و افراد
    وشخصت ها والنهایه مردم را دربرگرفت.
    توتالیتاریسم استالین درحیطهٔ اجتماعی ودرسطح جامعه بود. امّا توتالیتاریسم ایدئولویک، تسلّط مطلق برروح وروان انسان را نشانه رفته است.
    برخلاف استالین، توتالیتاریسم رجوی، نه دریک جامعه وشهر وشرایط امکانات بالنسبه باز وخاص آن...، بلکه دریک حصاربسته وقرنطینه
    صورت می گرفت.
    شدّت وحدّت این توتالیتاریسم بی سابقه وجنون آمیزبرروح وروان اعضا، وتا گسترهٔ مسائل شخصی جنسی وحتّی نفوذبه خواب دیدن اعضا وهرچه
    که ولو دریک لحظه کوتاه به ذهنشان متبادرمی گشت، کشیده می شد. این روند هرساله با بند بند زنجیرهای انقلاب ایدئولوژیک مریم) ۱۱ بند
    انقلاب( ودورتسلسل بحث های تکراری ودرحکم خروس رقصان، بند ازبند روح وروان اعضا می گسست.
    به همین جهت ما بایک رهبری وسازمان وتشکیلات گردیس شده ایی مواجه شدیم، که برغم پایگاه وسیع اجتماعی پس ازانقلاب ۵۷ ، وحمایت
    اقشارونیروهای مترقی ودمکراتیک ازآن بمثابه یک نیروی پیشتاز، ازکسوت سازمانی خارج، و رجوی ماهیّت خودرا درفقاهت وولایت رهبری
    یافت و سازمان به هیبت بیت رهبری عقیدتی تنزل داد. ودرادامه خشت خشت چنین فقاهتی، مارا ازبیت رهبری نیزخارج نموده وبه یک سکت
    وفرقه بدل نمود. فرقه ایی که رهبری، شأن خدایی دارد. ازاین پس همه اعضا، ازصدرتا ذیل تنها به این دلیل خدا راشاکروسپاسگذارهستند که
    نعمت راه یافتگی به درگاه رهبری را یافته اند!. دراین دستگاه حتّی اصالت نه با خدا، بل با شاخص مادی و وجود عینی برروی زمین است، که بار
    و وزن وشأن خدایی را تجسّم می بخشد. به عبارتی خدا تنها ، واسطه، وسیله وابزاری است که اعضای سازمان توانسته اند به این وجود مطهر
    وپاکباز، ویگانه انسان وعنصرضد استثماری درجهان، که عاری ازفردیّت واندیشه جنسیّتی واندیشه وعملکرد جنسی است، دست یابند. برخلاف
    آنچه درعمل ومصادیق شاهد وناظرآن هستیم، معکوس این تئوری است، ». رهبری، کانال وصل خدا است «: آنکه درتئوری ومفاهیم عنوان میشود
    است. » رهبری « و خدا کانال وصل
    اطلاق توتالیتاریسم به سازمان، ازمنظرساختارسیاسی سرکوب واختناق بی بدیل آن معنا می دهد، اما وقتی توتالیتاریسم ازجنس ایدئولوژیک سایه
    سیاهش را روی سرتشکیلات واعضا می گستراند، توتالیتاریسم ایدئولوژیک ، دریک محیط بسته، قرنطینه وایزوله، وقطع ازجهان خارج، معنا
    ومفهوم توتالیتاریسم را ازدست داده وبه یک فرقه بدل می شود. هولناک ترین وجه این فرقه، روابط ومناسباتی است که بین اعضای این فرقه
    حاکم است. تا جاییکه دونفرباهم حرف بزنند ویا خاطره تعریف کنند، ویا دوبارسرمیزغذا کنارهم بنشینند، ازآن بعنوان محفل) شعبه سپاه پاسداران
    ووزات اطلاعات رژیم آخوندی، به عبارتی هولناکترین اتهام وجرم ممکن ( نام می برند. چنین ارعابی، سنگ بنای فرقه ای است که رهبری
    عقیدتی برطاق آن چنبره زده ، و با ابزار واهرم رُعب، که بغایت هراس انگیزتروقوی ترازسرکوب عمل می کند. هژمونی و قدرتش را میسّر می
    سازمد. درساختارچنین فرقه ایی، رهبری تمامی اهرمهای خدا را، درجهان مادی درچنگ خود گرفته است...، ازجمله اهرم جهنم!. درواقع با
    استخراج جهنم از روز معاد، وکشاندن آن به عرصه تشکیلات وروزگار سیاه آن دریک تشکیلات بسته وکنسروی شکل، خود را صاحب بهشت
    وجهنم می داند. به همین دلیل بنا به مطامع ومنافع ومصلحت خود، هرعضو وغیرعضو را، به کیفروپاداش می رساند. رهبری عقیدتی قادرمطلق
    برروی زمین است. تنها یک آسمان خیالی وماوراء طبیعه غیرملموس، آزآن خدایی است که، ملعبه دست رهبری ودستمایه او برای چنین کلاّشی
    بزرگی بخدمت گرفته شده است.
    بخش یکم: توحید= رهبری عقیدتی
    ازنظر رجوی توحید مساوی است با رهبری عقیدتی
    یکتا پرستی، یگانه انگاری ومونیسم فلسفی، مستمسک راهبردی رجوی، به مقوله رهبری عقیدتی بود. دردیدگاه رجوی، همه پدیده ها ی جهان
    هم، ازدل » گوهران بی بدیل « هستی، ازیک جوهره سرشته ونمودهایی ازیک جوهرواحد ویگانه اند. درست به همین دلیل است که اعضای خودش
    منتج می شود؛ ونمودی ازجوهرهٔ رهبری عقیدتی اند. اصالت اعضا، نه به خود، بل به رهبری عقیدتی » یگانه گوهرانگاری « همین مونیسم فلسفی و
    است. یکتا پرستی فلسفی می بایست درجهان مادّی، شاخص وحجّت خودش راداشته باشد؛ و رجوی اینگونه درسازمان وتشکیلات، خدائاخًدایی
    گشت، نه خدایی، بل شارلاتانی، درپوستین وارانه دین!، خدای بلامنازع خودپرستی وکیش شخصیّت، که نه تنها همه چیزسازمان واعضا وخط
    وخطوط سیاسی تشکیلاتی، استراتژیک، بلکه مردم وخلق قهرمان نیزباید حول مدار ومونیزم یکتایی اوبگردند. زیرا اصالت جهان و هستی ، قائم -
    به وجود رهبریست.
    ». فرداصالت ندارد، بلکه رابطه فرد بابیرون ازخودش)رهبری( ووصل به رهبری اصالت دارد «: به همین دلیل است که مریم رجوی می گوید
    آقای رجوی!
    خود متبلورمی بیند، همانا اولیّن مشرک است. شیطان هم چنین ادعایی نکرده بود!. آن کس که همه بود ونبود » وجود « کسی که توحید را تنها در
    بکارمی گیرد، بارکش تمام گناهان ولغزشها وخطاها ی » یگانه آفریده عقیدتی « یک جنبش ومقاومت وسازمان واعضا... را جهت تبلیغ وتبیین همین
    سیاسی تشکیلات واستراتژیک یک جنبش وتک تک اعضا ونیروها می باشد. نیازبه حفراعماق رهبری نداریم، سخنان اوآیینه تمام نمای یک فساد -
    لانه کرده درتمامیّت جان رهبری است.
    آقای رجوی! شما می گویید: رهبری کانال وصل خدا ست. زیرچتراین عبارت وبرداشت، هرفردی به شما وصل نباشد ازخدا قطع است!. شما
    ازرهبری، واصالت مطلق دادن به آن، نسبت به فرد، جامعه وهستی، بعنوان توحید مجسّم ویگانگی حکم می رانید.
    اسفا! پایه های توهم دراو، ازستون های تخت جمشید هم بسیار قوی وقطورتراست. رهبری عقیدتی فکر می کند درنقطه صفرزنجیره هستی، او
    رهبری عقیدتی هم ازچنین جایگاه ». کون ومکان را برای اوآفرید «: آغازی برای زمزمه هستی است. همچنانکه رجوی درباره پیامبرمی گوید
    ومقامی برخورداراست. دراین نظرگاه، چه تفاوتی است بین ولی امرمسلمین، وولی امر سازمان مجاهدین؟.
    نیامده است!. )». کون ومکان را برای اوآفرید «: درحالیکه درقرآن، ونهج البلاغه و... نه تنها اساسا چنین آیه ویا مضمون ومحتوایی )که خداوند
    بلکه بعکس، پیامبرهم یکی ازهمین بندگان است وتفاوتی باآنها ندارد! مگراینکه به اورسالت داده شده: بشارت وبیم دهنده باشد، فقط همین، نه
    بیش؟!.
    تو جز هشداردهنده اى ]بیش[ نیستى. سوره فاطر » إِنْ أَنْتَ إِ ا لا نَذِی ر سوره « ۳۵ آیه – ۲۳
    درتحریف قرآن و نهج البلاغه وسنّت پیامبر » خدائا خدایی « رجوی
    ۱ درروز قیامت نمی پرسند چی «: ( آقای رجوی! شما درطی این سالیان بارها وبارها درنشست های اشرف درباره معاد وقیامت تصریح کرده اید
    بودی وچکارکردی؟ بلکه می پرسند: رهبرت کی بوده ؟!. اگربگویی حزب توده، می گویند بفرما، یکراست برو به جهنم!، واگربگویی مجاهد
    ».! )رجوی( می گویند بفرما بهشت
    ». من فقط مسئول روز قیامت شما هستم «: آقای رجوی! شما بارها گفته اید
    این اساس، مبنا و جوهره وتمام شالودهٔ ایست که رهبری عقیدتی خودرا برآن بنا نهاده اید وبراین اساس، خود راصاحب خون، ونفس وآخرت
    اعضا ومردم می دانید.
    آقای رجوی! مگرشما ازقرآن بی اطلاعید ؟! مگر شما نهج البلاغه و تاریخ اسلام را نخوانده اید که اینچنین حکم رانده وآشکارا دست به جعل
    وتحریف می زنید؟!. جواب تمام تحریفات شما را، با استناد به قرآن و نهج البلاغه وسنت پیامبروائمه ایی که شما مدعی پیروان مکتبی آن
    هستید را دراختیارشما می گذارم!، زیرا این اصلی ترین حربه ایی است که شما سوارخردجال شده اید:
    برکشتگان هردو طرف جنگ )سپاه خود وسپاه دشمن (نماز نخواند؟!. وهنگامیکه یارانش ازاو پرسیدند: آیا » علی « مگرپس ازجنگ جمل، امام
    کسانیکه درصفوف مقابل ما)بعنوان دشمن درجنگ جمل( جنگیدند و کشته شدند به بهشت می روند؟. امام علی پاسخ داد: بله، چون آنها نیّت
    » علی « شان دفاع ازاسلام وکمک به دین محمد بود!. چرا سخنان شما با سخنان اما م ۱۸۰ » علی « درجه رودرروی هم قراردارند. ملاک امام
    .» حقیقت « است مظهر » علی « قلب و نیّت آنها بوده، نه رهبری وامامت خودش!. او
    بنظرمن دراستدلال شما واین دستگاه تئوریک رهبری عقیدتی، حتّی خداهم، دیگرنقش وجایگاهی ندارد، وچنین خدایی باید برود پی کارش وبهشت
    چون شما. چیزی که دردستگاه رهبری عقیدی منحط وخودشیفته شما گُم وناپیدا ومحو شده » خدائا خدایی « را هم بسپارد به یگانه آلترناتیو آن، به
    است، کسی نیست جزخدا!. دردستگاه شما اصالت نه با انسان، بلکه بطورمطلق اصالت با رهبریست. واصالت جهان مادی وهستی را تنها به
    وجود خود قائم ومتکی می دانید!. این بدعتی دردین اسلام وتمامی ادیان توحیدیست.
