• امروز دوشنبه, 23 مهر 1397 - Mon 10 15 2018
  • پیوند رهایی

    اخبارروز

    عقب نشینی های مریم رجوی در تشکیلات فرقه آغاز فروپاشی کامل آن

    Résultat de recherche d'images pour "‫رجوی و جدا شدگان و خطوط سازمان‬‎"عقب نشینی های مریم رجوی در تشکیلات فرقه آغاز فروپاشی کامل آن

    برای جلوگیری از ریزش روزافزون نیرو و به دنبال فرارهای اخیر از زندان اشرف 3 در آلبانی، مریم رجوی بیان علنی انتقاد از خط و خطوط سازمان را برای اولین بار آزاد کرد!!

    مریخی در نشست: «راه حل بدهید که سازمان چه کار کند؟ سازمان خود شما هستید»!!

     

    نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) در عراق

     

     به دنبال فرارهای اخیر از زندان اشرف 3 در آلبانی که گزارشهای آن در سایتها منتشر شده است (فرار موسی دامرودی و غلامرضا میرزایی) و در حالیکه بعد از گرفتن تعهد «عضویت بازگشت ناپذیر» و ترساندن از «جهنم خدا» در صورت جدا شدن و گرفتن امضای «عهد نامۀ سرنگونی – کارزار شماره 10 مؤسسان چهارم» و حصار و بتون سازی و دیوار و سیم خاردارکشی از نوع همان که در اشرف عراق بود و بعد از اینهمه تمهیدات قرار نبود که دیگر کسی فرار کند یا اعلام جدایی کند و رهبران فرقه فکر کرده بودند که همۀ درها را بسته و سوراخ سمبه ها را گرفته اند؛ اما دیدند که باز هم فرارها به شیوه هایی دیگر از همان زندان تو در توی اشرف 3 و هفت حصار فکری و ذهنی تشکیلاتی شروع شده است، مریم رجوی به فکر چاره افتاد و از آنجا که دیگر بیشتر از این امکان ترفند و بند سازیهای مجدد و محکمتر کردن حصارهای فیزیکی و ذهنی امکان پذیر نبود آن هم در خاک اروپا و دنیای آزاد، لذا به ناچار و از روی استیصال شروع به شل کردن بندها و حصارهای تشکیلاتی کرده بلکه سوپاپ اطمینانی برای این دیگهای در حال انفجار زندان جدید تشکیلاتش تدارک ببیند که تماما آشفتگی تشکیلات در زندان اشرف 3 را می رساند.

    قضیه این است که به گفتۀ دوستان جداشدۀ ما از فرقه در آلبانی که خبرهای داخل تشکیلات را از افراد ناراضی و مخالف داخل فرقه که به عللی نمی توانند بیرون بیایند به صورت ارتباطات مخفی دریافت می کنند برای اولین بار در تاریخ سازمان بیان انتقاد از سازمان را مشروع کرده اند که قبلا منحصر به کار افراد بود و اگر انتقاد و مخالفت با رهبری و خطوط سازمان و دستورات مسئولین حتی به ذهن کسی می رسید باید آنرا بیان کرده و از خودش در جمع انتقاد و توبه می کرد که چرا این به ذهنش زده است و باران فحش و بد و بیراه بر سر او می باراندند. آیا این مثل همان عقب نشینی های شاه و نخست وزیری بختیار است که دیگر دیر شده بود و سقوط کرد؟ آیا این مقدمه یا آغاز فروپاشی کامل این فرقه نیست؟ آیا باز کردن این شکاف اضطراری و سوپاپ اطمینان در این دیگ در حال انفجار برای جلوگیری از ریزش نیرو حتی از زندان مخوف اشرف سه خواهد توانست از انفجار آن و فروپاشی فرقه جلوگیری کند؟

    دوستان ما در آلبانی خبر زیر را از داخل تشکیلات فرقه به دست آورده اند:

    زهرا مریخی اخیرا طی نشستی به صورت مفصل در مورد موضوع «بیان تناقضات» برای اعضا و مسئولین سازمان صحبت کرده و برای اولین بار در تاریخ سازمان گفته که بیان تنها بیان گافها و اشتباهات و فاکتهای نقض ضوابط و تخلفات و کوتاهی ها و فاکتهای جنسی و «لپر» خوردنها و بیان افکار منفی در مورد خط و خطوط و سیاستهای سازمان و انتقاد دیگران از فرد نیست بلکه فرد و دیگران باید بعد از گفتن فاکتها توسط فرد و انتقاد او از خود و انتقاد دیگران از او و بیان افکار منفی و عدم پذیرش در مورد خطوط سازمان راه حل و پیشنهاد بدهند که از چه ریلی باید حرکت کرد.

    زهرا مریخی در این نشست گفته است: «بحث ما برخورد درست با تناقضات و بیان آنها است. بیان خالی به چه درد می خورد؟ مثلا یکی پشت سرتان حرف زده یا گزارشی از شما نوشته و دست خودتان افتاده یا هر برخورد و تناقضی داشته باشید باید چه کار کرد؟ در این رابطه اولا نباید بی تفاوت بمانید و بگویید ولش کن همیشه همین است یعنی نباید نا امید بشوید. ثانیا نباید تناقضاتتان را که بسیاری می تواند واقعی باشد یعنی مشکلات واقعی هستند به گردن تشکیلات و سازمان بیندازید بلکه باید بجنگید و مسئولیت بپذیرید تا مشکل و تناقض سازمانی حل شود».