    مسعود «: مریم رجوی نیز می گوید ». آقای رجوی! حتّی شما می گویید گناهانتان را بدهید به من!. من مسئولیت گناهانتان را به گردن می گیرم
    می گوید گناهانتان را بدهید به او، هیچ رهبری تا کنون چنین کاری با نیروها وپیروانش نکرده، که گناهان آنها را بدوش بکشد. ما نمی توانیم
    ». مسعود را بفهمیم ، او خارج ازتوان ودرک ما است
    نص صریح آیات قرآن نافی سخنان وتفاسیرخاص الخاص، درجهت توجیه رهبری عقیدتی شما ،» علی « آقای رجوی! جدای ازبیان صریح امام
    است:
    كُ ل نَف س بِمَا كَسَبَت رَهِینَ ة )هر كسى در گرو عملى است كه انجام داده است( قرآن: سورة المدثر آیه ۳۸
    آیه ». ما تو را که سزاوار هستی، به رسالت فرستادیم، تا مژده دهی و بیم دهی تومسئول دوزخیان نیستی « ۱۹ سوره ۲
    وهیچ باربردارندهاى بار ]گناه[ دیگرى را برنمىدارد و اگر گرانبارى ]دیگرى را به یارى[ به سوى بارش فرا خواند چیزى از آن برداشته «
    نمىشود هر چند خویشاوند باشد ]تو[ تنها كسانى را كه از پروردگارشان در نهان مىترسند و نماز برپا مىدارند هشدار مىدهى و هر كس پاكیزگى
    قرآن : آیه ». جوید تنها براى خود پاكیزگى مىجوید و فرجام ]كارها[ به سوى خداست ۱۸ سوره: فاطر
    هركس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده وهركس بیراهه رفته تنها به زیان خود بیراهه رفته است وهیچ بردارندهاى بارگناه دیگرى را بر «
    آیه ». نمىدارد وما تا پیامبرى برنینگیزیم به عذاب نمىپردازیم ۱۷ سوره ۴
    یا به کسانی که خود را پاک میشمرند، ننگریستهای؟ این خداست که هر کس را بخواهد پاک میگرداند و به اندازۀ نخ هستۀ خرمایی ستم «
    - ۴۹ ۵۰نساء/ » . نمیبینید. ببین چگونه بر خدا دروغ میبندند. همین به تنهایی یک گناه آشکار است
    وكسانى كه كافر شدهاند به كسانى كه ایمان آوردهاند مىگویند راه ما را پیروى كنید و گناهانتان به گردن ما و]لى[ چیزى از گناهانشان را به «
    آیه ». گردن نخواهند گرفت قطعا آنان دروغگویانند ۲۹ سوره ۲۸
    » فویل للذین یکتبون الکتب بایدیهم ثم یقولون هذا من عند الله لیشتروا به ثمنا قلیلا فویل لهم مما کتبت ایدیهم وویل لهم مما یکسبون « . تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر ». این، از طرف خداست « : پس وای بر آنها که نوشتهای با دست خود مینویسند، سپس میگویند «
    » آنها از آنچه با دست خود نوشتند و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست میآورند !. بقره آیه ۷۹
    ۷ الصف آیه «من اظلم ممن افتری علی الله الکذب؛ چه کسی ستمگرتر است از آن که به خدا دروغ می بندد »
    آنان كه ازگناهان بزرگ و زشتكاریها جز لغزشهاى كوچك خوددارى مىورزند پروردگارت ]نسبت به آنها[ فراخآمرزش است وى از آن دم كه «
    شما را از زمین پدید آورد وازهمانگاه كه درشكمهاى مادرانتان ]در زهدان[ نهفته بودید به ]حال[ شما داناتر است پس خودتان را پاك مشمارید او به
    آیه ». ]حال[ كسى كه پرهیزگارى نموده داناتر است ۵۳ سوره ۱۰
    آیه ». وكسانى كه مرتكب گناهان شدند آنگاه توبه كردند وایمان آوردند قطعا پروردگار تو پس از آن آمرزنده مهربان خواهد بود « ۷ سوره ۱۷
    وآنان كه چون كارزشتى كنند یا برخود ستم روا دارند خدا را به یاد مىآورند وبرای گناهانشان آمرزش مىخواهند وچه كسى جز خدا گناهان را «
    آیه ». مىآمرزد وبرآنچه مرتكب شدهاند با آنكه مىدانند ]كه گناه است[ پافشارى نمىكنند ۳ سوره ۱۵
    سوره ». وای بر آنها که مطالبی با دست خود مینویسند سپس میگویند: از طرف خدا است تا به بهای کمی آن را بفروشند « ۲ آیه ۷۹
    کمال توحید « : شرح وبسط داده شده است.همچانکه علی می گوید » توحید « درنهج البلاغه هم با اشاره به همین مضامین ومحتوای آیات،درمورد
    خطبه یک نهج البلاغه » خالص نمودن عمل است
    آقای رجوی! درفرهنگ پارسی، این مسئله تاآنجا رسوخ کرده وریشه دوانده که ازکنایه حافظ، که قرآن را به چهارده روایت مسلّط بود نیز، چنین
    آمده است:
    » عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران برتونخواهند نوشت «
    امّا مشکل را باید درجای دیگری جستجو کرد:
    فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست چراکه هرچه کند حیله درحجاب کند
    چونیست ظاهرقرآن به وفق خواهش او رود به باطن و تفسیر ناصواب کند ایرج میرزا
    خدای دیگری رانمی دیدی. موجزازخدا می گفت، طوری که ،» خودش « رجوی همیشه مدعی بود خدایی هست! ولی طوری رفتارمی کرد که جز
    به نمادی ازخدا تبدیل می شد. ،» خدا « وجود خودش، بصورت کشّاف ازبحث
    او یکطرفه ازآن بالا) سن( سخن می گفت. سخن گفتن ازآن بالاخیلی راحت است. زیرا پایین ودرمیان مردم واعضا نیست که دیده شده وبه آزمایش
    کشیده شود. به همین دلیل یکبارهم نشد که درطی این سالیان دراشرف، به مراکز ومقرها بیاید ودرجمع حاضر باشد. او می دانست که باید همیشه
    درآن بالا قراربگیرد وسخن بگوید، واگر پایین بیاید! می شود مثل یکی ازما.
    شارل دو مونتسکیو ». برای اینکه واقعا بزرگ باشی، باید در کنار مردم قرار بگیری، نه بالاتر از آن ها «
    رهبری عقیدتی ونفی صلاحیت و دمکراسی
    سه دهه قبل )سال ۶۴ ( که هنوزمقوله رهبری عقیدتی، نهال تازه ای بود! وهنوز به رشد چنین شجرهٔ خبیثهٔ سیاه کنونی نرسیده بود، مهدی
    ابریشمچی می گوید:
    رهبری)رجوی( مطلق ا هیچ تَعَیُنی به سمت پائین را نمیتواند بپذیرد... عنصر پائین نمیتواند به عنصر بالاتر از خود انتقاد کند... مرز دموکراسی «
    صلاحیت است. توان تصمیمگیری یعنی دموکراسی!… الآن اگر تمام دفتر سیاسی و مرکزیت موافق استراتژی باشد، ولی مسعود موافق نباشد، ما
    طرح را اجرا نمیکنیم. ما هیچ خط استراتژی را تا او تصویب نکند، به مرحله اجرا درنمیآوریم، حتی اگر تنها او موافق و دیگران مخالف
    باشند... همه به رجوی مشروط هستند و او در مقابل هیچکس مسئول نیست... در پائینتر از مسئول اول و رهبری ایدئولوژیک همه مشروط هستند
    و قبل از همه به مسئول بالاتر خودشان مشروط هستند، امّ ا مسعود در بالا به کی مشروط است؟ فقط به انقلاب. او، ایدئولوژیکمان، مسئولی جز
    نشریه مجاهد شماره - ». خدا ندارد ۲۵۵ صفحه – ۲۳ ازسخنرانی مهدی ابریشمچی
    آقای رجوی! شما باید درجواب مهدی ابریشمچی سخنان امام علی درخطبه ۲۰۷ آنسان که با جباران سخن «: را بکار می بردید که می گوید
    مىگویند، با من سخن مگویید! وازمن پنهان مدارید آنچه را ازمردم خشمگین به هنگام خشمشان پنهان مىدارند. نیزبه چاپلوسى و تملق با من
    ». آمیزش مکنید. ومپندارید که گفتن حق بر من گران مىآید. و نخواهم که مرا بزرگ انگارید
    درقسمت دوّم خطبه ۲۰۷ باز هم آمده است:
    هیچ شخصي، گرچه درپیشگاه حق، داراي منزلتي بزرگ و در دینداري پیشینه اي « فضیلت بار باشد، فوق این نیست كه در اداي حقّي كه خدا،
    بر دوش او نهاده است، كمك شود! وهیچ كس، گرچه نزد دیگران خوار باشد ودرنگاهها، حقیر آید، كمتر ازاین نیست كه حاكم را، دراین راه
    ». یاري دهد یا خود بر آن یاري شود
    چرایکبار هم شده به این نوع تملق وچاپلوسی وترویج مرام ومسلک دیکتاتوری، پاسخ ابریشمچی وهمقطارانش را که، همه آنها را هم خود شما
    مجیزگویی قطارمی کنید رانگرفته اید؟ امّا باکوچکترین انتقادی به شما از جانب هرکس که باشد، با عربده کشی های شما مواجهیم. از کوزه همان
    تراود که دراوست.
    لَا یُسْألَُ عَ ا ما یَفْعَلُ وَهُمْ یُسْألَُونَ: «
    ۲۳ انبیأ، آیه » خدادر آنچه میکند بازخواست نمیشود، و ایشان )انسانها( بازخواست میشوند
    سوره غافر آیه » فَاصْبِرْ إِ ا ن وَعْدَ ا اللَِّ حَقٌّ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيّ وَ الِْْبْكارِ ۵۵ »
    پس صبر و شكیبایى پیشه كن كه وعدههاى خداوند حقّ است و براى گناهت استغفار كن و شامگاهان و بامدادان، سپاسگزارانه پروردگارت را «
    ». تسبیح كن
    آقای رجوی! صریحا خطاب به پیامبرمی گوید:
    وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ ) برای گناهت استغفار کن(
    بقول قرآن( که شما هم مدعی اش هستید، ناگزیرنقدپذیری (» جایزالخطا « آیا شما برجای خدا نشسته اید که مصون از بازخواست هستید؟. انسان
    است! وچه رسد به انسانی که به نسبت اختیا راتش)رهبری عقیدتی شورای ملی مقاومت فرماندهی کل( باید هزران بارپاسخگوتربوده - -
    وبازخواست شود.
    اگرقراربود، خداوند اجازه خودخواهي به کسي دهد، این رخصت را به پیامبران مخصوص خویش مي داد؛ امّا «: علی امام اوّل شیعیان می گوید
    ». خودرأیي و تکبربراي پیامبران ممنوع و فروتني و تواضع را براي آنان انتخاب نمود
    آقای رجوی! یکبار دیگرحرف ها را بخوانید! )مرز دموکراسی صلاحیت است. توان تصمیمگیری یعنی دموکراسی!(خمینی ومصباح یزدی وجنتی
    و... همین حرفها را می زنند که نظارت بررهبری وانتقاد به او معنایی ندارد.
    آیت الله مصباح یزدی در ۱۸ فروردین ۱۳۹۲ گفت : آن گونه كه باید مسأله ولایت فقیه را تبیین نكرده ایم كه طبق فرمایش معصومین، « مخالفت با
    زیرا ولایت فقیه فوق دمکراسی بود ». اگرهمه مردم هم موافق باشند، من مخالفت می کنم «: خمینی می گفت ». ولایتفقیه در حد شرك بالله است
    وخود مبنای صلاحیت.
    حافظ » خدا زان خرقه بیزارست صدبار که صد بت باشدش در آستینی «
    همه افرادجهان )منهای( رهبری عقیدتی= صفر –
    درهردوسیستم ولایت فقاهتی وعقیدتی سرنوشت انسان ها) چه نزدیک به ۸۰ میلیون ایرانی وچه اعضای مجاهدین( دردستان یک نفر قرار می
    و بالغ محسوب می شود. بزبان ساده رهبری عقیدتی وفقاهتی یک تنه » کبیر « و تنها یک تن » صغیر « گیرد. طبق این قانون همه انسان ها
    خودرابرهفت میلیارد جمعیّت جهان برترواُولی ترمی داند. وقتی بالاترین کادرهای سازمان دربرابر رهبری عقیدتی تنها نیروی اجرایی هستند
    وپایین ترین نفرات سازمان نسبت به همه افراد این جهان، بالاتر وبرترهستند، حساب خلایق معلوم است. آیا این توهین به شعور هفت میلیارد
    .؟» صفر « نیست؟. آیا این توهین به مردم نیست، که همه افراد جهان، درمقابل رهبری عقیدتی، مساوی باشد بایک
    درحالیکه صفر حقیقی برپیشانی نظریه ولایت فقیه و ولایت عقیدتی حک شده است.
    آنقدرشرم کنید)خود را درجمع روسیاه کنید( تا تغییر «: وبلافاصله تأکید می کرد » شرم حسی است انقلابی «: رجوی بارها ازقول مارکس می گفت
    منظوررجوی ازروسیاه کردن، همان تهمت ها ومارک ها وبرچسب هایی است که درنشست ها به اعضا می زنند. وهمین اعضا باید بیایند ». کنید
    وگزارش بنویسندکه: بله من خائن، اپورتونیست، نرینه وحشی، ویا مادینه فعل پذیر، بریده، طلبکارازرهبری وزالوصفت بودم وخون شهیدان رامی
    مکیدم، من غرق فساد و جیم) مسائل جنسی( بودم، من اهل جنگ نیستم، نقش مزدور رژیم وپاسدار را درتشکیلات بازی میکردم وصدها تهمتی که
    چرا چنین فردی پس از «: اگریکی ازآنها درست وواقعی باشد؟، باید پرسید ۳ درحالیکه هم اینک نیزدرآلبانی، با همین .»؟ دهه هنوزدرسازمان است
    سبک وبا همین نشست ها وتهمت ها تشکیلات واعضا را اداره می کنند.
    آقا وخانم رجوی!، اتهامات ولجن پراکنی هایی که شما به اعضایتان می کنید، یک درهزارم آنرا وزارت اطلاعات وسپاه پاسداران به اعضای
    سازمان نکرده اند؟. یکبار اتهامات درنشست های تشکیلاتی که همه بحث ها را هم شما می آورید. درکنار هم بگذارید، آیا تهمتی دردنیا وجود
    داشته، که شما به اعضای خود نزده باشید؟. وازآنها نخواسته باشید که، همه این تهمت ها را درباره خود، ودرحضورجمع ودرنشست ثابت کنند که،
    چنین کثافاتی را در درون خود داشته اند. آیا پیامبروامام حسین برای یارانش، دست به پرونده سازی جنسی می زد؟. یک مجاهد خلق به من معرفی
    کنید، که درتشکیلات برای اوپرونده جنسی نساخته اید؟. فقط یک مجاهد، جزمریم رجوی!.
    امّا خودش هیچگاه شرم را تجربه نکرده است. زیرا خودرا دربرتمامی عالم آدم مُ حق می داند!. ،» شرم حسی است انقلابی «: رجوی بارها می گفت
    کلید فهم، اثبات «: ازنظر اوشرم برای کسانی است که جایگاه رهبری عقیدتی اورا فهم ودرک نمی کنند!. خنده دارترکه مریم رجوی می گوید
    به عبارتی اگر کسی می خواهد درک وفهم بیابد! باید این تئوری، و رهبری عقیدتی رجوی وهرچه که این خانم وآقا می گویند را اثبات ». است
    کند؟.
    من « : از مردم می خواست تا از او انتقاد کنند می گفت ». ازمن انتقاد کنید هم درآشکارا و هم درخفا «: آقای رجوی! امام علی بارها گفته است
    وخودپیشقدم انتقاد می شد نه میان کادرها وسپاهیانش، بلکه نزد توده های مردم وعوام!. ،» مصون ازخطا نیستم
    حتّی درمورد خوارج، امام علی چنین ادعا هایی ندارد! نهج البلاغه را بخوانید. تا جاییکه دست به سلاح نبرده بودند انتقاد خودشان را بیان می
    کردند. علی به آنها مارک نمی زد که مزدور وکارد تیز کن معاویه هستند. سهمیه بیت المال را به آنها می پرداخت. ابن عباس رامی فرستاد تا با
    آنها مذاکره ومباحثه کند. وحتّی تأکید می کند پس ازمرگ من با آنها جنگ نکنید:
    » . ولا تقاتلوا الخوارج بعدى، فلیس من طلب الحقّ فأخطأه کمن طلب الباطل فأدرکه «
    بعد ازمن با خوارج نبرد نکنید؛ زیرا کسى که در جستوجوى حق بوده و خطا کرد، مانند کسى نیست که، طالب باطل بوده و آن را یافته است « . »
    نهج البلاغه فیض السلام خطبه ۶۰
    پس، ازحق گویى یا مشورت بعدل خوددارى ننمائید )با من بى پروا حقّ را گفته آنچه را درست و بد مى دانید بیان كنید( زیرا من برتر نیستم از «
    نهج ». اینكه خطاء كنم و از آن در كار خویش ایمن نمى باشم مگر آنكه خدا از نفس من كفایت كند آنرا كه او بآن از من مالكتر و تواناتر است
    البلاغه فیض السلام خطبه ۲۰۷ فراز ۱۵
    آقای رجوی!
    درزمان حکومت علی زره او گم شد. آن را نزد مردی مسیحی یافتند. علی برای بازپس گرفتن زره با آن مسیحی نزد قاضی رفتند. علی گفت: این
    زره متعلق به من است. نه آن را فروخته ام و نه به کسی هدیه داده ام و حالا آنرا پیش این مرد پیدا کرده ام. قاضی گفت: شما ناچارید که برای
    ادعای خود شاهدی بیاورید. علی لبخندی زد وگفت: شما درست می گویید، اما من شاهدی ندارم. قاضی به نفع آن مرد مسیحی حکم صادر کرد. آن
    مسیحی تحت تأثیر قرار گرفت ، وپس از مدّتی گفت: این زره متعلق به علی است. پس از آن، ایمان آورد و مسلمان شد. او به جمع یاران حضرت
    پیوست و در جنگ نهروان نیز در رکاب ایشان جنگید . »
    توان تصمیمگیری) رهبری امام علی( یعنی «: آقای رجوی! آن مرد حتّی به علی دروغ می بندد، ولی دردمکراسی علی !، آنچناکه شما می گویید
    ملاک ومعیار نیست!. وتن به حکم قاضی میدهد. همچنانکه من دراین نوشتار می گویم، داورنهایی مردم اند وبس!. » دموکراسی
    شما چطور خود رامطلق می انگارید، حال آنکه امام علی) وبقول شما مراد مجاهدین( خودرا چنین نمی داند؟!. بنابراین شالودهٔ آنچه شما ومهدی
    ابریشمچی می گویید جعل وتحریف نص صریح آیات قرآن ونهج البلاغه است. مگرشما هم مثل همه نمی گویید: علی قرآن ناطق است؟. پس چرا
    درحرف وعمل رو در روی حرف وشیوه عملکرد علی ایستا ده اید. شما آن دنیا )بهشت( واین دنیا) دمکراسی( رادرخود مجسّم می بینید.
    البته این بحث ها برای خارج از تشکیلات است؛ زیرا دردرون .»! توان تصمیمگیری) رهبری عقیدتی( یعنی دموکراسی « : وبصراحه می گویید
    تشکیلات، درتئوری وعملکرد ها، وضعیت بسا سیاه تر ودهشتناکتراز این به اجرا درمی آید.
    آقای رجوی! حتّی محمد پیامبرخدا هم بری ازانتقاد وخطا نبود. هنگامی که درمیهمانی اشراف قریش، پیرمرد نابینا وژنده پوشی وارد شد که با
    محمّد صحبت کند پیامبرچهره درهم کشید وروی را بطرف اشراف برگرداند ودردل گفت: الان سران قریش فکر می کنند هواداران من همه فقیران
    عَبَسَ وَتَوَلَّى « وبردگان هستند. وسوره عبس درهمین رابطه انتقاد وخطاب به پیامبراست ۱ أَنْ جَاءَهُ الَْْعْمَى ۲ »...
    وَمَا أُبَرِّّىءُ نَفْسِّی إِّنَّ النَّفْسَ لَْمَّارَةٌ بِّالسُّوءِّ إِّلاَّ مَا رَحِّمَ « : یوسف پیامبر هم خود را در جایگاه پیامبری از خطا و گناه مبرّا ندانست و گفت
    آیه »... رَبِّّیَ ۵۳ سوره یوسف
    » من نفس خودرا از گناه بری نمی دانم چرا که نفس قطعا به بدى امر مىکند مگر کسى را که خدا رحم کند «
    آقای رجوی! ازآن بالا بالاها، کمی بیایید پایین، تا بتوانید حرفهای خدا وپیامبرانش وائمه ای که سنگ اش را به سینه می زنید را، بشنوید!
    البته شاید هم محمد می خواست بدین شیوه به «: آقای رجوی! شما دراشرف درباره همین سوره عبس ورفتار پیامبر که به او انتقاد شد می گفتید
    ». مردم بفهماند که چنین کاری ناپسند ومضموم است تا سطح عرب آن موقع را بالا بکشد. وبه این دلیل ازخودش را مثال آورد
    این آیات از طرف خدا نازل « : اقای رجوی!، معنی حرفتان را می فهمید؟. اگر چنین حرفی که شما می زنید، درست است، دیگر نمی توان گفت
    شده است ) عَبَسَ وَتَوَلَّى ۱ أَنْ جَاءَهُ الَْْعْمَى ۲ ...( ؟. آ یا معنی حرفتان را فهمیدید؟. معنی این حرف این است که پیامبراین آیات را ازخودش
    ساخته است!. اگرچه شما می خواستید این را القاء کنید که، انتقاد به عملکرد پیامبر یا رهبری عقیدتی نداریم، واین مسئله را آببندی کنید. چون
    همین آیه زیرآب مصون ماندن رهبری عقیدتی را انتقاد رامی زد!.
    روبه بالا » نهی ازمنکر « آقای رجوی!، رهبری عقیدتی، فقیه اعظم مجاهدین!، چطورنمی دانی؟ ویا میدانی وبه روی مبارک نمی آوریدکه
    )مسئولین وحاکمیّت است(، نه روبه پایین )مردم(. این حق مردم ووافکارعمومی ومنتقدین است، که فساد وجنایت و کژی دیوارثریای حاکمان
    فاسد وآلوده را نهی ازمنکرکنند!.
    آقای رجوی!. متن خبر وتفسیرخودتان را درسایت مجاهدین بخوانید. ببیند درباره امربه معروف ونهی ازمنکرچه نوشته اید:
    اخبار مقالات مقاله تاریخ: - - « 1393/9/22 8:06:09 PM
    مجلس ارتجاع قانونی کردن تروریسم دولتی -
    روز پنجشنبه 18 آذر، مجلس ارتجاع کار تدوین طرح حمایت از بهاصطلاح آمران به معروف وناهیان از منکر را به پایان رساند وظاهراً این
    طرح برای اجرا به جریان انداخته خواهد شد. قبل از پرداختن به این طرح، بعضی مواد آن وهدف رژیم از تنظیم آن، توجه به این نکته ضرورت
    دارد که امربه معروف و نهی ازمنکر که اکنون آخوندهای پلید ودینفروش حاکم، آن را مترادف با سرکوب وتحقیر مردم وبهخصوص زنان و
    دختران و اسیدپاشی و چاقوزنی، نمودهاند، یک مفهوم مقدس و بسیار والاست، و بیانگر حق مردم است نسبت به حاکمیت، یعنی اینکه مردم حق
    دارند )و نه اینکه مجازند( اگر شاهد کجی و انحراف و فسادی در حاکمیت و زمامداران هستند، نخست انتقاد کنند که این یعنی مبارزه سیاسی که
    متضمن وجود آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی تشکل و تحزب است و اگر مبارزه سیاسی مؤثر و مفید نبود، قیام کنند و در صورت
    ضرورت و اگر مبارزه سیاسی مقدور نبود، دست به سلاح ببرند. حتی دراغلب کتابهای فقهی که نزد همین آخوندهای دینفروش، معتبر محسوب
    میشود، باب امربه معروف ونهی ازمنکر، ازبابهای کتاب جهاد طبقهبندی محسوب میشود. به عبارت دیگر، امر به معروف ونهی از منکر، حقی
    است از پایین به بالا، یعنی از مردم نسبت به حاکمیت، چرا که امر به معروف و نهی ازمنکراز جانب حکومت بیمعنی است، چرا که حکومت
    همه ابزار اعمال اراده خود را از قانون و مقررات تا ارگانهای مختلف اجرایی وقضایی، در اختیار دارد و نیازی به امر به معروف و نهی از
    ». منکر ندارد
    برتولت برشت ». آن که حقیقت را نمی داند نادان است ولی آن که حقیقت را می داند و آن را پنهان می کند جنایتکار)تبهکار( است «
    اثر جرج » مزرعه حیوانات « آقای رجوی! شما می خواهید رهبری عقیدتی را تحمیل کنید. درحالیکه ایرانیان نیازی ندارند، یکبار دیگر کتاب
    اورول رابخوانند، تا شما راتجربه کنند. هرروزدرخیابان، شاهد توتالیتاریسم هستند. آیا شما نوبری جدیدی آورده اید. حجم اختیارات وارادهٔ قهارشما
    ، بسیار بیشتر ازولایت فقیه است!. خمینی نتوانست ولایت فقیه را آنچنان که بود، درجامعه پیاده کند. امّا شما به یُمن تشکیلات درحصاراشرف
    وحاکمیّت صدام، به روح و روان ونفس کشیدن ودم وبازم و خواب های اعضا هم، رخنه کردید.