    زهرا مریخی در ادامه گفته است که شما نباید مشکلات را گردن سازمان بیاندازید سازمان کسی غیر از خود شما نیست پس مشکلات به سوی خودتان برمی گردد. وی افزوده است: «چرا سازمان را مقصر می شمارید و همه اش می گویید سازمان این کار را نباید می کرد یا این کار را باید می کرد؟ چرا می ترسید و این حرفها را در محفلهای خودتان مطرح می کنید بعد هم می آیید گزارش می آورید و تناقضات و فاکت محفل خودتان را بیان می کنید؟ چرا می ترسید همان را که در محفلتان گفته اید بیایید در جمع بیان کنید؟ اگر واقعی است راه حل جلوی سازمان بگذارید. مگر سازمان چه کسی است؟ سازمان همۀ ما هستیم . چرا اشکالات را رو به بیرون و تهاجمی می کنید این ضعف شما است؟ شما با این برخوردتان بین خودتان و سازمان فاصله ایجاد می کنید و بیگانه می شوید و این زمیۀ اپورتونیسم و انحلال طلبی است درست مثل دشمن یعنی این طوری حرف دشمن را می زنید و از جیب سازمان در می آورید و ناخواسته در جیب دشمن می ریزید پس باید بیان کنید و انتقاد کنید و مایه گذار باشید و خسته نشوید .... و با برخورد فعال با تناقضات یعنی بیان سازنده و انتقادی اشکالاتی که می بینید و به ذهنتان می زند روحیه پیدا کنید».

    اولا اینها حرفهای خود زهرا مریخی نیست بلکه دیکته شدۀ کامل و کلمه به کلمه از سوی مریم رجوی به او می باشد و چنین تغییر اساسی روش و استراتژی در داخل تشکیلات امکان ندارد با اطلاع یا دستور مریم رجوی نباشد. ثانیا باید گفت حضرت خانم عضو رهبری دو نفری عقیدتی سازمان مجاهدین چرا و چه شده و چه عاملی موجب شده که بعد از سی سال خط کشی و حصار کشی بتونی بین اعضا و مسئولین و فرماندهان و رهبری سازمان و ایجاد رابطۀ فرمان و اجرای فرمان و تلقین و تبلیغ و ترویج پیوسته حتی با نمایشنامه و سرود و شعر اینکه: مجاهد باید فقط گوشش باز باشد و دهان و چشمش وذهنش باید بسته باشد!! و اینکه حتی اگر بدانید در جبهۀ جنگ با دشمن در صورت اجرای فرمان بالادست شکست می خورید باید اجرا کنید و شکست بخورید و هر گونه نافرمانی حتی اگر به پیروزی بر دشمن منجر شود خیانت است!... بله بعد از اینهمه ضوابط و مقررات و اصول تشکیلاتی و بعد از اینکه سالها یکی از فاکتهای اجباری نشستهای روزانۀ موسوم به عملیات جاری نوشتن تناقضات ذهنی در رابطه با خط و خطوط سازمان و رد آن تناقض و انتقاد از خود به جای «بیان انتقاد از سازمان» که چرا اصلا چنین فکری به ذهنش رسیده که فلان خط سازمان غلط است و ریشه یابی این فکر که آخرش هم به «نرینۀ وحشی» یعنی مسائل جنسی می رساندند، و بعد از گرفتن آن تعهد «ترس جهنمی» از همۀ افراد همین نشستها قبل از رفتنشان به اشرف سه مبنی بر سرسپاری تمام عیار و بازگشت ناپذیر به رهبری، حالا آمده و یکشبه تمام این رشته های سی سال را پنبه می کنید و می گویید: تنها بیان تناقضات به درد نمی خورد باید ذهن را باز کرد و از خط و خطوط سازمان انتقاد کرد و پیشنهاد و راه حل هم ارائه داد؟ پس چرا در تمام این سالیان هر کس را چنین حرفی زده و اعتراض کرده که چرا نباید انتقاد اساسی از خط و خطوط رهبری و سازمان داشت بریده و اپوزیسیون داخلی و مدیر شعبۀ سپاه پاسداران در داخل تشکیلات نامیده اید؟ و احیانا در دیگها او را جوشانده و یا سربه نیستش کرده اید؟ پس چرا و به چه جرمی علی زرکش را رجوی به اعدام محکوم کرد؟ مگر جرمش غیر از انتقاد از خط رهبری و ارائۀ پیشنهاد برای خط و سیاست دیگری بود؟.

    این هم که مریم رجوی از زبان زهرا مریخی گفته «سازمان کسی جز شما نیست» دقیقا عکس العمل زبونانه و ذلت بار در برابر نوشته ها و گفته های جداشدگان می باشد که: «هر خط و سیاست غلط و نادرست را به عنوان اینکه خط سازمان است تحمیل می کردند و ما هم هر خط و سیاست و تحلیلی را نمی فهمیدیم یا نمی توانستیم بپذیریم می گفتیم خوب سازمان می گوید حتما سازمان چیزی می داند که ما نمی دانیم». خوب حالا چه شده سازمان که مساوی با رهبری عقیدتی بود شده همۀ افراد و اعضا؟ یعنی همه شده اند رهبر عقیدتی؟؟!!!

    این را می گویند: خانه نشینی بی بی از بی چادری است!! و در اینجا هم عقب نشینی بی بی قجر از بی «چاره» گی در برابر موج روز افزون فرارها و سوراخ شدن دیوارها و حصارهای در حال ریزش حتی در زندان اشرف 3 و به منظور جلوگیری از فروپاشی فرقه اش می باشد و بس.

    نوشتن دیدگاه


    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    محبوب‌ترین مطالب (رونوشت)