    ازیک ولایت فقیه به ولایت فقیهی دیگر
    مانباید دربکارگیری الگو ودستگاه حوزه وآنچه که خمینی ازآن برخوردار است هراس داشته باشیم. مکانیزمی «: بی دلیل نبود که شما می گفتید
    که یک مرجع تقلید بدون بکار گیری هیچ اهرم فشاری می تواند پیروانش رامکلف نماید تا بدون هیچ چون وچرایی خودجوش اوامرش را
    به اجرا بگذارند. بدلیل اسلام ارتجاعی و جنایت های خمینی، ما » رساله « درجزئی ترین مسائل زندگی روزمره شان را تنها با مراجعه به یک
    واهمه داریم که به آن نزدیک شده وچنین الگویی را بکاربگیریم بدلیل تبعات منفی که درجامعه ومردم دارد. ما نباید خمینی گزیده بشویم. این
    ». بهترین دستگاهی است که همه را به تبعیت ازآن وامی دارد
    آقای رجوی!
    هرسه اهرم رهبری سیاسی، رهبری انقلاب ورهبرمذهبی رایکجا دراختیار دارد. واین عالی «: شما همیشه حسرت خمینی را می خوردیدکه او
    دررژیم ولایت فقیه تفکیک قوا معنا ندارد زیرا عملا همه چیز دردست ولی فقیه است. درسازمان نیز) رهبری عقیدتی ». ترین سطح رهبری است
    و فرماهی کل ارتش آزادیبخش ومسئول شورای ملی مقاومت( چنین است.
    ۲ ( رژیم آخوندی هم می گوید: خامنه ایی کانال دستیابی ووصل به خداست!.) دقیقا عین عبارتی که درروزنامه های رژیم بکاررفته است(. تفاوت
    دستگاه نظری شما مبتنی بر رهبری عقیدتی، با دستگاه رژیم آخوندی وارتجاع حاکم، متکی براصل ولایت فقیه چیست؟!.
    چیست؟! آیا دیگ به دیگ می تواند بگوید: رویت سیاه؟. پس شما » رهبری عقیدتی « پس این ،» مرگ بر اصل ولایت فقیه «: اگر شما می گویید
    این شعار که برعلیه رهبری عقیدتی است؟. .؟» مرگ بر اصل ولایت فقیه « . برچه اساسی می گویید
    » منکراوّل، ولایت فقیه است « : رجوی می گوید
    بقول رجوی اگرمنکر اوّل ولایت فقیه است، که درست هم می گوید!. باید تأکید کنم که: منکراوّل درسازمان مجاهدین نیز، رهبری عقیدتی
    است.
    نمی دانیم قسم حضرت عباس را باورکنیم، یا دُم خروس را؟. »؟ اصل ولایت فقیه، رسم یزید دوران « عکس مراسم نوحه خوانی درلیبرتی وشعار
    دیدگاه عریان رجوی درباره انسان ورهبری
    انسان میمون اصلاح کرده
    در اسفند سال ۱۳۹۶ رجوی درسال - «: رفتم اومی گفت » ل د « نزد دوستم ۷۴ دردادگاه اعضای سازمان در پروژه زندان های رفع ابهام، خطاب به
    ما که درسمت راست رجوی نشسته بودیم، نظریه ودستگاه رهبری عقیدتی و انسان وموضوع شکنجه ها درسازمان مجاهدین ، که برروی اعضای
    سازمان اعمال شد را اینچنین توضیح داد:
    » سوریه ولیبی هم شکنجه داره.) سوریه ولیبی* هم دارند، شما چی میگین؟. بدون شکنجه کارپیش نمی ره، همه دارند... همه جا هست «
    به همه گفت بنویسید که ثابت شد که شما نفوذی هستید، حکمش چیست.وسپس رجوی همه نوشته ها را خواند:فلانی اعدام . اعدام . اعدام وهمه را
    همه می توانند با انقلاب مریم بیایند مگر اینکه نفوذی نباشند. «: خواند. وبه این شکل حکم همه را ازخودشان می گرفت. وسپس آمد وگفت
    رجوی دردادگاه می گفت:شمایانی که اینجا با لباس مرتب وتروتمیزنشسته اید، مثل میمونی که اصلاح کرده باشد، اینجا نشته است. ولی میمونه!.
    همانطورکه میمون یک مدارتکاملی ازانسان عقب تراست. شما هم نیازمند رهبری برای تکامل خودتان هستید. بنابراین باید سربسپارید وهرچه «
    گفتیم انجام بدهید.
    من چوپان هستم، شما گوسفند. رجوی هم میگه شما حیوان هستید. «: دوستم اضافه کرد: خمینی می گوید
    مهدی براعی ) احمد واقف( درسال ۱۳۸۲ چندماه قبل ازحمله امریکا به عراق درنشست لایه ام جدید درمقرخودمان اف ام) فرماندهی( ۸ یا ۱۰ واقع
    درجنوب شرقی قرارگاه قلعه سمت چپ نماد چوبی فروشگاه چلچراغ می گفت: -
    درمارکسیسم مالکیّت نفی میشه، ولی وجه اثباتی نداره. بنابراین شکست می خوره. دراسلام آن چیزی برتوحلاله، که بتونی ازش بگذری. یعنی «
    چیزی که نتونی ازش بگذری برتوحرامه. به به همان ترتیبی که اگر نتوانی از جانت در راه خدا و مردم بگذری جانت و نفست حرام است. به
    همین ترتیب هم وقتی از مالت نتوانی بگذری بر تو حرام است و چون شما وچون شما تمایلات استثماری دارید، همه چیزتون حرامه، وهیچ
    چیزمال خودتان نیست. هیچ کس مال خودش نیست، نه شما، کلّ بشر!. پس دراسلام اینچنین ...مالکیّت ندارید. چون وجه اثباتی هست ورهبری
    عقیدتی، عنصرضداستثماری داره، همه اینها با اون تعلق داره.
    زیرنویس
    جبهه پایداري*: این جبهه متشکل از: لیبي، الجزایر، سوریه، عراق، یمن جنوبي و سازمان آزادیبخش فلسطین را در خود جاي داده بود كه براي
    رسیدن به اهداف استراتژیك جهان عرب و بهعنوان كشورهاي خط مقدم مبارزه با اسرائیل، نشستهاي پیاپي برگزار ميكردند. درسال ۶۰ پس از
    رجوی ممکن است به لیبی وسوریه هم برود «: رفتن مسعود رجوی وآقای بنی صدر ازایران به فرانسه، درتشکیلات یک بریف دادند که می گفت
    وبا سرهنگ قذافی و حافظ اسد دیدارکند. زیرا آنها آن موقع جزء کشورهای به اصطلاح پیشرو وانقلابی محسوب می شدند. به همین دلیل رجوی
    هم دردادگاه ازاین کشورها نام می برد تاشکنجه را توجیه کند.
    مریم آیینهٔ سازمان)همه چیز فدای رهبری(
    ۳ ما با رهایی زن آغازمی » هدف « ، دقیقا آن سرطیف دستگاه ارتجاعی وخمینی «: ( اگر ویژگی رژیم آخوندی، زن ستیزی است وشما می گویید
    بی هیچ نیازبه توضیح واضحات، می توان سخنان خودتان ومریم رجوی را طی این ».! شود ۳۲ سال ازآغاز انقلاب ایدئولوژیک درسال ۱۳۶۳
    تا ۱۳۹۵ من ابزاروچاقویی دردست رهبری هستم!.من آمده ام تا رهبری « : که به کرات بدان تأکید کرده اید، می توان اشارت کرد. مریم می گوید
    خب ، ».! عقیدتی و خاص الخاص مسعود را برجسته کنم .ونهایت آرزویش هم اینست که بعنوان سربازارتش آزادیبخش در مقابل شما رژه برود
    » همچون خودش « وقتی این تنها آرزوی کسی است که همردیف شما دررهبری است؟!. تکلیف بقیه زنان که النهایه می بایست جا پای اوبگذارند و
    بشوند هم واضح و روشن است؟!. دقیقا به همین دلیل است که شما، ازمسئله زن، بعنوان چاشنی و سُسی برای کسب جایگاه رهبری عقیدتی استفاده
    کردید.
    درقدم اوّل نه تنها مریم، بلکه تمام ساختاری که زیرمجموعه مریم است ) ازاعلام مریم بعنوان مسئول اوّل سازمان مجاهدین درسال ۶۸ ، وبه تبع
    آن طلاق ها وسپردن هژمونی درتشکیلات مجاهدین به زنان وبعد اعلام شورای رهبری درفضای بسته اشرف و درحصار حاکمیّت صدام، تا
    تأسیس شورای مرکزی ازهزارزن مجاهد درلیبرتی( بطور مستمردریک بافت وزنجیرهای بهم پیوسته جبرهای توتالیتاریسم وبستن شکافهای
    تشکیلاتی برای مطلق العنان کردن رهبری، بکار گرفته اید. سه دهه است که تمام بحث ونشستهای سازمان تنها تنها از شما ورهبری تان شروع
    می شود وبه شما ورهبری عقیدتی شما ختم می شود.
    فروردین ۸۰ سال حرم کاظمین غبار روبی حرم با شال وسپس انداختن شال برشانه های رهبری عقیدتی، یگانه حامل همان مکتب... -
    این تصاویرآیینهٔ تمام نمایی از تمامت ایدئولوژی واستراتژی شما است مریم همیشه برای شما اسپند دود می کند وشما هم برای مریم) چراکه مریم
    هم، فقط به فقط، شما را تبلیغ وتبیین می کند( این تمام داستان سه دهه حضور درعراق است.
    زوج رهبری عقیدتی
    بودن شما دراشرف)وبعدلیبرتی( باعث «: برای رجوی تنها مریم وجان اومهم بود) یعنی آیینهٔ خودش(. وهم دراشرف وهم درلیبرتی گفته بود
    یعنی به شما موشک بزند، ونه به مقرمریم!(. می بینید!. درکف ترازوی شما از (». میشه که، رژیم تمرکزش را از روی مریم بردارد ۳۳۰۰ تن
    هیچ نیست، بلکه، خوشا که به شما موشک بزنند، تا به مریم موشک نخورد!. کاش امام حسین زنده بود واین حرفها مدعی پیروش را می شنید.
    رجوی فراموش کرده بود که درسال ۸۲ این هم دروغ بود. رجوی همیشه دوبله ».! مریم به فرانسه رفته تا چتر حفاظتی شما باشد «: گفته بود
    دروغ می گوید!.عطف به سخنان فوق، وازطرفی دیگر، تا پیش از دستگیری مریم درفرانسه، حضور اواساسا علنی نشده بود وبا دستگیری فهمیدیم
    که اودرفرانسه است. وهیچ فعالیّت علنی قبل ازدستگیری وپس از بمباران قرارگاه ها و ستونهای زرهی وافراد دراشرف نداشت. چون هدف فقط
    حفاظت جان او بود. برخلاف دوران صدام، رجوی درگیجی پس ازسرنگونی صدام، سخنانی می گفت که فراموش می کرد، قبلاً خلاف آنرا گفته
    است. شرایط وسرعت تحولات مانع می شد که رجوی بتواند، روی حرفهایش تمرکز کند. زیرا نشست ها درونی بودند ودرسیمای آزادی پخش نمی
    شد.
    اگرهمه «: ، وکشته وزخمی شدن بسیاری ازافراد، هم دراشرف وهم درلیبرتی می گفت ۹۰ فروردین سال ۱۹ و ۸۸ مردادسال ۷-۶ رجوی پس از
    ».! هم برن)کشته شوند( وتنها مریم بمونه، برای من بسه
    اگر من دراشرف می ماندم، فشاربراشرف بیشتر می شد من ازاشرف «: رجوی درلیبرتی درباره عدم حضورش پس ازسرنگونی صدام گفت «
    وقتی می گویم همیشه دوبله دروغ می گوید، به هیچوجه قصد (؟ ». رفتم) خودرا فدای شما کردم( تا فشار از روی اشرف وشما برداشته شود
    پررنگ کردن دروغ گویی او درکارنیست. بلکه این تذکار وسیاق ثابت رجوی است(.
    بیشتر باور می کردند!. مهناز شهنازی اززنان شورا ارشد رهبری درسال » شاید « ، عجیب است کاش این حرف را به بیرون ازتشکیلات میزد
    ۸۳ که سازمان بسیج داده بود برای ارتباط با خانواده ها، با این هدف که باید ۱۰،۰۰۰ یک نفر هم بیاوریم «: نفر را جذب سازمان کنیم، می گفت
    یعنی هدف حفظ جان رهبری بود!. ».! به ارتش ،این تضمین جان رهبریست
    مهمترین مسئله برای ما، زنده ماندن «: این حرف رجوی بهیچوجه درست نبود! مریم رجوی حتّی پیش از سرنگونی صدام دراشرف گفته بود
    مسعود رجوی است … اگر همه کشته شوند و فقط مسعود زنده بماند، کافی است. او می تواند سازمانی دیگری را، در هرکجای دنیا تأسیس
    ». کند
    سال ۷۳ درجریان پروژه رفع ابهام ودستگیری ۷۰۰ پای حفاظت من «: تن ازاعضا وشکنجه وکشته شدن تعدای زیر شکنجه ها رجوی گفته بود
    .» زوج رهبری عقیدتی »: درواقع حفاظت یک چیز و دو کس اهمیّت داشت ». در میان بوده است
    سخنان فوق، منهای سخنانی است که تمام مسئولین سازمان، از بالا تا پایین هرباردرباره جان آنها می گفتند. امّا وقتی خود رهبران عقیدتی درباره
    خود اینچنین صریح سخن می گویند، دیگرنیازی به بیان سخنان مسئولین سازمان نیست.
    توضیح اینکه من هم برغم همه بلاهایی که برسرم آورده بود، به هیچوجه نمی خواستم رجوی دربحبوحه پس ازسرنگونی صدام، مسئله ایی برای
    او پیش بیاید. و ازاینکه محلّ امنی پیدا کند، که دوراز دسترس رژیم وهرزدوبندی باشد، دغدغه ذهنی ام بود. وقتی هم در سال ۸۳ ازهوشنگ
    دودکانی شنیدم که، جایش امن است، خیالم راحت شد وخوشحال بودم. مثل همان دروه ایی که ازایران درسال ۶۰ پروازکرد، وبه پاریس رفت.
    )علقه های عاطفی دروجود نسل ما، چنین عمل می کرد، درباره رجوی، این نقطه قوّت ما محسوب نمی شد!، بلکه نقطه ضعف ما بود. وهمه ما
    ازهمین نقطه آسیب خوردیم(.
    ۴ ( رجوی درسال ۶۳ با رسیدن به مدار رهبری عقیدتی، پایه های شرک )دفترسیاسی ( سازمان را منحل کرد. از نظر مسعود رجوی، از آنجایی
    که رهبری عقیدتی برترین بندۀ شایستۀ خدا در زمین است!، بنا براین تصمیم، تحلیل وتفسیر او بعنوان کانال وصل خدا، جایی برای دیگران باقی
    چیزی » دفتر سیاسی « نمی گذارد ودر نتیجه هرگونه مشارکتی درتصمیم گیری، همانا شریک شدن بارهبری عقیدتی متصل به خدا بود. ازاین پس
    جز یک ارگان شرک ورزی نبوده ونیست، و باید منحل می گشت. همچنانکه درآغازگفتیم، ازنظر رجوی توحید مساوی است با رهبری عقیدتی،
    نطفهٔ اصلی شرک درسازمان در همین نقطه بسته شد. درسازمان شرک به رهبری جرم بود، امّا شرک به خدا، نه. ) زیرا سازمان با پدیده های
    مادی روی زمین کارداشت، یعنی رهبری عقیدتی.
    بود. کما اینکه درسال » اجرایی « پس از انحلال دفتر سیاسی، فاصله رجوی با دیگر مسئولان سازمان، فاصله یک رهبر با نیروی ۷۲ باایجاد
    کشید؛ وتمام مردان مجاهد زیر » رهبری عقیدتی « متشکل اززنان، یک لایه ودرواقع باید گفت هالهٔ ایدئولوژیک پیرامون » شورای رهبری «
    هژمونی همین زنان قرارگرفتند. درسازمان هیچ مردی نبود که بالای سرش بدون استثنا یک زن نباشد. این امر پیش از اینکه رهایی زن را درنظر
    داشته باشد. درقید وبند نگهداشتن مردان توسط زنان بود. همان زنانی که رجوی بصراحت درسال ۷۰ آن نره خره از سازمان می « : می گفت
    بدینوسیله رجوی با یک تیر دونشان زد!. با هژمونی ». خواهد برود، دست زنش را هم می گیرد ومی برد. آنها برای من به سازمان آمده بودند
    زنان بر مردان مجاهد )زنان که تاریخا زیرسلطه بودند( وبقول مریم رجوی خدایشان همسرانشان بود. با بکارگیری هژمونی زنان بر مردان،
    » تضاد دوران « هردوطرف مقابل) زن ومرد مجاهد( را برای همیشه دریک ساختاری که به آن بار ایدئولوژیک داده شده، وتحت عنوان مبارزه با
    برای همیشه زیر سلطه خود بکشد. ) رجوی معتقد بود تضاد دوران جنسیّت است. ودرعمل بحث را نازل می کرد ومی کشید به » جنسیّت « و غول
    مسائل جنسی افراد، وهمه متهم بودند که بدلایل مسائل جنسی، امرسرنگونی رژیم پیش نمی رود؟. تضاد دروان در سال ۵۸ امپریالیسم بسرکردگی
    امریکا بود. وتضاد دوران دراشرف وعراق، مسائل جنسی مجاهدین؟. رجوی هرگزنگفت که پیامبرش که بقول او عشق خدا بود!، زنان را به
    تضاد دروان جنسیّت است، امّا «: بسترمی برد، نه یکی، نه دوتا، نه چند تا...، امّا تمام عربستان ومرزهای کناریش رافتح کرد. رجوی می گفت
    خودش،نه یکی، نه دوتا، نه چندتا...، همه را به رقص وسرویسگاه می برد...، بنازم به این توان رهبری عقیدتی...، ودروغهای دوبله اش.
    چنین توحیدی) شرک زدایی ازسازمان وحذف دفترسیاسی( سراز توتالیتاریست درآورد. در پشت این فرهنگ ومناسبات زن سالار و مرد ستیز،
    این رجوی بود که احساس امنیت میکند. تمام این طرح وبرنامه طبق یک سناریو ازقبل چیده شده، توسط رجوی به اجرا درآمد:
    پیچ ایدئولوژیکی حل مسئله زنان ومسئل همردیفی وآوردن یک زن در رأس رهبری بلحاظ ایدئولوژیک «: همچنانکه مهدی ابریشمچی گفت
    مجاهد شماره » محصول خود مسعود بوده است. داستان ازدواج وطلاق داستانی بود که بعداً دفتر سیاسی آن را دنبال کرد ۲۵۶ صفحه ۹
    پس این راه دقیقابًه ازدواج مریم ومسعود منتهی می شد. اگرمسعو د زن داشت، مریم مجرد می ماند، چرا که مشروط بودن مسعود به همسر «
    مجاهد شماره » سابقش یک الزام دیگر انقلاب بود ۲۵۵ صفحه ۲۳
    اگر بحث مبارزه با دستگاه جنسیّت و رهایی زنان ». اگرمسعود زن داشت، مریم مجرّ د می ماند « .! کاش ابریشمچی معنای حرفهایش را می فهمید
    است! چه فرقی می بایست بین مرد وزن وجود داشته باشد؟. اگر مریم همسر داشت، چرا مسعود مجرّد نماند؟.
    دم خروس مبارزه با جنسیّت درسراپای مدعیان نفی استثمار از زنان و... را می بینید؟.
    دراین دستگاه، عمق دیدگاه مطلقا جنسی ابریشمچی پیداست!، کما اینکه مریم نیزچنین است!. آنها رابطه زن وشوهر را، بطورمطلق یک رابطه
    جنسی میدیدند، ونه چیزدیگری!.
    وامروزبی تردید همه زنان ودختران مجاهد یک مریم هستند: اینطورنیست مریم؟) وخطاب به جمعیت( آیا «: رجوی نیز چنین سُسی به آن می زد
    مجاهد شماره ») اینطور نیست)تأیید حضار بویژه خواهران مجاهد ۲۵۳ صفحه ۴۶
    زوج رهبری عقیدتی درواقع فرم وپوشالی بیش نبود، آنچه درمحتوا پیش رفت، مریم آیینه ای بود برای سازمان واعضا وتشکیلات)همه چیز فدای
    رهبری(.
    صائب تبریزی » نیرزد آینه بودن به آن همه تشویش كه هر كه جلوه فروشد، تو رنگ گردانی «
    اصول دین حقیقی سازمان، روی رهبری عقیدتی سوار شده
    یعنی رهبری شد. زان پس همه چیز !» همه چیز « درسازمان قبله عوض شد. قبله نه مکّه، نه خدا، ونه اسلام و نه مردم، بل یگانه شاخص
    مستوجب أَشِّدَّاء عَلَى الكُفَّارِّ گشت. ،!؟» قبله گاه رهبری « رنگ تعلق به رهبری گرفت و همه چیز را در قاب رهبری دیدن. وهرگونه کفر ازاین
    درپیش روی ما یک آسمان سیاه و یک زمین باتلاقی وتیغ سرکوب گریز ناپذیرنشست عملیات جاری، ونیروی واکنش سریع و قدرت ضربت
    جمع، سفره گشود.
    ۵ امّا سی سال ».! است » دستگاه جنسیّت « افرادشروع نمی شود، بحث ما » جنسی « بحث ما از مسائل «: ( آقای رجوی! سی سال است می گویید
    - « است که ما شاهدیم که تمام موضوعات سیاسی تشکیلاتی خطی استراتژیک وایدئولوژیک، بطورمطلق بدون هیچ شکاف وابهامی ناشی ازمسائل
    افراد واعضای سازمان چه مرد وچه زن )وبقول خودتان: بخارات برادران نرینه وحشی ومتجاوز، واشعه دادن مادینه های مهرطلب و... » جنسی
    این جنگ تا زمانیکه «: (ربط می دهید. واین داستان بی پایان همچنان تا همین امروز ادامه دارد. اینها حرفهای من نیست، بلکه خودتان می گفتید
    اعضای با سابقه وقدیمی( که حتّی فیلم (» ام او « دررده تشکیلاتی » اجتثاث « همچنانکه محمد اقبال هم که درنشست خاص ». زنده هستید ادامه دارد
    این نشست برای دیگرلایه ها پخش نشد!. دراسفند سال ۱۳۸۹ پدرش تا سن « : درحضور شما گفت ۱۰۰ داشته »... توانایی جنسی « سالگی هنوز
    وهدف اش سوژه های مشخصی دراین نشست بودند...، می بخشید ما بدلیل احترام به آن مرحوم ودیگران از گفتن سخنان اومی گذرم. ) برخلاف
    سالهای اوّل که می گفتید که این مسائل)مسائل جنسی( یکی دوساله تمام می شود ودیگرآثاری ازآن باقی نمی ماند. ومشخصادًرنشست خاص رده
    مسئولان نیروها که درحاشیه نشست های ۱۳۷۴ آلت جنسی تبدیل می شود به موش کوری که « : سال موسوم به حوض برگزارشد تاکید کردیدکه
    دیگر بعنوان یک عضو زائد دراندام انسان است(.
    اگربحث مقولهٔ جنسیّت است ؟!، پس اینهمه تهدید وارعاب ولجن مال کردن افراد وتأکید شما برغسل هفتگی، که درسال ۱۳۹۴ به غسل روزانه
    ودرآلبانی به غسل درصحنه تبدیل شده چیست ؟!) درآلبانی نفرات سازمان سواراتوبوس می شوند، ۲ نفردرانتهای اتوبوس هستند، یکی ازآنها دو
    انگشتش را به جواد خراسان که ازمسئولین سازمان است ودرجلو اتوبوس سر پا ایستاده نشان می دهند، ودیگری ۴انگشتش را، آنگاه جواد خراسان
    درنشستی در پایگاه سازمان، همین فتح الفتوح رابرای دیگران نقل می کند که، بچّه ها آنقدرپیشرفت کرده اند که درجا درصحنه فاکت ها وموارد
    جنسی شان را حتّی بصورت ایستاده دراتوبوس هم گزارش می کنند.) شرم آورنیست که مجاهدین سواراتوبوس شوند ودراتوبوس چند زن را ببینند
    و هرکدام به تعداد دفعاتی که مسائل جنسی به ذهنشان زده، درجا وهمانجا به مسئولشان با انگشتشان، نشان بدهند وگزارش کنند. همچنین اعضای
    سازمان درآلبانی باید فاکت های جنسی خودشان را بهنگام تردّد در خیابان ها و... بصورت درجا به نفر کنار دستی شان بگویند. یکی ازاعضای
    قدیمی سازمان که درسال ۹۵ من الان یک - «: من با س ی به خیابان رفته بودیم او هریکی دودقیقه، به من می گفت «: ازسازمان جدا شد، گفت
    بس کن این کثافت بازیها را، حالمو داری بهم میزنی...، چند ماه بعد س ع - «: فاکت یا دوفاکت جنسی داشتم. من ازدستش خسته شدم، وبه اوگفت
    هم ازسازمان جدا شد.( چون این بحث جنسی تنها به ابزارسرکوب شما وتشکیلات تبدیل شده وهیچ کارکرد دیگری ندارد!. شما خوب می فهمید چه
    می گویم!. وچگونه این مسائل روی سرافراد آوارمی کنید!، وهرمسئله ای را به آن ربط می داده، وفرد را درهم می شکنید. همه افراد می دانند که
    اگرحرفی بزنند، باچنین تهمت وسرکوبی مواجه می شوند. وراستی کیست که تاکنون با چنین بی حرمتی کثیف ودرهم شکننده ایی درتشکیلات
    مواجه نشده باشد؟!، یک نفر، ولوتنها یک نفررا نام ببرید!.
    ۶( سال ۸۰ درنشست های طعمه همه باید می رفتند، گزارش می نوشتند ودرجمع می خواندند واثبات می کردند که طعمه وزارت اطلاعات رژیم
    همه ناچاراً باید بلحاظ ذهنی خودشان را لب مرز رژیم آخوندی ،»! طعمه برو گمشو «: آخوندی هستند؟!. بحث اصلی این بود که به همه می گفتید
    وعراق می گذاشتند تا آنوقت قدربودن دراشرف را بدانند؟!. به عبارتی، برای پذیرش خط وخطوط شما و تشکیلاتی که بدست شما بطورمطلق
    سرکوبگر شده، جایشان لب مرز ورفتن وتحویل رژیم دادن است، مگر اینکه شرایط یا دیکته های شما را بپذیرند واعتراف کنند وبنو یسند ودرجمع
    بخوانند وجمع هم آنرا اوکی کند!. خودتان با چنین سناریویی ازقبل مشخص شده ایی ازتهمت وتهدید، فضای اختناق وسرکوب راحاکم کرده وچه بی
    برایتان دارم، ومریم رجوی هم ازاین هدیه » هدیه « حرمتی هایی که انجام ندادید. دراواخرهمین نشست های چهارماهه طعمه آمدید وگفتید یک
    از ناپاکی » غسل « ، وبعد فهمیدیم این هدیه شما ».! مثل همیشه مسعود قیمت را ازخودش داده وبه شما پرداخت کرده است « : بزرگ می گفت
    ورجسدوران است. ) رجس: پلیدی ناپاکی رجوی واژه قرآن را برای اثبات نظرات خودش اخذ می کند(. اسمش هدیه بود امّا این هدیه، اجباری -
    بود!. ودرسالهای بعد، به چنین هدیه ای ؟! آنقدر ضوابط ومرزسرخ برای اجرای آن گذاشتید که فضای بازداشتی و زندان را ایجاد می کرد.
    صریحا ضابطه خوانده می شد، که اگرکسی به هردلیل کاری، یا بیماری وبستری شدن و...به نشست غسل نرود. اجازه خروج ازمقررا ندارد.
    اگرچه خروج از مقرهم اختیاری نیست. بلکه با ویزای فرمانده وبرای کارهای مشخص طبق دستور روزانه است، نه بصورت خروج آزاد
    ودلخواه. واساسا درب و مانع میله ایی وکیوسک دژبانی وبرگه ویزای خروج درهرمقربرای همین امربود. بلکه عدم اجازه خروج حتّي برای
    کارهای سازمانی وتشکیلاتی است. واگر فرد کارومسئولیتش بدلیل عدم خروج، انجام نشود، باید دوضرب پاسخ مسئول وجمع را درعملیات جاری
    را بدهد. به این صورت جمع ابزار سرکوب می شد.
    آقای رجوی! آیا شما نمی دانید پس ازسکته مغزی که ۳۳ روزبعد ازآن مرا به دکترنمی بردید. چون هدفتان کشتن من بود، وداروی تاریخ مصرف
    گذشته وتوصیه های برخلاف نسخه پزشک و...داده بودید، روز جمعه ساعت ۱۰ شب به دکتر بردید )شرحش را جداگانه داده ام(وقتی ساعت یازده
    شب آمدم مقر، فرمانده مقرعلی اکبر انباز)یوسف( نشست داشت، ومن باید باآن وضعیت بیماریم منتظر می ماندم تا نشست غسل را اجرا کنم، چون
    درزمانبندی نشست غسل، پس از ۳۳ روز رفته بودم دکتر؟!. النهایه ساعت ۱۱۴۵ شب رفتم نشست غسل. چون غسل باید انجام شود!.این معنی هدیه
    شما است. شما حتّی ازآدمی که سکته مغزی کرده وبدلیل خرد شده مهره کمر بستری است، ودرسه نقطه زانوها ومچ پا پارگی رباط های متقاطع
    ومینیسک ورباط دارد، وبا عصا هم به زحمت ترددّمی کند، نمی گذرید. سی وسه روز بیرحمانه دکتر نمی برید تا مشخص نشود که چه بلایی می
    خواستید سر او بیاورید. امّا باید آخرشب هم شده، بیاید وشما نشست غسل را انجام دهید؟ ، شما غسل را مرز سرخ کرده بودید.این همان کارکرد
    مرز سرخ است) سرکوب(!. آدمی راکه هدفتان کشتن اوست را هم، به نشست غسل می برید؟!. مفهوم است کارکرد غسل برای چیست!.
    ۷( درسال ۱۳۹۴ نشست غسل هفتگی، طبق یک سناریو ازپیش ساخته شده تبدیل به نشست غسل روزانه شد.) تمامی اعضای سازمان، غیرازآقا
    وخانم رجوی، می بایست آنچه درذهنشان ازمسائل جنسی درطی روز ایجاد می شود، دردفترچه کوچک جیبی که همه اعضا نزدخودشان دارند،
    همان موقع، ثبت می کنند ودرپایان هفته، پنج شنبه وجمعه ها، درنشست جمعی یگان یا ترکیب جمع خودشان، گزارش هفتگی جنسی خودرا می
    خوانند. فی المثل اگرکسی پدر یا مادرش روزچهارشنبه دراشرف یا لیبرتی بمیرد!، همان فرد باید روزبعدش پنج شنبه یا جمعه ها، بیاید وفاکت های
    جنسی اش رابخواند!، این یک امرعادی درسازمان است... ومرزسرخ اعلام شده وباید هرفرد درپنج شنبه وجمعه گزارش را بخواند!(
    آقای رجوی! بعدازیک ربع قرن ازشروع مرحله طلاق هاوجنگ با دستگاه به اصطلاح جنسیّت...؟! باید این مسئله کمترو خفیف ترمی گشت،
    انقلاب ایدئولوژیک باید چنین محصولی می داد، نه اینکه نشست غسل بدلیل همان فسادی که شما درسال ۹۴ درلیبرتی پیام دادید، به شکل روزانه
    اجراشود؟! این که پیشرفت نیست!. این را محتوای پیام شما می رساند! خوب می دانید چه می گویم. سال ۷۴ درمورد مقوله جنسی می گفتید: محو
    می شود وازبین می رود...چراهرچه بیشترمی گذرد، نه تنها حل نمی شود، بلکه با ضوابط و سرکوب سخت تر وحاد ترش می کنید؟!. راستی باچه
    سناریویی اینبار غسل هفتگی را، به روزانه تبدیل کردید؟!. من وقتی ازافرادی که جدیداً جدا شده اند، موضوع را شنیدم؛ ازشیوه ایی که بکار بردید
    اصلاً تعجّب نکردم وعجیب اینکه نفری که تازه جدا شده بود، هنوزدرچنگال حرفهای شما وسناریوی ساخته وپرداخته تان، قدرت فکروفهم این
    ترفند سناریو سازی همیشگی تان رانداشت. چون هنوزدرفضای تهمت وتهدید وسرکوب شما نفس می کشید. اینبارهم شما خودتان مستقیما وارد
    می دیده، آنراضبط وبه همدیگر می دادند. وگفته بودید ما » سی ان ان « تعدادی ازافراد برنامه « : شدید وپیام دادید، با این سناریوسازی که ۳نفررا
    ».! که دراین رابطه باند تشکیل داده بودند رااخراج کردیم. وازاین پس غسل هفتگی روزانه می شود
    اوّل اینکه بدلیل یک بی نمازدرمسجد رانمی بندند!
    دوّم اینکه چه ربطی به نشست غسل هفتگی وتبدیل آن به نشست روزانه وتعمیم آن به همه افراد دارد.
    سوّم اینکه برنامه سی ان ان از پیش ضبط شده واز سانسور وفیلترعبورکرده است وبا تاخیر پخش می شود وهمه صحنه های آن حذف می گردد.
    شما ازکدام برنامه ...حرف می زنید؟!. حتّی همین سی ان ان وبی بی سی کنترل شده و پخش تکراری، درمواقع خاص کلاً قطع می شود)مثل سفر
    وزیران دولت امریکا به عراق یا بان کیمون و...( تا هرخبر وبحثی درباره لیبرتی به افراد منتقل نشود.
    چهارم اینکه کسی آنجا توان ضبط ندارد. هیچ کس به کنار دستی اش اعتماد ندارد، چه رسد که نوار وبرنامه آنچنانی ضبط کرده وبه دیگران بدهد.
    وطبق ضابطه کامپیوترها دراتاق جمعی ومانیتورها تماما دردید همه قرار دارند. پنجم اینکه همه کامپیوترها جمع شده ودریک اتاق است
    ودراواخر ۱۳۹۳ سرور نیزبه اتاق خواهرفرمانده همان مقرمنتقل شده و امکان هیچ گونه ارسال ازیک کامپیوتر به کامپیوتردیگروجود ندارد
    وهرگونه ارتباط عرضی، جز یک کانال مشخص)فرمانده( مسدود شده است؟!.
    ششم اینکه برنامه سی ان ان فیلتر شده بدلیل حضورکمیساریا ویونامی وپرسش آنها دراین رابطه که چرا شما با دنیای بیرون قطع هستید تنها برای
    سفید سازی پخش می شود. سازمان کجا وسی ان ان و...کجا؟ ، هیچ گربه ایی، مخصوصارًهبری عقیدتی فی سبیل الله موش نمی گرد.
    آقای رجوی شما خوب می دانید که این سناریویی برای تبدیل غسل هفتگی به غسل روزانه است. آیا واقعا شما کاردیگری بغیرازکنترل چنین
    برنامه و مسائلی ندارید؟!. راستی اسم آن ۳نفراخراجی راهم اعلام کنید!. آقای رجوی می خواهید من اسامی افرادی را بدهم که مسائل اخلاقی...
    داشتند. امّا همچنان درتشکیلات هستند وشما با آنها مشکلی نداشتند واتفاقأ بعکس، مسئولیت بیشتری هم گرفته اند؟!. زیرا مجبورهستند تماما به
    امیال شما تن بدهند!. مشکل شما چیست که نمی توانید صادق باشید وازاین شیوه های کثیف استفاده می کنید؟!.این هما سوال اصلی است که سی
    سال است به همین خاطر، همه چیز را به چاه ویل خود شیفتگی تان ریخته اید.
    ۸ ( درسازمان مجاهدین همه اعضا بنابه حکم رهبر، همسرانشان راطلاق دادند، الّا زوج رهبری عقیدتی؟. درحالیکه خود باید الگوی چنین کاری
    می شدند.
    حتّی رجوی با زرنگی خاص خودش پس ازبمباران وتهاجم امریکا درسال ۸۲ اتاق خواب و رختخواب من «: وسرنگونی صدام، دراوّلین پیامش گفت
    ومریم هم براثربمباران ازبین رفت. بدین وسیله می گوید: من ومریم هم زیربمباران بودیم!، مریم دراشرف است!، ورفتن مریم به پاریس را
    ضربت گیری می کند وعلنی نمی کند.
    درسازمان مجاهدین، همه اعضا باید یک دفترچه کوچک داشته باشند. وموارد روزانه فاکت های جنسی خود راکه به ذهن وعین ویادرخواب مواجه
    می شوند نوشته ودرنشست غسل جمعی بخوانند. واگر فاکت جنسی عطف به خواهری درتشکیلات بوده، باید نام آ ن خواهرراهم نوشته وبه گزارش
    الصاق کنند. اگر این فاکت ها با خواهرمشخصی تداوم داشته باشد. باید گزارش ویژه بنویسد که آن فرد به این خواهر پیله کرده است و...، والنهایه
    یا اویا آن خواهر طبق این گزارشات به مقر دیگری منتقل می شوند. بنا براین هرنشانه وعلائم ولحظه جنسی) صدای خواهری راشنیدم لحظه جیم
    )جنسی( داشتم. خواهری را دیدم لحظه جیم داشتم. خواهری می آمد تمایل داشتم به سمت اونگاه کنم که جیم بود. با دیدن لبخندخواهری لحظه جیم
    داشتم. یاد عفریته قبلی )همسرم( افتادم، لحظه کثیف وحرام عاطفی داشتم، که با این استفراغ خشک شده)همسروطلاق آن( مرزسرخ رد کردم و با
    یاد آوری امضاء محرمیّت با رهبری پس زدم. و...( همه باید چنین فاکت هایی را درجمع بخوانند. من می دانستم برای کسانی که درباره همسرشان
    درحضور جمع فاکت می خوانند درابتداسخت بود. کما اینکه برای من که ازابتدا مجرّد بودم و چنین فاکتهایی رامی شنیدم!. امّا به مروراین مسائل
    را برای همه جا انداختند...، همه مثل آدمهای بی روح می نشستیم وفاکت می خواندیم وسپس بریف هفتگی تجارب و جمعبندی ورهنمودهای نشست
    غسل که توسط احمد واقف)مهدی براعی( تدوین وارائه می شود خوانده شده ونشست تمام می شد. همه اعضاوحتّی بیماران درحالت وخیم باید
    درنشست غسل شرکت می کردند! وچنین گزارشاتی راازیک لحظه ...میدان دادن به جیم)مسائل جنسی( را می خواندند، همه از بالا تاپایین چه زن
    وچه مرد باید می خواندند. الّا رهبری عقیدتی!.
    قلمرو رهبری ،» زنان «
    هیچ کس نمی تواند ونباید یک فاکت ناگفته با هرزنی یا همسر قبلی اش چه درخواب وچه بیداری داشته باشد امّا با رهبری یگانه باشد!. آقای
    معلوم است که رهبری با خواهرمریم همبستر می شود.این مسائل «: رجوی! شرم آور است که یکی اززنان اعضای ارشد شورای رهبری بگوید
    ». برای ما حل شده است
    ایرج میرزا » نیزه داران درمصاف و بیضه داران درلحاف هردو در رزمند امّا این کجا وآن کجا «
    سال ۸۰ نشست غسل هدیه ایی بود، که بقول مریم رجوی، رهبری به تمام اعضایش داد ومثل همیشه کلان پرداخت همیشه ازسوی رهبری بوده
    برای مجاهد و مبارز و پاک ماندن ما!. امّا مریم رجوی زنان شورای رهبری را درنشست رقص رهایی وسپس همبسترشدن با رجوی، هدیه ایی
    بود که به رهبری عقیدتی می داد؟. معکوس هدیه ایی که رجوی به ما داده بود خودش اینچنین هدیه ایی از مریم می گیرد.
    امّا با اینحال بازهم همه اعضای سازمان غرق مسائل جنسی هستند!، وبقول رجوی درنشست حوض سال ۷۴ شما برادران همه شاش تان کف «:
    همه مجاهدین چنین هستند، الّا رهبری عقیدتی؟. با چنین فرافکنی ضد توحیدی، ضدمردمی، ضدانسانی و ضدانقلابی! چه بایدکرد؟ ».! می کند
    من تنها درفازفوق متناقض می توانم این مسائل را بازگو کنم!. ساعت ۲:۵۶ دقیقه صبح ۷ مرداد ۱۳۹۵ است. پس از ۳۵ سال که درسازمان مجاهدین
    بودم وبیش از ۷ سال زندان وشکنجه ...و ۳سال درسلولهای انفرادی وتاریک خانه های گوهردشت، که زیباترین وپرانرژی ترین وسرخوش ترین...
    دوران زندگی ام بوده، اکنون باید خنج برچهر وقلب خونین بکشم. نوشتن سطورفوق برای من هرگز افتخار نبوده! هرگز!. ما داریم زخمهای کاری
    برپیکرمان را نشان می دهیم. که یک مقاومتی را اینچنین به لجن یک رهبری منحط کشیدند. آیا باید حقیقت را بگوییم؟، بی آنکه ذهن محاسبه گری
    برای سود زیان خودداشته باشیم؟. یا سکوت کنیم!. اگرحقیقت این است، وما فرزندان همین مردم وهمین خلق وهمین آب وخاک هستیم، باید که با
    مردم وخلقمان محرم ویگانه باشیم. آیا با روشنگری وبیان حقیقت، رژیم جنایتکار آخوندی حاکم بر میهن، سوءاستفاده می کند؟. وبه جیب آنها
    ریخته؟. وباعث تقویت آنها می شود؟. اوّل ازهمه باید گفت: اگر می گویی گفتن این مسائل خوب نیست!، پس چرا انجامش می دهی؟ نکردن اینکار
    مهم است!. آقای رجوی! انجام چنین کارهایی، نامشروع است، نه بیان کردن چنین حقایقی!. دوّم اینکه این رژیم مشروعیتی ندارد که بخواهد تقویت
    بشود! وقیام آخرین درسال ۸۸ ، یکبار دیگرنیز همین را اثبات کرد. آیا با سکوت ما وعدم افشاء حقایق، رهبری عقیدتی سرسوزنی ازاپورتونیسم
    وزندان وشکنجه وسرکوب وسانسور قطع رابطه اعضا وتشکیلات با جهان خارج وتوتالیتاریسم مطلق برای ادامه همین حیات خفیف خائنانه کوتاه
    آمد؟ یا بلکه بعکس، بیش ازپیش با ترفندهای روزبروز افزایش یابنده بیشتر وبیشتربه آن ادامه داد. آیا باید براختاپوس اپورتونیسمی که تمامت
    سازمان را دربرگرفته، چشم ولب فروبست ؟. ما برای آزادی مردم آمده بودیم، یا برای ایجاد توتالیتاریسم مطلق درسازمان ؟. حجم دروغ وفریب
    سازمان را پوکاند. اینجا آلبانیا است. همه اعضای سازمان دریک ساختمان ۸طبقه که تمام شیشه های پنجره های آنرا با کاغذ سفید پوشانده اند. تا
    دولت وابسته به رژیم ولایت فقیه مالکی مانع خرید تلفن « : اعضا چشمشان به زنان نیفتد. اینجا که عراق ودولت مالکی نیست که اطلاعیه بدهند
    اینجا به اعضا پول نمی دهند! تامبادا مخفیانه تلفن بخرند!. سازمان تأکید کرده تلفن همراه واینترنت ممنوع است. ».! همراه برای اعضا می شود
    تماس با خانواده ممنوع است، وبیرون رفتن بدون ویزا وخروج ازپایگاه ! ممنوع است و...، حتّی برای انتقال کیسه زباله های پُرشده به منبع زباله
    درخیابان که دربیست متری خانه اعضای سازمان قرار دارد، باید دونفره تردّد کرده و اسم خود را دردفتر نگهبانی مستقردرجلو درخروج را
    بنویسند!. این روح وجوهره توتالیتاریسم موجود درسازمان ورهبری عقیدتی است!. توحید تبدیل به مضحکه ایی شده است دردست رهبری عقیدتی.
    اینجا آلبانیا است، حتّی همسایه های آلبانیایی، مجاهدین را مسخره می کنند که دو نفره برای انتقال کیسه زباله به منبع در ۲۰ متری پایگاه تردّد می
    کنند و...؟، شما پس ازسی سال ازغاراشرف بیرون آمدید واینک مضحکه مردم عادی آلبانی شده اید؟.
    برنده جایزهی نوبل ادبیات در سال » یاروسلاو سایفرت « .» هرآن که دربارهی حقیقت سکوت اختیار کند، دروغ گفته است « ۱۹۸۴
    » رهبری عقیدتی « چهار فصل مجاهدین ویک روضه ایدئولوژیک و تکراری
    ۹( آقای رجوی! سی سال است که هرروزهمین بحث از صبح تاشب، حتّی به هنگام خورد وخوراک تا استراحت وخواب افراد، فقط به این مسئله
    پرداخته وبسط داده می شود. شما جزء به جزءاین برنامه ها را می دانید. آخرین باری که درعید قربان ۹۳ درلیبرتی بودم میزسرو نهار را
    درمحوطه بیرون چیده بودند.آن روزعامداً دیررفتم . بیش از ۹۵ درصد افراد غذا خورده ورفته بودند. امّا هنوز ترانه هایی که برای وجود
    خاطررهبری شما اجراشده، پخش می شد.غذا چلوکباب بود، با ۲ کباب ، سه تکه مرغ ، دوتکه گوشت بزرگ با دو نوشابه ومخلفات دیگر. با اینکه
    اکثرافراد رفته بودند، امّا تنها درمدّت زمانیکه من سرمیزناهار بودم پنج ترانه پشت سرهم ازترانه هایی که مختص شماسروده وخوانده شده، پخش
    شد. یعنی همه باید بدانیم، صاحب غذا کیست!. غیرازاین مورد قبل وبعد ازنماز صبح عیدفطر، باید شعارها حول نام شما باشد. درپایان نمازعید
    قربان یا عید فطرهرسال، طبق معمول، ۳۰ دقیقه دعای جمعی می خوانیم، ابتدا دعا برای مریم وسپس متن یا نواردعای مریم که بیشتر این دعاها،
    برای رهبری عقیدتی اختصاص دارد. البته یک دعا هم برای خودمان می خوانیم و تنها برای این است که ما برای رهایی ازچنگ آلودگیها
    وناپاکیها وگناهانمان...لیاقت فهم رهبری ونعمت راهیافتگی را دریابیم!. بعد از نماز، صبحانه وشیرینی وطبق معمول عید های مذهبی، نواریک
    ونیم ساعته زیارت رهبری درمکه را که را برای شست وهشتمین بار)بصورت پخش تشکیلاتی! وجدا از پخش برنامه سیمای مقاومت که سالی
    دوبار پخش می شود ویابمناسبت های دیگر( دیدیم. البته دراین دوسه سال آخر کوتاهش کرده اند. چون فهمیده اند که برای نفرات خیلی تکراری
    وخسته کننده شده...، امّا دیدن فیلم زیارت شما هم جزء سنّت های عیدفطر وعید قربان شده. آیا شما این مسائل رانمی دانید؟. بعد ازنمازجماعت شب
    ، ۷۰ تا ۸۰ درصد دعاها فقط سخنان مریم ودعاهای او برای رهبری عقیدتی، یا دعاهای شما برای انقلاب مریم وخودمریم است؟!. چند تا هم از
    قران، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه است که درهمین دستگاه رهبری عقیدتی مصادره شده است. بیچاره خدا!، که چه حسادتی به شما می کند. حتّی
    بیشتر از اسماء خودش ، دردعاها، از صفات شما نام برده شده!. در دستگاه ایدئولوژیک شما ومریم، یک نفر اصلاً جایی ندارد وآن مظلوم،
    خداست!. حتّی درشروع دعاها یک بسمه الله وبنام خدای خشک وخالی ...هم نیست. چون اکثردعاها همان متن سخنرانیهای مریم درنشست ها
    وسخنرانی های او است، که تبدیل شده به دعاهای ما. این وضعیت یک روز تعطیل عید ما است!.
    بدون نشست ها روزانه نشست عملیات جاری، نشست غسل که البته اکنون روزانه شده، هم درلیبرتی وهم آلبانی...! نشست های لایه ایی با اف یا
    اف مقر یا بالاتر و نشست روزانه کمیته ها ،نشست صفر صفر، نشست کاری ونشست موضوعی و نشست سرویس تشکیلاتی ونشست...های بی
    پایان بحث های ۳۰ ساله، که هرماه یا هرسال این زنجیره درکمیّت وکیفیّت سخت تروبسته تروگریزناپذیرتر...شده است. شما که معنی نشست را
    می دانید چیست؟. تنها درماه رمضان سال ۱۳۹۲ بمدّت بیست روزازصبح تا نیم ساعت قبل ازافطار، مستمرویکطرفه حرف می زدید، بدون
    آنتراکت؟!.نصف این نشست درباره اقای دکتر کریم قصیم وآقای محمد رضا روحانی ولعن ونفرین ولجن مال کردن وتهمت زدن به آنها بود.)خوب
    است که زبان روزه داشتید!( وبازهم پس از افطار نیز، درنشست شبانه، یکباردیگر، بحث صبح تا عصر شما از روی متن چاپ شده مرورمی
    شد!. تنها ۳ ساعت برای نمازجماعت وافطاروشام ونشست عملیات جاری و ومروربحث ها... وقت داشتیم.
    با ولی، یعنی ،» علی « درشب شهادت امام علی هم باز سنّت شد وسنّت اش کردید!، تا بازهم هرسال در شب قدربه دیدارمولاعلی برویم؟! امّا بجای
    ولی فقیه مجاهدین، و با شما وبرای شما، تجدید عهد وپیمان بکنیم وبنویسیم!، وقدرمان ونقشه مسیرمان را رقم بزنیم!. همه چیزازشما شروع وبه
    شما ختم می شود!. هنوزهیچ کس درخارج ازسازمان نمی داند که ما چند باردرسال مجبوریم با شما تجدید عهد کنیم!. این تجدید عهد وپیمان جدای
    ازآن تجدید عهدهایی است که شما در شرایط سیاسی مشخص نشست می گذارید، ودستورنوشتن تجدید عهد می دهید. بامتن ازپیش مشخص شده ایی
    بنویسند. تا بعد قابل استفاده)سوء استفاده(باشد. با کاربرد دوگانه، هم » با دستخط خودشان « که خودتان نوشته اید! وهمه باید همان متن دیکته شده را
    برای شهدا وهم برای جداشدگان.
    و بارها خودرانظرکرده ائمه معرفی می کرد. امّا آنچه جریان - - » خدا شاه میهن «: آقای رجوی! شما چه چیزی را ارائه می دهید؟. شاه می گفت
    داشت ومی دیدیم تنها دعا وثنا وستایش واظهار چاکری، چاپلوسی و نوکر منشی به اعلیحضرت همایونی بود.
    روزنامه اطلاعات (». سلطنت خلاف حقوق بشر است «: خمینی آمد و گفت ۱۲ بهمن(، وبعد ولایت فقیه راجایگزین کرد با سلطنت. و ولایت فقیه
    خدا - « . و...امرکرده بود » اسلام « وحجّت » الله« را هم آببندی کرد به ولایت مطلقه، خدای فقیه هم جبّاری بود که، تنها به ولایت آنها بعنوان آیت
    ولایت فقیه ونهادهای زیردست آن ازجمله سپاه که بزرگترین کارتل اقتصادی وسرکوب – – - . » خدا ولایت فقیه سپاه « تبدیل شده به » شاه میهن
    وصدورتروریسم بود به همین دلیل غیرقابل نظارت وحسابرسی وپاسخگویی شد.
    آیا جا داشت ودارد که یک رهبری مطلقه عقیدتی دیگری راسوارتاریخ وجامعه ». ولایت فقیه یک حاکمیّت ضدبشری است «: شما آمدید وگفتید
    وروح وروان انسانها ومردم ایران کنیم، آنچنانکه سه دهه برای تشکیلات واعضای خودتان یک هیولای ایدئولوژیک تمام عیاردرغارتوتالیتاریسم
    عراق وویران شهراشرف، ارائه دادید؟.
    رهبری عقیدتی درهزارتوی خودشیفتگی خویش
    دردستگاه رجوی انسانها پسین مرگ جاودانه می شوند، ومن می گویم انسان دربودنش جاودانه باشد، والا چنین امری جزمُ رده خواری، چیزی بیش
    نیست. استفاده ازگوشت مُ ردگان آیینی است که رجوی چنین، کبابش را باد می زند. ایدئولوژی رجوی چیزی ازجنس مرگ است. ازنظر او مرگ
    چیز خوبی است، اما نه برای خویش. ظرافت بیان او ازمرگ ورقص بالای دارآنقدرقهرمانانه واحساسی است که، خودش هرگز با چنین احساسی
    خو نگرفت وهماره ازآن فراری بود.
    همچنانکه درمسائل خطی وسیاسی با خون سفره تبلیغات را رنگین می کرد. رجوی برای شکوه نامش، شکوفه های خونین سربدارمی خواست.
    ». پس ازمرگتان هم من صاحب خون شما هستم «: ومی گفت
    بْ ه بْ ه! چقدررشد کردی!، چقدرفهم وادراکت بالا «: درنشست ها، همه همان چیزهایی را می گفتند که رجوی می خواست بشنود. ورجوی می گفت
    قدرت، ازرجوی چنین جانورتنهایی ساخته بود، که نمی توانست به هیچ کس اعتماد کند. رجوی می دانست که آنها حقایق را نمی » وبالاتررفته
    گویند. ازطرفی هم می دانست که اگر حقایق رابگویند، که هیچوقت هم چنین امکانی وجود ندارد، وضعیت ازاین که هست پست ترخواهد گشت.
    را دررهبری عقیدتی یافت. همانطور که خمینی درولایت فقیه. او انتخاب کرد هیچ کسی با اوحرفهایش رانزند. بلکه همان » ماهیتش « رجوی
    چیزهایی را بشنود که خودش می گوید ومی خواهد بشنود. درخارج از تشکیلات هم، که امکان حرف زدن ونقد و مخالفت وجود دارد، انگ ولجن
    پراکندن را سازوکاردفاعی خویش قرارداد. زیرسایه رهبری عقیدتی، روزو روزگار روشنی نداشتیم. ما باید مدتها به حالت انتظارمی مانیم تا
    اوظاهرشود، اما هربارهمان نگاتیو، بیش ازپیش سیاه ترمی نمود. گویی هیچگاه ما تصویر روشنی ازجهان نخواهیم دید. درچنین روزهایی، دیدن
    مهاجرت پرندگان درآسمانی که هیچ مرزوحصاری ندارد، رؤیای دردناکی بود که، غمگنانه ازپرده ی ذهن می گذشت. زیرا جهانی که ما درآن
    قرار داشتیم، همه امور ومسائل ما درهم، زنجیردرزنجیر شده بود.
    توحید یعنی رهبری عقیدتی
    دریک کلام یعنی:
    هرچه آن خسرو کنَد شیرین بُوَد؟
    » سیاسی « توحید درزمینه
    ۱۰ ( سازمان ورجوی هماره می گفتند: تیم های ملی ورزشی، نمایندگان رژیم ولایت فقیه است. وبه همین دلیل هرگز هیچ خبری ازآنها پخش نمی
    کرد. ویا اگر درخارج از کشور مسابقه داشتند برخلاف ایرانیان برای تماشا یا حمایت به استادیوم نمی رفتند وآن تیم ها مارک رژیمی می خوردند.
    درتیرماه سال ۱۳۷۷ درمسابقه فوتبال جام جهانی بین ایران وامریکا، درلیون فرانسه، سازمان برای کار سیاسی بسیج داد به استادیوم رفته وشعار
    و هنگامی که گل زده می شد می »! بچّه ها ما گل می خوایم « : سیاسی بدهند. از قضا شعارهایی درحمایت از تیم ملی فوتبال می دادند و یامی گفتند
    و...، امّا این اوّلین وآخرین باری بود که چنین کاری صورت گرفت. وباز هم تمامی تیم های ملی که به خارج می رفتند » بچّه ها متشکریم «: گفتند
    تیم های رژیم آخوندی نام گرفته وبایکوت می شدند. دراین زمینه هم شاخص فقط رهبری عقیدتی ) رجوی( است!. اگر او تصمیم بگیرد به مسابقه
    فوتبال رفته واز تیم ملی هم با شعارها حمایت کند، این مشروع، اصولی، ومردمی است!، امّا اگر خودش فرمان بدهد نروید، رفتن وحمایت کردن
    ویا دنبال کردن اخبار تیم ملی و... بی مرزی با رژیم محسوب می شود؟. معنی مرزبندی تنها با شاخص خودش)رجوی( بیان می شود. خود را
    مطلق می داند که اگر دراستادیوم حضور پیدا کرد، تشویق تیم ملی وهمراه با شعار سیاسی اصولی است، امّا عدم حضورشان، باعث نامشروع
    هم یکی ازکارکردهای رجوی » سیاسی « شدن آن می شود. درواقع حضور ومشروعیّت سیاسی درتیول رهبری عقیدتی است. توحید درزمینه
    است.
    عکسهای آقا وخانم رجوی درمسابقه فوتبال ایران وامریکا درلیون فرانسه
    پیام تبریک مریم رجوی به مردم وتیم ملی فوتبال عراق؟
    جالب اینجاست که مسعود رجوی ومریم رجوی تیم ملی فوتبال ایران وهمه تیم های ملی را، تیم رژیم آخوندی می دانند!. برای پیروزی تیم فوتبال
    عراق، به مردم عراق وتیم ملی این کشور تبریک میگوید:
    گویی این تیم ملی فوتبال عراق، تحت حاکمیت دولت مالکی وبقول رجوی تحت امر رژیم آخوندی درایران نیست؟. وچندین سال این دولت را به
    ولی فقیه وخامنه ایی نسبت نمی دادند؟. وکاربه چاپ عکس درنشریه وتبریک کمیته ورزش شهراشرف نیز کشیده می شود:
    هرگونه تماس ومراوده وحمایت ازرژیم، فارغ ازجناح بندیهای درونی این مرزسرخ اعلام شده بود!. اما طبق ۷۷ همچنانکه طبق بیانیه ملی سال
    نامه به خامنه ایی ورفسنجانی و همچنین به مجلس خبرگان رهبری، ازاین دست شیرینکاریهای رجوی »؟ هرچه آن خسرو کنَد شیرین بُوَد « : معمول
    است.
    ۱۳۹۶ اسفند ۱۰ سایت حقیقت مانا سیامک نادری –

    محبوب‌ترین مطالب (رونوشت)